۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

شوخی های انگلیسی


از کمدی های ویلیام شکسپیر تا فلمهای چارلی چاپلین و از بذله گویی های جورج برنارد شا تا شیرین کاری های لورل و هاردی، انگلیسی ها همواره روح شادی و شوخی را در کالبد ادبیات و سینمای اروپا دمیده اند. چه در فلمهای هالیوودی، چه در سریالهای بی بی سی، چه در تیاتر و چه در «استندآپ کمدی»، همیشه انگلیسی ها با آن لهجه ی اشرافی و رفتار غیرقابل پیش بینی شان، نبوغ شان را در خندیدن و خندان ثابت کرده اند. من معمولاً از فلمهای ساخت انگلستان زیاد خوشم نمی آید، چون اکثر آنها نه مثل فلمهای هالیوودی خوش ساخت و بی عیب هستند و نه مثل فلمهای اروپای قاره یی دارای گیرایی هنری. ولی در این میان، کمدی های انگلیسی استثنا هستند؛ انگلیسی ها مثل همیشه در طنازی استعداد خوبی دارند.

دو فلمی که امسال در سینمای کمدی انگلیس تماشاچیان زیادی را به سینماها کشانید، هر دو به مساله ی اسلام و مسلمین می پردازند. فلم «کافر» (جاش اپیگنانسی، 2010) و «چهار شیر» (کریس موریس، 2010) تنش های مذهبی موجود در جامعه ی انگلستان را دستمایه ی اصلی شان قرار داده اند. طی سالهای اخیر، با افزایش جمعیت مهاجران مسلمان در اروپا و دامنه گیر شدن صحبت از جهاد و تروریزم در رسانه های عمومی، اکنون ما حتا شاهد ظهور یک ژانر هنری در قلمرو طنز و کمدی هستیم که تحت عنوان «طنز جهادی» مشهور شده است؛ طنز جهادی بیشتر در قالب کارتون، فلم و برنامه های تلویزیونی ارایه می شود که این دو فلم انگلیسی نیز در همین ژانر قرار می گیرند.

فلم «کافر» درباره محمود ناصر، یک مسلمان میانه رو و معمولی در شرق لندن است که نقش آن را امید جلیلی کمدین ایرانی تبار انگلیسی بازی کرده است. محمود مثل اکثر مسلمانان مهاجر، گاهی نماز می خواند، گاهی روزه می گیرد و گاهی هم لب تر می کند، او بیشتر به یک انگلیسی طبقه متوسط می ماند و علاقه ی خاصی به تماشای تلویزیون و موسیقی دهه هشتاد دارد. او ازدواج کرده است و یک دخترک خردسال و یک پسر جوان دارد؛ ولی درست وقتی که قرار است پسرش با دختر یک ملای تندرو ازدواج کند، محمود زنده گی اش دگرگون می شود. او که به اداره ثبت احوال نفوس رفته است تا درباره ی والدین خود تحقیق کند، در می یابد که در یک خانواده فقیر یهودی به دنیا آمده و بعد در یک خانواده مسلمان پاکستانی به فرزندی قبول شده و کلان شده است، طبق اسناد اداری او نه محمود است و نه مسلمان، بلکه یهودی است و نام اصلی اش «سالی شیم شیلوویتز» است!

محمود ابتدا نمی تواند با این واقعیت کنار بیاید، تا اینکه با یک تاکسی ران یهودی آشنا میشود. تاکسی ران که لنی گولدبرگ نام دارد، سعی میکند «یهودی بودن» را به او بیاموزد. محمود راز بزرگش را به هیچ کس افشا نمی کند، ولی درمانده گی و شک از چهره ی مرموزش هویدا است؛ طوری که زنش خیال می کند او با زن دیگری رابطه دارد و ملای مسجد گمان می کند او همجنسگرا است و نمی داند چطور آن را بیان کند. او در تمام مدت هم به مسجد می رود و نماز میخواند و هم به کنیسه می رود و مراسم یهودی را به جا می آورد. او در زیر کلاه سفید اسلامی اش کلاه سیاه یهودی را می پوشد، و در میان مسجد و کنیسه سرگردان است.

خنده دارترین قسمت های فلم «کافر» زمانی است که به دو رویی مذهبی می پردازد؛ ریا و دو رویی که بارزترین مشخصه ی دینداری است موقعیت های جالبی را برای شخصیت های فلم به خصوص محمود و ارشد المصری ملای تندروی که مردم را به جهاد علیه غرب فرا می خواند ایجاد می کند. انگلستان یکی از کشورهایی است که همیشه مشهور به مدارا و مروت با پیروان سایر ادیان و افکار بوده است. این آزادی و مدارا باعث شده است ملایان تندرو از کشورهای مختلف به آنجا رفته و عقاید جهادی شان را به شکل آزادانه تبلیغ کنند. حالا در انگلستان تندروان مسلمانی وجود دارند که در انگلستان به دنیا آمده اند، مکتب رفته اند و کار میکنند و زبان عربی را نیز نمی دانند ولی به این عقیده اند که باید بمب به کمر بست و هموطنان شان را در خیابانهای لندن به قتل رسانید. چهار تن از این نوع مسلمانان در فلم «چهار شیر» وجود دارند، کمدی دیگری که در ورای طنز و کمدی، تلخی و تیره گی جامعه مسلمانان انگلستان را برملا میکند.

فلم «چهار شیر» درباره چهار مسلمان انگلیسی است که در شهر شیفیلد زنده گی میکنند. عمر رهبر گروه است، او پاکستانی الاصل است و به عنوان مامور امنیتی در یک سوپر مارکت کار میکند، واج و فیصل نیز پاکستانی الاصل هستند و عضو چهارم گروه مرد میان سالی است به نام باری که به تازه گی از مسیحیت به اسلام تغییر دین داده است. این فلم که بیشتر متاثر از کمدی های کلاسیک هالیوود است بر محور حماقت و ساده لوحی چهار تروریست می چرخد و بیشتر صحنه های آن به دلقک بازی (slapstick) می ماند.

برای آموزش بمب گذاری، عمر و راج به پاکستان میروند تا در کمپهای القاعده نحوه ی ساختن بمب را فرابگیرند. در کمپ القاعده یکبار بدون اجازه راکت را برمیدارند و به طرف آمریکایی ها فیر می کنند ولی اشتباهاً قوماندان القاعده را می کشند و همان است که از آنجا پس به طرف انگلستان فرار می کنند. در انگلستان اعضای گروه بالاخره بمبها را میسازند، ولی نمی توانند در جای مناسبی آنها را بترکانند. در پایان فلم بیننده متوجه می شود که چقدر اسلام خواهی این تروریستان مسلمان، بیهوده و مبتذل است و اینکه چقدر دولت های غربی به خصوص حکومت انگلیس برداشت اشتباهی از افراد تندرو دارد.

این دو فلم نمونه یی است از سینمای کمدی انگلیس که این سالها گرایش خاصی به مساله ی تروریزم و اسلامگرایی پیدا کرده است. هرچند این موضوعات خطرناک در جامعه ی انگلیس بسیار جدی و مهم است، ولی انگلیسی ها ثابت کرده اند که قدرت این را دارند تا به جدی ترین چیزها هم بخندند. تماشاچیان مسلمان این فلمها اما، باید در کنار خندیدن به اندیشیدن نیز بپردازند. شاید برای اروپایی ها نفرت مسلمانان از کشورهای غربی چیز تازه یی باشد، ولی نفرت و نفاق ریشه ی درازی در درون جوامع مسلمان دارد. در صحنه یی از فلم «کافر»، زمانیکه مردم پی می برند محمود یهودی است، جمعیت کلانی از مسلمانان به خانه اش هجوم می آورند و علیه او شعار می دهند. محمود از خانه بیرون می شود و سعی میکند مردم را به آرامش دعوت کند، او رو به مردان خشمگین می گوید: «آرام باشید، آرام باشید، حداقل شیعه که نیستم!»

۳ نظر:

  1. از سایت کمپاین انتخاباتی استاد ندام دیدن کنید علی کرمی گل
    http://nodiscrimination.wordpress.com/

    پاسخحذف
  2. نقدی بسیار جالبی بود و خواندنی فیلما را تماشا کرده ام و انگونه در وادی طنز ساخته شده بود که به اسلام هم توهین نشود و هم مشکلاتی که تندروها دارند را بیان کند

    پاسخحذف
  3. طنز و کمدی لبه تیغی است که به راحتی میتواند به وادی تمسخر و ابتذال سقوط کند اما اگر درست استفاده شود میتواند بسیار کارگشا و تاثیر گذار باشد خصوصا در مسائل اجتماعی و صد البته مذهبی. خصوصا در جامعه ای مثل افغانستان که در بحث مسائل مذهبی (و قومیتی چون این دو در افغانستان از هم جدا نیستند) فورا صورتها برافروخته و رگهای گردن برجسته میشود.
    نقدهای شما را بسیار دوست دارم و تا الان که پیگیر مطالب شما بوده ام راه افراط را نپیموده اید و این خوب است. در ضمن علاقمند شدم فیلمها را ببینم.
    موفق باشید دوست فرهیخته عزیز

    پاسخحذف