۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه

سینما در شهر شاعران

طالبان در سال 1375 یگانه سینمای شهر هرات را تخریب کردند و به جای آن به ساختن یک مسجد پرداختند. ساختمان مسجد هنوز به اتمام نرسیده بود که دولت طالبان سقوط کرد و حکومت کرزی به قدرت رسید. حکومت جدید، کار نیمه رها شده ی طالبان را تکمیل کرد و مسجد را در نهایت ساخت. این مسجد هنوز پابرجاست و مردم شهر در مکانی که دیروز به تماشای فلم می رفتند، امروز برای اقامه ی نماز جمع می شوند.

داستان هنر هفتم در هرات اما، با تخریب یگانه سالون سینما به پایان نرسید. علاقه به فلم و هنر همیشه در این شهر وجود داشته است. فلمهای زیادی طی این سالها در هرات ساخته شده اند و فلمسازان زیادی از این شهر برخواسته اند. در سال 2008، هراتی ها حتا یک سالون سینما در شهر ساختند که اتفاقاً پس از یک روز تعطیل شد. تعدادی از فرهنگیان شهر تصمیم گرفته بودند تا «تالار مولانا» را که یک سالون کنفرانس است، تبدیل به سینما کنند. ولی این تصمیم بسیار زود از سوی شورای علمای هرات مورد اعتراض قرار گرفت و این عمل را به اقدامی ضددینی تعبیر کردند. هرچند گروهی از هنرمندان و فرهنگیان هراتی صدای شان را به اعتراض بلند کردند، ولی تلاشهای شان برای افتتاح دوباره ی سالون سینما به جایی نرسید.

برخلاف سینما که همیشه حساسیت هایی علیه آن وجود داشته است، دیگر هنرها به خصوص تیاتر و موسیقی به شکل سنتی در میان مردم هرات از جایگاه مهمی برخوردار بوده اند. مدیریت تیاتر هرات که در قالب ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت قرار دارد، از گذشته ها بسیار فعال بوده است. این مدیریت متشکل از یک گروه کامل تیاتری است که به خصوص پس از سقوط طالبان در کنار کار روی صحنه، به ساختن فلم و تولید برنامه های تلویزیونی نیز می پردازد. حتا می شود گفت که اولین تجربه های سینمایی هرات از دل تیاتر این شهر برخاسته است. با آنکه فلمهایی که این گروه از هنرمندان تیاتر ساخته اند بیشتر شبیه نمایشات تیاتری فلم شده هستند، ولی نفس فعالیت آنان در این ساحه توانسته است پیوند مردم هرات را با هنر سینما حفظ کند.

در غیبت سینما، تلویزیون های زیادی در ولایت هرات ظهور کرده اند و وظیفه ی سرگرم کردن مردم را به عهده گرفته اند. هم اکنون، کم از کم شش تلویزیون محلی و چندین تلویزیون ملی در هرات نشرات دارند. برخی از دست اندرکاران سینمایی هرات نیز در این تلویزیون ها مصروف هستند. مینا امانی و نعمت الله حسین زاده از بازیگران مشهور هرات، پیوسته در تلویزیون های محلی در تبلیغات ساجق و پفک و روب و روغن ظاهر می شوند.

شاعرانی که فلمساز شدند

هرات شهر شاعران است. شاعران مرده و زنده ی این شهر را اگر حساب کنیم، به قول قدما، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. شعر بیش از هر شکل هنری دیگر در شهر هرات سابقه دارد. قدیمی ترین انجمن ادبی افغانستان در هرات تاسیس شده است و برخی از مشهورترین شاعران کشور در این شهر زیسته اند و مرده اند. این سنت پایدار شعری، تاثیر زیادی روی فلمسازانی گذاشته است که از این شهر برخاسته اند. طوری که برخی از فلمسازان هرات، از شعرگویی به فلمسازی آمده اند و برخی از آنها که تجربه ی شعری ندارند، نگاه شان در فلمسازی کاملاً شاعرانه است. نمونه ی مشهور این دسته از فلمسازان رویا و الکا سادات هستند که اولی در سینمای داستانی و دومی در سینمای مستند رویکردی بسیار شاعرانه دارند.

شاعران معمولاً یا به خاطر گفتن حرفهایی که در قالب شعر ممکن نیست به سینما روی می آورند و یا هم فقط برای تفنن و تظاهر. در هرات، جدیدترین فلمی که از سوی یک شاعر ساخته شده، «قایق های کاغذی» (2011) است که آن را فریبا حیدری کارگردانی کرده است.

«قایق های کاغذی» نخستین فلم بلند فریبا حیدری است. این فلم 90 دقیقه یی تلاشی است قابل تحسین، اما نه زیاد موفق، در بازگویی تجربه ی جنگ از نگاه زنان افغانستان. داستان «قایق های کاغذی» درباره ی پنج دختری است که از طفولیت با هم دوست هستند. آنها از کودکی با هم در یک خانه ی بزرگ و قدیمی زنده گی کرده اند. دوران زنده گی آنان، سالهای حکومت مجاهدین، طالبان و حکومت فعلی را شامل می شود. در طی فلم ما می بینیم که چگونه جنگ و خشونت به اشکال مختلف روی زنده گی هر یک از این پنج دختر تاثیر می گذارد.

فلم با ستاره شروع می شود که شخصیت اصلی داستان است. ستاره زن جوانی است که ریاست یک آسایشگاه روانی را به عهده دارد ولی خود از بیماری دوشخصیتی رنج می برد. نقش ستاره را مینا امانی بازی کرده است، که یکی از نابازیگران نوظهور و با استعداد هراتی است. ضعف ساختاری فلم از همان صحنه های ابتدایی شروع می شود.

یکی از مشکلات فلم فلمنامه ی نامسجم آن است. شخصیت های زیاد، دوره ی زمانی طولانی و حوادث متعددی که در فلم وجود دارد بیشتر مناسب یک سریال تلویزیونی است و نه یک فلم سینمایی. گذشته از آن فلش بک های بسیار زیاد به شکل غیرقابل جبرانی ساختار فلم را تضعیف کرده است. فلش بک یکی از آن تکنیک های سینمایی است که در افغانستان بد استفاده می شود. معمولاً قاعده این است که وقتی فلمساز از گفتن سر راست یک قصه ناتوان است به فلش بک روی می آورد، لذا فلش بک یک نوع نقطه ی ضعف است که هر قدر تعدادش کمتر باشد بهتر است. ولی در «قایق های کاغذی»، فلش بک بخشی از ساختار روایی قصه است که اگر آنها را برداریم نصف قصه گم می شود.

از نگاه تاریخی و اجتماعی، داستان فلم به خوبی تلاش و مبارزه ی زنان هراتی را در سالهای جنگ نشان می دهد. در قسمتی از فلم که در دوره ی طالبان می گذرد، تعدادی از زنان یک کورس خیاطی راه انداخته اند که به بهانه ی آن دختران خردسال را سواد خواندن و نوشتن می آموزند. داستان این مکاتب زیرزمینی را کریستینا لمب در کتاب «انجمن های خیاطی هرات» هم نوشته است که چگونه در دوران طالبان، تعدادی از زنان شجاع با به خطر انداختن جان های شان، چنین مراکزی را تحت عنوان کورس خیاطی و گلدوزی پیش می بردند.

خانم حیدری که فلمسازی را با خواندن کتابهای سینمایی فراگرفته است، با اولین فلمش نشان میدهد که انرژی و استعداد لازم را برای فلمساز شدن دارد. فلم «قایق های کاغذی» قرار است دوباره تدوین و تلخیص شود، با تدوین دوم احتمال می رود این فلم بخشی از انسجام گم شده اش را بازیابد.

سینمای جبرییل

شهرک جبرییل در حاشیه ی غربی شهر هرات، محله یی است با 18 هزار خانه که جدیداً توسعه یافته است. ساکنان جبرییل بیشتر از مهاجرانی هستند که طی سالهای بعد از طالبان از ایران بازگشته اند. در جبرییل یک خرده فرهنگ شهری خاص شکل گرفته است که این خرده فرهنگ بیش از همه در مراسم مذهبی و فعالیت های هنری در این شهرک نموده یافته است. سینما یکی از فعالیت های چشمگیر در میان جوانان جبرییل است.

مهمترین مرکز فعالیت های هنری در جبرییل گروه «سیمرغ فیلم» است. این مرکز در بخش های سینما، تیاتر، نقاشی و نویسنده گی فعالیت میکند. سیمرغ فیلم که توسط یک زوج جوان بنامهای عبدالحکیم و منیره هاشمی مدیریت می شود، بیشتر روی دو جنبه کار میکند: تولید و آموزش. در میان اعضای این مرکز که بیشتر از جوانان دوران لیسه تشکیل شده اند، تعداد دختران بیشتر از پسران است. به گفته ی آقای هاشمی، در آخرین دوره آموزش فلمسازی سیمرغ فیلم، بیش از شصت دختر ثبت نام کرده بودند (در حالیکه در تمام دیپارتمنت سینمای دانشگاه کابل فقط 15 دختر حضور دارند).

سیمرغ فیلم، به سفارش موسسات غیردولتی فلمهای آموزشی می سازد، و با درآمد حاصل از آنها، به تولید فلمهای مستند و کوتاه می پردازد که اعضای جوان آن برای اهداف هنری تهیه می کنند. تعدادی از فلمهای کوتاه فلمسازان سیمرغ فلم توانسته اند در فستیوال های محلی و ملی به نمایش در بیایند و مورد توجه قرار بگیرند. «من و مادرم» (1389)، «My Standpoint» (2009)، «مات» (1389)، «هنوز دوستش دارم» (2011) که همه فلم های کوتاه داستانی هستند، بخشی از کارهای این مرکز را شامل می شوند. این فلمهای کوچک، با وجود مشکلاتی که در بازیگری و مسایل تکنیکی آنها وجود دارد، نشانگر ذوق سلیم و دید متفاوت این جوانان به رسانه ی سینما است.

مهمترین مشخصه ی فلمهای کوتاهی که در سیمرغ فلم ساخته شده اند، دو چیز است: اول ایجاز و ایهام و دوم نبود و یا کمی دیالوگ در آنها. ایجاز در تصویر و کلام و ایهام اساسی ترین اصول ساختن فلم کوتاه است. اکثر این فلمها یا هیچ دیالوگی ندارند و یا کمترین دیالوگ ممکن در آنها استفاده شده است. برخلاف دیگر فلمهای افغانی که فرض می کنند بیننده نادان است و هر صحنه را با دیالوگ ها و توضیحات بی جا پر میکنند، این فلمها به بیننده اجازه میدهد تا در فهم روایت خود سهم بگیرد.

فلمهای عامه پسند

در هرات، مثل کابل، گروه فلمسازان عامه پسند و بازاری بیش از دیگران فعالیت می کنند. این گروه که برخی از آنها، مثل غوث محمد و بهزاد عسکرزاده، نعمت الله حسین زاده و نعمت الله هاشمی، به مدیریت تیاتر هرات تعلق دارند فلمهای بازاری زیادی می سازند. برخی از فلمسازان نیز متاثر از فلمهای ایرانی که به شیوه ی سیل آسا از مرز اسلام قلعه وارد هرات می شوند به ساختن درامهای کم مصرف عاشقانه و اجتماعی می پردازند. در حقیقت فلم «قایق های کاغذی» هم تا حد زیادی متاثر از فلمهای عامه پسند ایرانی است تا فلمهای افغانی و یا غربی.

هرچند سینمای هرات مسجد شد، ولی سینماگران هرات به ملاهای تندرو شهر تسلیم نشدند. منازعه ی دوامدار مذهب و هنر در هرات همچنان در جریان است. اما مردم به شیوه های مختلف سعی دارند تا نام سینما را زنده نگهدارند. مهمترین نشان مقاومت جمعی مردم، نام «چوک سینما» است که هنوز مردم به چوکی که سینمای شهر زمانی در آنجا قرار داشت اطلاق می کنند. این چوک که در مرکز شهر قرار دارد، نام رسمی آن «چوک خواجه علی موفق» است. در شهر شاعران، سینما حرام است. این نیز یکی از هزاران مسایلی است در فرهنگ افغانی، که باید افغان باشی تا آن را بفهمی.

...............................................

این مقاله قبلاً اینجا نشر شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر