۱۳۹۲ تیر ۱۷, دوشنبه

همه وبلاگ نویسان خوب کجا رفته اند؟

امروز آمدم کتابخانه با این قسم ابوالفضل که حتماً این مقاله ای که چند هفته است می زنم خلاص شود خلاص نمی شود را خلاص کنم. درست حدس زدید، پنج ساعت از آمدنم گذشته و هنوز مقاله را باز نکرده ام و تمام مدت خورده ام و نوشیده ام و وبگردی کرده ام و حالا هم سری به این خراب شده ی فراموش شده زده ام. حالا هم خسته ام و به قول هراتی ها، «سر دل» مقاله نویسی ندارم.

 امشب در میان یله گشتی های انترنتی، سری به وبلاگ هایی زدم که زمانی، به درستی، فکر می کردم که قلب و روح انترنت هستند. یک قافله وبلاگ نویس در کابل بود و از شعر و قصه و سیاست و خاطره و شایعه و واقعه، هر چیزی را می شد در آنها یافت. چیزی که امشب متوجه شدم این بود که  آن وبلاگ ها کم شده اند و نویسندگان شان کم کار تر شده اند و در کل، حالت رخوت و خواب آلوده گی فضای وبلاگستان افغانی را فراگرفته است.

از میان وبلاگ نویسان افغان، نسیم فکرت، که به ادعای برخی ها به شمول خودش، «پدر وبلاگ نویسی افغانستان» است، حالا وبلاگ بسیار مشهورش، یادداشتهایی از کابل را آپدیت نمیکند و کسی دیگر آن را نمی شناسد. نسیم که زمانی مقالاتی درباب سکس در قرآن نشر می کرد و داد و بیداد مومنان را بیرون می کرد، هنوز هم عشق اش به اسلام عزیز را از دست نداده و به تازه گی وبلاگ عربی ساخته بنام «الصفحه للخربشات» و چپ و راست عربی می نویسد - خواندن وبلاگ عربی نسیم، برای لحظاتی روحم را شاد کرد و نزدیک بود سکوت کتابخانه را با یک قهقه ی بلند در هم بشکنم. یا ایها النسیم الفکرت، انک موجود عجیباً غریبا!

در میان وبلاگ نویسانی که هنوز مرتب می نویسند، شهرزاد اکبر، عبدالواحد رفیعی، ظاهر نظری، رزاق مامون، معصومه ابراهیمی و چند تن از دوستان تازه قلم دیگر هستند که امیدوارم هیچگاه از نوشتن باز نایستند. شاید وبلاگ نویسان فعال دیگری هم باشند که امشب نتوانستم به شان سر بزنم و از قید قلم باقی ماندند.

به هر صورت، امشب حس نوستالژی سال های گذشته مرا به وبلاگ خوانی واداشت. وبلاگ نویسی یک ژانر نوشتاری است که با ظهور انترنت شایع شد. این نوع نوشتن با خاطره نویسی و یادداشت روزانه نویسی و روزنامه نگاری تفاوت دارد - هرچند مشترکاتی هم با هم دارند. در فرهنگ شفاهی افغانی که بسیاری از باسوادهای ما از قلم-هراسی رنج می برند، وبلاگ نویسی یک راه بسیار خوب برای تمرین نوشتن است و ترویج کلام کتبی و تولید متن. من هر کسی را  که می شناسم، به خصوص جوانان و دانشجویان را، تشویق میکنم که وبلاگ درست کنند و وبلاگ نویسی کنند تا  از این طریق مهارت های نوشتاری شان را بهتر کنند. برای بهتر نوشتن فقط یک راه وجود دارد: زیاد نوشتن. و محیط آزاد و بی دغدغه وبلاگ این فرصت را برایت می دهد که بدون ترس از  پیشداوری و احساس محدودیت، به قول طلبه ها، ما فی الضمیر خود را، بی باکانه بروز بدهی، و در این بروز دادن های کتبی آنقدر ادامه  بدهی تا یادبگیری که چگونه خوب و بی عیب و منسجم افکارت  را در قالب نوشتار در بیاوری. کاش همه وبلاگ می نوشت در افغانستان، به خصوص بچه های مکتب.

این یادداشت را  برای قدردانی از  تمام وبلاگ نویسانی نوشتم که با نوشته های شان، فضای وب افغانی را زیبا و صمیمی و شاد و آگاه نگهمیدارند. صحت و عافیت و برکت برای همه ی تان آرزو میکنم.

- علی کریمی
نیمه شب بارانی هشت جولای، کتابخانه دانشگاه اتاوا

۵ نظر:

  1. از میان آن وبلاگ نویسان خوب کابل که این روزها ما را از خواندن نوشته هایش محروم میکند همانا علی کریمی و وبلاگ دوشنبه هایش است. ما هم به ایشان توصیه میکنیم که بنویسند تا دری نوشتن از یادشان نرود! :)

    پاسخحذف
  2. البته من از قدیم هم چندان وبلاگ نویس خوبی نبودم. با زیاد شدن سرگردانی ها، وبلاگ و وبلاگ داری هم فراموش آدم می شود.

    پاسخحذف
  3. همه مشکل از دست فیسبوک لعنتی است. فیسبوک بازار وبلاگ را کساد کرده است. آلی اکثر نویسندگان وبلاگها به قصار نویسی در صحفه ی فیسبوک روی آورده اند. مشتری های وبلاگ ها بیشتر به فیسبوک و تویتر روی آورده اند و بسیار کم اند کسانی که هنوز وبلاگ بخوانند.

    پاسخحذف
  4. فرصت را غنيمت ديدم وبلاگم را معرفي كنم. گرچه تازه كارم اما خوشحال ميشوم خوانده شوم.

    پاسخحذف
  5. وبلاگ نویس های خوب قدیمی از نمد وبلاگشان کلاهی دوخته اند و به خارج رفته اند یا در افغانستان صاحب موسسه ای شده اند و مصروف شمارش پولهایشان. دیگر وقتی برایشان نمانده که وبلاگشان را آپدیت کنند

    پاسخحذف