۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

«سخنرانی پادشاه» جوایز اسکار را درو کرد



هشتاد و سومین دور جوایز سینمایی اسکار روز یکشنبه 27 فبروری 2011 در سالون کوداک تیاتر در شهر هالیوود در کالیفرنیا برگزار شد. اسکار مهمترین جوایز سینمایی است که هر سال به بهترین های این رشته ی هنری در آمریکا داده می شود. برنده ی بزرگ این دور از جوایز، فلم بریتانیایی «سخنرانی پادشاه» بود که چهار جایزه از جمله اسکار «بهترین فلم» سال به آن تعلق گرفت.

امسال در اسکار همه چیز تقریباً مطابق پیشبینی های منتقدین سینمایی اتفاق افتاد. «سخنرانی پادشاه» که قبلاً جوایز گلدن گلوب و بفتا را گرفته بود در اسکار هم مهمترین جوایز نصیب آن شد. اسکار امسال هیچ کسی را متعجب نکرد و با یک نگاه اجمالی به فهرست برندگان نهایی متوجه می شویم که امسال یک از سنتی ترین دور جوایز سینمایی اسکار طی سالهای اخیر بوده است.

مثل چند سال گذشته، امسال نیز ده فلم نامزد جایزه «بهترین فلم» شده بودند. از این ده فلم، «سخنرانی پادشاه»، «سرآغاز»، «شبکه اجتماعی»، «قوی سیاه»، و «بی باک» پنج فلمی بودند که بیشتر بخت برنده شدن را داشتند. ولی همه می دانستند که رقیب های اصلی در این مسابقه ی نفسگیر فلمهای «سخنرانی پادشاه» و «شبکه اجتماعی» هستند، که دیشب اولی برنده ی نهایی شناخته شد. این فلم که در 12 رشته نامزد شده بود، توانست جوایز بهترین بازیگرد مرد (کالین فرث)، بهترین کارگردانی (تام هوپر)، بهترین فلمنامه تالیفی (دوید سیدلر) و بهترین فلم سال را از آن خود کند.

فلم «سخنرانی پادشاه» ساخته ی تام هوپر کارگردان انگلیسی از فلمهای اسکار پسندی است که برنده شدنش قابل پیشبینی بود. این فلم داستان واقعی جورج ششم پادشاه سابق انگلیس و پدر ملکه فعلی را بازگو میکند که دچار مشکل لکنت زبان بود. او که در یکی از سخت ترین دوران تاریخ انگلیس رهبری کشورش را در جنگ جهانی دوم به عهده داشت، باید با سخنرانی های عمومی اش روحیه جمعی مردم را تقویت می کرد و آنها را به مقاومت علیه نازی ها وامی داشت. لکنت زبان او اما، به شکل شدیدی به روحیه ی شخصی او ضربه زده بود و گاه در جریان سخنرانی باعث سرافکندگی خود و دولتمردان انگلیس می شد. تا اینکه یک داکتر استرالیایی سعی میکند به پادشاه کمک کند تا به مشکل لکنت زبانش فایق بیاید.

طی تاریخ جوایز اسکار همیشه ثابت شده است که فلمهایی که درباره مشکلات روانی و فیزیکی انسانها ساخته می شود بیشتر از دیگران آثار سینمایی نظر داوران اسکار را به خود جلب میکند. از همین رو بود که بسیاری ها به این عقیده بودند که «سخنرانی پادشاه» به سادگی می تواند جایزه بهترین فلم را بگیرد و کالین فرث بازیگر انگلیسی که به شکل درخشانی نقش جورج ششم را بازی کرده است بالاترین بخت را برای انتخاب شدن به عنوان بهترین بازیگر مرد دارا است.

«سخنرانی پادشاه» از سوی دیگر یک فلم سنتی و کلاسیک است که از نگاه ساختار و روایت قواعد کلاسیک قصه گویی سینمایی را پیروی میکند. در عوض «شبکه اجتماعی» هر چند از نگاه ساختار سنتی است ولی موضوع آن درباره عصر دیچیتال است که معلوم نیست برای داوران سالخورده ی اسکار چقدر قابل درک است. فلم «قوی سیاه» که دیگر رقیب جدی سخنرانی پادشاه بود، هر چند موضوعش کلاسیک بود ولی روایت و ساختار فلم با کارگردانی دارن آرنوفسکی بیشتر متمایل به سینمای هنری و تجربه گرایانه نزدیک بود تا سینمای کلاسیک هالیوود. ساختار کلاسیک نیز در برنده شدن «سخنرانی پادشاه» نقش مهمی ایفا کرد.

دیگر فلمها
فلم «شبکه اجتماعی» ساخته ی کارگردان چیره دست آمریکایی دیوید فینچر به بازگویی داستان فیسبوک می پردازد. وبسایتی که پدیده ی عصر انترنت است و به نحوی در زنده گی 500 میلیون انسان نقش بزرگی ایفا میکند. این فلم فقط جایزه بهترین فلمنامه اقتباسی را دریافت کرد و دو جایزه ی دیگر در بخشهای موسیقی و تدوین. فلم «سرآغاز» دیگر فلم پر سروصدای سال نیز چهار جایزه در بخش های تکنیکی نصیب اش شد جوایز فرعی شمرده می شوند. فلم «بی باک» ساخته ی برادران کوئن بازسازی یک وسترن قدیمی است که به نظر می رسد زیاد به دل داوران اسکار نچسپیده است چون این فلم هیچ جایزه یی دریافت نکرد.

ناتالی پورتمن بازیگری که نقش یک رقاص باله را در «قوی سیاه» بازی میکند اسکار بهترین بازیگر زن را گرفت که به نظر می رسد کاملاً عادلانه بود. نقش پیچیده و روانکاوانه ی پورتمن در این فلم به سختی می تواند توجه کسی را جلب نکند. این اولین اسکار پورتمن است که دیشب باوجود حامله بودن بر روی فرش سرخ اسکار حاضر شد.

در بخش بهترین فلم مستند، امسال فلمی جایزه ی اصلی را گرفت که به مهترین چالش آمریکا می پردازد: بحران اقتصادی. فلم «توطئه / Inside Job» ساخته ی چارلز فرگسون و آدری مارس به بحران اقتصادی آمریکا می پردازد و به شکل افشاگرانه ی دست مدیران بانکهای بزرگ را در ایجاد این بحران دخیل می داند. این فلم افشا میکند که بسیاری از بانکها قبل از فروپاشی بازار سرمایه در اواخر 2008 از وقوع این بحران باخبر بودند.

افغانستان در اسکار
هر کشور غیر غیر آمریکایی می تواند بهترین فلم سالش را به عنوان کاندید بخش «بهترین فلم خارجی زبان» به آکادمی اسکار بفرستد. از میان تمام فلمها پنج فلم به عنوان نامزد از سوی اسکار معرفی می شوند و در نهایت در شب توزیع جوایز، یکی از آنها برنده خواهد شد. حتا نامزد شدن در میان پنج فلم نهایی افتخار کلانی است برای سینمای کشورهای خارجی که متاسفانه هنوز افغانستان به آن نرسیده است. هر چند افغانستان در دوران پس از سقوط طالبان، در سالهایی که فلمی خوبتری تولید کرده است برای رقابت های اسکار فرستاده است.

احتمالاً نخستین فلم افغانی که برای رقابتهای بهترین فلم خارجی زبان از سوی افغانستان به آکادمی اسکار فرستاده شد، «رقاص آتش» (2002) ساخته ی جاوید واصل کارگردان افغان مقیم آمریکا بود. این فلم را آقای واصل در آمریکا ساخت و خودش همان سال به قتل رسید، ولی فلم او به آکادمی اسکار راه یافت. در سالهای بعد «اسامه» (صدیق برمک، 2003)، «خاکستر و خاک» (عتیق رحیمی، 2004) نماینده ی سینمای افغانستان در اسکار بود و امسال یک فلم و دو فلمساز افغان در این رقابت ها حضور داشتند. فلم «لاله سیاه» به کارگردانی سونیا ناصری کول از سوی دولت افغانستان برای رقابتهای اسکار کاندید شده بود، و «نسیمه – خاطرات یک دختر مهاجر» (2010) ساخته ی صحرا کریمی یک فلمساز افغان به نمایندگی از کشور اسلواکیا در بخش دانشجویی جوایز اسکار حضور داشت. هیچ یک از این دو فلم به به فهرست پنج نامزد نهایی دست نیافتند.

امسال جایزه بهترین فلم خارجی زبان را یک فلم دنمارکی بنام «در دنیایی بهتر» ساخته ی سوسنه بیر به خانه برد. این فلم رد رقابت سختی با فلم «زیبا» از کشور مکسیکو قرار داشت که در آن خاویر باردم بازیگر مشهور اسپانیایی نقش آفرینی کرده است. فلم «در دنیایی بهتر» درباره یک داکتر دنمارکی است که میان خانه اش در دنمارک و یک کمپ مهاجرین در سودان در آفریقا در رفت و آمد است، او و خانواده اش از دو دنیای متفاوت کار و زنده گی شان به دریافت های تازه ی انسانی نایل می شوند.

جوایز اسکار که از 1929 تا حالا هر سال از سوی «آکادمی هنر و علوم سینمایی» آمریکا برگزار می شود، دارای سه هزار داور دایمی است که فلمهای برنده را بر اساس رای گیری انتخاب می کنند. با آنکه ده ها فستیوال سینمایی دیگر در دنیا وجود دارد، جوایز اسکار همچنان به عنوان مهمترین جوایز سینمایی دنیا شناخته می شود. اسکار از بسیاری جهات معادل سینمایی جایزه ی نوبل در ادبیات است.

این مقاله قبلاً در سایت دویچه وله نشر شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر