۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

بز بامیانی: درباره انیمیشن «بز چینی»

پوستر فلم بز چینی
فلم «بز چینی» این هفته در کابل برای اولین بار به نمایش عمومی درآمد. این فلم 20 دقیقه یی، طولانی ترین انیمیشن سینمای افغانستان تا کنون است.

انیمیشن «بز چینی» درباره بز سفید و زیبایی است که همراه با سه طفلش در دره بامیان زنده گی میکند. روزی بز از خانه بیرون می شود و به اطفالش می گوید تا خودش برنگشته است به روی هیچ کسی دروازه را باز نکند. گرگ مکار که از  قضیه باخبر شده است پشت دروازه آمده و صدایش را مثل مادر بزغاله ها ساخته و از آنها میخواهد که دروازه را باز کنند. اول آنها قبول نمی کنند ولی بعد از اصرار زیاد، یکی از بزغاله ها که کوچک تر است دروازه را باز میکند و گرگ داخل خانه می شود. گرگ تمام اطفال بز چینی را میخورد مگر یکی از آنها را که در تنور پنهان شده است. وقتی بز چینی پس به خانه می آید خانه را خالی می بیند و ماجرا را از زبان بزغاله یی که در تنور بود می شنود.

او نزد آهنگر رفته و شاخهایش را تیز می کند و میرود با گرگ بجنگد. او پس از یک جنگ تن به تن گرگ را مجبور میکند تا دو بزغاله او را از دهن بیرون کرده و پس به او بدهد. بزچینی با کودکانش پس از آن با خوشحالی به سوی خانه می روند.

در فلم عباس علی یک پیرمرد ریش سفیدی وجود دارد که  راوی فلم است و تمام قصه را به صورت نظم روایت میکند. صدای پیرمرد را نوای دمبوره هزاره گی همراهی میکند، چیزیکه به حس عامیانه بودن فلم می افزاید. این فلم هرچند پس از تخریب مجسمه های بودا توسط طالبان ساخته شده است، ولی عباس علی در فلمش مجسمه های «صلصال» و «شمامه» را  به صورت کامل و بی عیب در دل دره بامیان قرار داده است. 

باید یادآور شد که در پس پند مادرانه ی این داستان ساده و کودکانه، معانی سیاسی واضحی نیز نهفته است که بیننده ی آشنا با تاریخ افغانستان آن را به سهولت درک خواهد کرد. ولی عباس علی چیزی را  بر داستان فولکلوریک نیافزوده است و هیچگاه تلاش نکرده است به فلمش رنگ و روی سیاسی بدهد.  

داستان «بزچینی» برگرفته از یک قصه ی فولکلور کودکانه است. این داستان به خصوص در مناطق مرکزی افغانستان بسیار مشهور است و تقریباً هر کسی آن را از زبان والدین اش شنیده است. عباس علی انیماتور افغان بر اساس این داستان فلمی ساخته است که از بسیاری جهات حادثه یی در سینمای افغانستان به حساب می آید.

ادبیات کودک
ادبیات کودک به اشعار و داستانهایی گفته می شود که برای استفاده کودکان تولید می شوند. این ژانر ادبی هرچند تاریخ طویلی دارد ولی از قرن 17 میلادی به بعد به صورت منظم تری در ادبیات اروپا رواج یافت. در قرن  19 میلادی هانس کریستین اندرسن نویسنده ی دنمارکی که به عنوان پدر ادبیات کودک شناخته می شود، با نوشتن داستانهای بسیار موفق کودکانه از جمله «دختر گوگرد فروش» به رشد و جهانی شدن این ژانر ادبی بسیار کمک کرد.

در افغانستان نخستین توجه جدی به ادبیات کودک در زمان امیر حبیب الله خان در اوایل قرن 20 وقتی اتفاق افتاد که روزنامه سراج الاخبار نشریه یی را به نام «سراج الاطفال» به عنوان ضمیمه برای کودکان منتشر کرد. بعدها در دهه 1330 خورشیدی روزنامه انیس ضمیمه «انیس اطفال» را نشر کرد که نشانگر اهمیت موضوع برای اصحاب مطبوعات آن زمان است. پس از آن، نشریات دیگری هم بخشی از صفحات شان را به مطالب مخصوص اطفال اختصاص دادند.

ولی باید یادآور شد که کتابهای درسی ابتدایی که برای نخستین بار به صورت جدی در زمان حکومت امیر امان الله خان تالیف می شدند هم می تواند بخشی از ادبیات کودک به شمار بیاید. چون در این کتابها مضامینی چاپ میشد که مطابق درک و سلیقه اطفال بود و نوشتن چنین مضامینی به مهارت خاصی نیاز داشت.

در دهه شصت خورشیدی ادبیات کودک هم در داخل افغانستان و هم در میان جمعیت های بزرگ مهاجرین در خارج از کشور رواج بیشتری یافت. بخصوص که در سال 1358 خورشیدی در زمان نورمحمد تره کی برای اولین بار تلویزیون در افغانستان افتتاح شد و بخشی از برنامه های آن را سرگرم کردن کودکان تشکیل می داد. تلویزیون و دیگر مطبوعات دولتی تعداد زیادی از نقاشان، آهنگسازان، قصه پردازان و شاعران را برای تولید برنامه های کودکانه به استخدام خود درآورد.

پس از سقوط طالبان برنامه های رادیویی و تلویزیونی در کشور با گسترش رسانه های غیردولتی زیاد شد. ده ها نشریه مخصوص کودکان در افغانستان نشر شد و تمام تلویزیون ها بخشی از برنامه های صبحگاهی و عصرانه ی خود را به اطفال اختصاص داده اند. حتا تلویزیون «آریا» که در کابل جدیداً تاسیس شده است تمام برنامه هایش برای کودکان تولید و نشر می شود. امروز چندین برنامه کارتونی تلویزیون های آمریکا به زبان دری دوبله شده و از تلویزیون ها به نشر می رسند.

«مکتب گریز»
عباس علی، 35 ساله که اصلاً از ولایت غزنی است هنر انیمیشن را در پاکستان در مدرسه هنر و معماری کراچی فراگرفت و بسیار زود به کار حرفه یی شروع کرد. او از زمانیکه در سال 2003 از مدرسه هنر فارغ شد تا اواخر 2011 در شرکت های فلمسازی پاکستانی کار کرد و سر از سال 2012 پس به وطن بازگشته است و فعلاً مدیر هنری یک شرکت تبلیغاتی است.

او درباره علاقه اش به هنر انیمیشن می گوید: «از زمانیکه کودک بودم عشق عجیبی به فلمهای کارتونی داشتم که از تلویزیون پخش می شد. بسیار وقت ها از مکتب می گریختم تا برنامه کارتونی دلخواهم را در تلویزیون تماشا کنم و گاهی به خاطر این کار لت هم میخوردم. این علاقه باعث شد که از بسیار خردسالی به طراحی و نقاشی شروع کنم و در نهایت به مدرسه هنر راه بیابم.»

به عنوان یک مهاجر افغان در شهر کویته پاکستان، عباس علی به فکر انجام کاری بود تا رابطه او را با فرهنگ کشور اجدادی اش برقرار کند. در سال 2003 ایده ی این فلم به ذهنش رسید و از حسین علی یوسفی یکی از نویسنده گان مشهور افغان در کویته خواست تا فلمنامه آن را بنویسد. آقای یوسفی فلمنامه را به زبان فارسی و به لهجه هزاره گی نوشت. عباس علی سپس در خانه اش به ساخت فلم به صورت انیمیشن سه بعدی شروع کرد. او به همکاری چند تن دیگر تقریباً 80 فیصد کار را در خانه انجام دادند ولی برای تدوین نهایی آن به کامپیوترهای پیشرفته یی نیاز داشتند که حتا کرایه کردن آنها از توان او بیرون بود. در سال 2008 پس از بحران اقتصادی جهانی، شرکت های انیمیشن پاکستانی نیز که اکثراً مشتری های غربی داشتند با بیکاری رو برو شدند. همین بود که با استفاده از فرصت پیش آمده عباس علی توانست شرکت «پست آمازر» را که در آنجا کار می کرد قانع کند که کار تدوین و صداگذاری فلم را انجام بدهند.  در ماه مارچ 2011 بالاخره کار تولید «بزچینی» پس از چندین سال تلاش به پایان رسید.

کویته
شهر کویته که این روزها به خاطر کشتار هدفمندانه هزاره ها توسط گروه های وهابی در سرخط اخبار جهان قرار گرفته است از قدیم محل زنده گی جمعیت کلانی از مهاجرین افغان بوده است. اگر در ایران، شهر مشهد مکانی برای رشد ده ها شاعر و داستان نویس افغان بوده است، در پاکستان شهر کویته جایی بوده که از آنجا چندین نقاش و انیماتور بسیار خوب افغان برخواسته اند.

در کویته اما کشتارهای چند ماه اخیر زنده گی را بر مهاجرین افغان بسیار تنگ کرده است. در سال 2009 حسین علی یوسفی نویسنده ی «بز چینی» در یکی از این حملات هدفمندانه توسط افراد ناشناس کشته شد. وقتی جسد او در کنار سرک افتاده بود کسی تلفن موبایل او را برداشته و به اولین کسی که در لیست شماره های او بود زنگ زد تا جسد او را شناسایی کند. اتفاقاً این شخص کسی نبود جز عباس علی که در آن روز به کراچی رفته بود. عباس مجبور شد به کویته به دوستانش زنگ بزند تا جسد نویسنده ی مقتول را از سرک بردارند.

فلم «بز چینی» هرچند شاید از نگاه تدوین و صداگذاری اشکالاتی داشته باشد، ولی تا هنوز، بهترین فلم انیمیشنی است که یک سینماگر افغان آن را ساخته است. اهمیت این فلم در اینجاست که نشان میدهد هنرمندان افغان به مرحله یی رسیده اند که می توانند کودکان کشور با با قصه های افغانی سرگرم کنند. بدون شک، پس از سالها تماشای «تام و جری» آمریکایی، دیدن «بز چینی» بامیانی برای هر طفل افغان تجربه ی لذت بخشی است که هیچگاه فراموش نخواهند کرد.
.................
این مقاله قبلاً با کمی تغییرات ویرایشی در دویچه وله دری نشر شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر