۱۳۹۳ فروردین ۷, پنجشنبه

مساله پشتون


یکی از کتابهایی که باید امسال خواند «مساله پشتون» است. نویسنده این کتاب یک پشتون وزیرستانی به نام ابوبکر صدیق است که در بخش انگلیسی رادیو آزادی به عنوان گزارشگر کار میکند. او در دوران تحصیل ماستری، شاگرد بارنت روبین افغانستان شناس دانشگاه نیویورک بوده و آقای روبین، حسن کاکر و احمد رشید از جمله سه تنی هستند که در پشت جلد کتاب، تقریض های کوتاهی در توصیف اثر آقای صدیق نوشته اند.

این کتاب قرار است در ماه می (کمتر از دو ماه دیگر) نشر شود، ولی آنچه که از خلاصه کتاب برمی آید آقای صدیق کوشیده است پشتونها را نه به عنوان عاملین تروریزم و طالبانیزم در منطقه، بلکه به عنوان قربانیان این دو پدیده معرفی کند. 

در متن تبلیغاتی کتاب، ایده اساسی آقای صدیق چنین توصیف شده است:  "ابوبکر صدیق نشان میدهد که ناکامی، یا حتی عدم اراده لازم، در افغانستان و پاکستان جهت ادغام پشتونها در ساختار حکومت و شریک کردن آنان در بافتهای سیاسی و اقتصادی کشور، دلیل اساسی ناکامی ملت سازی و دولت سازی در این دو کشور بوده است."

درباره پاکستان چیزی نمیدانم ولی عقیده آقای صدیق کاملاً با واقعیت تاریخ افغانستان در تضاد است. طی دوصد سال گذشته تمام قدرت سیاسی و اقتصادی در کشور در انحصار پشتونها بوده و بقیه اقوام سهمی بسیار اندک و نمادین در حکومت داشته اند.  فقط از سال 1992 قواعد بازی--پس از درگیری های درازمدت و خونین، تا حدودی تغییر کرده است. حتی در حکومت پس از طالبان، کلیدی ترین موسسات سیاسی و اقتصادی افغانستان در دست پشتونها بوده است. با وجود این شواهد، باز هم جای بسیار خوشی است که ابوبکر صدیق عنصر قومیت و  به خصوص مساله پشتونها را در منازعه افغانستان به بحث گذاشته است. معمولاً پشتونهای افغانستان از صحبت درباره چنین موضوعاتی خودداری میکنند ولی واقعیت این است که از مشکل فرار کردن مشکل را حل نمیکند. باید آن را بحث کرد و شناخت تا از آن طریق راه حلی برای آن پیدا کرد. آنها را قهرمان خشونت یا قربانی آن بدانیم، بدون شناخت پشتونها، شناخت مساله افغانستان ناممکن است. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر