۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

فلم و فوتبال


این روزها دنیا را تب فوتبال فراگرفته است. از جنوب آمریکا تا غرب آفریقا و از شرق آسیا تا شمال اروپا، همه جا صبحت از فوتبال است و هر کسی یا در شادی های غرورآفرین این بازی شریک است و یا در شکست های غم انگیز آن. برای بسیاری ها در دنیا – به شمول خودم، تماشای فوتبال تجربه ی لذت بخش تری است نسبت به بازی کردن آن. دلیل آن حس دراماتیکی است که در درون فوتبال نهفته است و در پوشش های تلویزیونی، شدت آن دوچند می شود. فوتبال و فلم، هرچند اولی یک ورزش بدنی است و دومی یک هنر تکنالوژیک و ظاهراً هیچ ربطی به هم ندارند؛ ولی از بسیاری جهات دارای وجوه مشترک هستند.

برخی از منتقدین فوتبال دوست سینما، این نظریه را مطرح کرده اند که فوتبال مانند فلم دارای شخصیت های داستانی است. به این معنا که بازیگران فوتبال همچون هنرپیشگان سینما، دارای شخصیت های «خوب» و «بد» و «قهرمان» «ضدقهرمان» هستند. تنها تفاوت در این است که تعیین نقش خوب و بد و قهرمان در بازی فوتبال بدست بیننده هاست. به عنوان مثال از نظر طرفداران تیم آلمان، سامی خدیرا قهرمان است و همبازی هایش آدمهای خوب داستان هستند؛ ولی از نگاه طرفداران آرجنتاین، این لنویل مسی است که قهرمان است و مارادونا و یارانش آدمهای خوب اند و علیه اشرار که آلمان ها باشد می جنگند. حتا سایت رسمی فیفا، در پایان هر بازی در جام جهانی، یکی از بازیکنان را بر اساس معیارهای ورزشی به عنوان «مرد میدان» انتخاب میکند. آیا این مرد میدان، شبیه قهرمان در یک فلم سینمایی نیست؟

از سوی دیگر، در بازی فوتبال همچون در تماشای فلم، پایان داستان برای بیننده ها نامعلوم است (به استثنای فلمهای هندی!)، هرچند هر کسی میتواند درباره ی نتیجه ی نبرد حدس خودش را داشته باشد. تنش و تعلیق یکی از جذابیت های اصلی سینما و فوتبال است. میدان فوتبال همچون پرده ی سینما، صحنه یی است از نبرد نفسگیر دو نیرو در برابر هم؛ درست مانند سینما، هر دو نیرو یکدیگر را تهدید میکنند، فریب می دهند، رو در رو با هم می جنگند، حتا اتفاق افتاده است که بازیکنی در جریان مسابقه و در میدان بازی کشته شده است – دایره المعارف انترنتی ویکیپدیا مشخصات بیش از 50 بازیگر را ثبت کرده است که یا در میدان بازی جان داده اند و یا بر اثر ضربه یی که در میدان دیده اند بعداً مرده اند. مردن در میدان نبرد شاید دراماتیک ترین وجه مشترک سینما و فوتبال باشد، ولی آخرین آنها نیست.

آنچه بیش از همه فوتبال را به فلم نزدیک میکند، نحوه ی پوشش تصویری آن است. بسیاری از تکنیک های فلمبرداری در فوتبال از سینما اقتباس شده است. به عنوان نمونه، حرکت آهسته یا «سلو موشن» در فوتبال دقیقاً همان تاثیر دراماتیکی را دارد که در سینما شاهد آن هستیم. کارگردانان بازی فوتبال، با فلمبرداری از زوایای مختلف و استفاده از کلوزآپ ها بازی فوتبال را به یک روایت داستانی پرهیجان تبدیل می کنند: اول کلوزآپ چهره ی هراسان دروازه بان را می بینیم، بعد نمای تمام قد بازیکنی که به سوی دروازه نزدیک می شود، نمای نزدیکی از توپ، نمای چهره ی یک تماشاچی که صورتش را با رنگ پیراهن تیمش نقاشی کرده است، چهره ی هیجان زده ی مربی، بعد توپی که شوت می شود و وارد دروازه می شود، هیجان و شادی تیم برنده و بعد مربی که با عصبانیت به بازکنان اش ناسزا می گوید، بازیکنانی که گریه میکنند ... همه ی اینها طوری در تلویزیون پوشش داده می شود که حس تعلیق و هیجان را در حد یک فلم تریلر به کارگردانی هیچکاک می رساند.

همچون سینما، در فوتبال نیز ما «میزانسن» داریم. میزانسن عبارت از نحوه حرکت بازیگران، ژستها و رفتار آنان است که توسط کارگردان تعیین می شود. دقیقاً چنین چیزی در فوتبال نیز وجود دارد که مربی آن را تعیین می کند؛ مثلاً او بازیکنان اش را در وسط میدان به نحو خاصی میچیند و همیشه در کنار میدان حاضر است و به آنها دستور می دهد که کدام طرف بدوند، چه کار بکنند و چه کار نکنند.

تماشای فوتبال، همچون تماشای فلم، به تنهایی مزه ندارد. فلمی را که در سالون تاریک سینما، در کنار صدها نفر دیگر و روی پرده بزرگ تماشا میکنیم، نمی شود با فلمی مقایسه کرد که روی اسکرین کوچک لپتاپ در خانه می بینیم. مردم دوست دارند فوتبال را نیز در جمع ببینند. در بسیاری از کشورهای غربی، مسابقات جام جهانی آفریقای جنوبی را این روزها در سالون سینما و به شکل سه بعدی و به طور زنده نشر میکنند. حتا از ایران گزارش شده است که برخی از سینماها مسابقات جام جهانی را به شکل زنده پخش کرده اند. لذت تماشای فوتبال یک طرف، و لذت فریاد کشیدن با دیگر دوستانت در جریان مسابقه یک طرف دیگر!

تا هنوز بیشتر از صد فلم در کشورهای مختلف با موضوعیت فوتبال ساخته شده اند. فلمسازان زیادی است در دنیا که با استفاده از هنر سینما سعی دارند عشق به فوتبال را در میان مردم جهان ترویج کنند. از آن جمله می شود به فلمساز مشهور بوسنیایی امیر کوستاریکا و فلمش «مارادونا توسط کوستاریکا» (2008) اشاره کرد که درباره ستاره فوتبال آمریکای لاتین ساخته است؛ جعفر پناهی با فلم «آفساید» (2006) داستان دختران ایرانی را بازگو کرده است که برای داخل شدن به استدیوم فوتبال لباس پسرانه می پوشند؛ فلمساز آلمانی سونکه ورتمان با «معجزه ی برن» (2003) که درباره ی نخستین قهرمانی آلمان در جام جهانی است، و ده ها فلمساز و فلمهای دیگری که هر یک داستانهای بزرگی را از فوتبال و جذابیت های جهانی آن روایت کرده اند. فلم و فوتبال شاید تنها دو سرگرمی سالمی است که هر انسانی با هر رنگ و پوست و زبان و دین، می تواند از آن لذت ببرد؛ به قول دوستم رضا یمک، «فقط کافی است کور نباشی و بتوانی ببینی!»

۱ نظر:

  1. دیروز در شهر برلین برای دیدن مسابقه میان آلمان و ارجنتین حدود سه صد و پنجاه هزار نفر گرد آمده بودند.

    پاسخحذف