۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

جنگ دو برادر


آمریکایی ها از خواندن زیرنویس فلم متنفر هستند. به همین دلیل، هالیوود هر از چند گاهی دست به دوباره سازی فلمهایی موفقی می زند که به زبانهای غیر انگلیسی در گوشه و کنار دنیا تولید می شوند. هالیوود این فلمهای خوب را از اروپا و آسیا گلچین می کند، و نسخه ی جدیدی از آن ها را با زبان انگلیسی و ستاره گان آمریکایی به روی پرده ی سینماها می فرستد. واضح است که اکثر این دوباره سازی ها نمی توانند به کیفیت فلمهای اصلی باشند. فلم جنگی-خانواده گی «برادران» (جیم شریدان، 2009) نیز از این قاعده مستثنا نیست. این فلم که از روی یک اثر دنمارکی به نام «برادر» (سوزان بایر، 2004) ساخته شده است، نه انسجام اثر اولی را دارد و نه ظرافت آن را. با وجود این، فلمی است که داستان آن برای هر بیننده یی می تواند دلچسب و دیدنی باشد.

داستان فلم در افغانستان و آمریکا اتفاق می افتد؛ به همان روالی که حوادث فلم اصلی در افغانستان و دنمارک می گذرد. سام کهیل (توبی مگوایر) و تامی کهیل (جک جیلنهال) دو برادری هستند که از هیچ نگاه با هم برابر نیستند: سام مرد خانواده، متاهل، پدر دو اولاد و افسر منظم اردوی آمریکاست، ولی تامی جوان بی بندوبار و قانون گریزی است که مرتب دزدی می کند و به زندان می رود. در کنار این دو شخصیت، هانک (سام شپرد) پدر دایر الخمر آنها قرار دارد که کهنه سرباز جنگ ویتنام است و همانقدر که سام را می ستاید از تامی متنفر است. داستان از آنجایی شروع می شود که سام برای ماموریت به افغانستان اعزام می شود و زن زیبا و دو دختر خردسالش را به دست پدرش و تامی که تازه از زندان رها شده است، می سپارد. پس از «رفتن» برادر به میدان جنگ، تامی سعی میکند از خوی سابقش فاصله بگیرد و با زن برادر و دختران خردسال او در کارهای خانه کمک کند. رابطه ی صمیمانه ی تامی با خانواده ی برادرش وقتی نزدیک تر می شود که خبر کشته شدن سام در افغانستان به آنها میرسد. بنا به اطلاع اردوی آمریکا، هلیکوپتری که سام در آن قرار داشته است، توسط شورشیان سقوط داده شده و تمام سرنشینان آن کشته می شوند.

و اما در کوهپایه های افغانستان، سام در حقیقت کشته نشده است. او همراه با یک سرباز دیگر بنام جو به دست طالبان اسیر شده اند. صحنه ی افغانستان فلم، به نگاه من با آنکه از نگاه صحنه آرایی قابل قبول است، ولی از نگاه بازی بازیگران و خلاقیتهای کارگردانی از جمله ضعیف ترین صحنه های فلم است. طالبان پس از آنکه در می یابند که سام قوماندان جو است، او را در مکان جداگانه یی محبوس می کنند و تحت شکنجه قرار می دهند. جو در زیر شکنجه ی طالبان تمام معلومات درباره قوماندانش را برای طالبان بازگو میکند، از جمله اینکه سام زن دارد و صاحب دو اولاد است.

نقش طالبان را دو بازیگر ایرانی بنامهای امید ابطحی و نوید نگهبان و یک بازیگر افغان به نام یوسف اعظمی اجرا کرده اند. امید ابطحی در نقش قوماندان طالبان که با لهجه ی ایرانی اش به زبان فارسی دستور می دهد، به اندازه نصف «ملا برادر» هم نمی تواند حس وحشت و انزجار بیننده را برانگیزد.

داستان فلم از زمانی وارد مسیر تازه یی می شود که سام به خانه بر می گردد. برای رهایی اش، طالبان او را در یک آزمایش خشن و کشنده قرار می دهند: طالبان جو همسنگر سام را دست بسته در برابرش می آورند و به او دستور می دهند که اگر می خواهد دوباره زن و بچه اش را ببیند باید جو را با میله یی آهنی آنقدر بزند تا بمیرد. جو با ضجه و زاری از او میخواهد که این کار را نکند، ولی در همان حال طالبان او را هشدار می دهند که اگر او را نکشد خودش کشته خواهد شد و دیگر خانواده اش را نخواهد دید. سام که در بزنگاه مهمترین تصمیم اخلاقی زنده گی اش قرار گرفته است، ناگهان تردید و ترس و دودلی را به کناری می گذراد و با فریاد دیوانه واری میله را بر میدارد و به جان جو می افتد. او آنقدر همسنگرش را می زند تا جان می دهد. درست پس از کشتن جو است که دیگر سربازان آمریکایی پس از یافتن مخفیگاه طالبان، به محل حمله می کنند، طالبان را می کشند و او را نجات می دهند. سام به خانه بر میگردد در حالیکه دیگر آن سام سابق نیست.

داستان این فلم، ریشه در اسطوره ی اودیسه دارد. اودیسه، قصه ی ازلی «بازگشت» است. باز گشت مردی که به عشق زن زنده گی اش به میدان جنگ می رود و به آرزوی دیدن دوباره ی او مقاومت می کند و پس از سالها به خانه بر می گردد تا با او یکجا شود. در داستان ادویسه، اودیسیوس که همه گمان می کنند در جنگ کشته شده است، پس از بیست سال به خانه بر میگردد در حالیکه هیچ کسی او را نمی شناسد. بدتر از همه، او درمی یابد که مردان زیادی در تلاش اند تا با زن او، پنلوپه ازدواج کنند و او احساس می کند که زنش به او خیانت کرده است. این دقیقاً همان حسی است که سام پس از بازگشت از افغانستان دارد.

سام می بینند که تامی زنده گی سگی اش را رها کرده است و با دخترانش ساعت تیری می کند و آشپزخانه را برای زنش رنگ کرده است و همه چیز را تغییر داده است تا خاطره ی سام کشته شده از ذهن خانواده محو شود. سام دیگر آن مرد صبور و خوش صحبت نیست، او انسان ساکت و مرموزی شده است که نه می خندد و نه صحبت می کند. او هم از زنش و هم از تامی می پرسد که آیا آنها رابطه ی جنسی داشته اند یا نه، و هر دو انکار می کنند (زنش می گوید که فقط یکبار بوسیده اند). ولی سام همچنان در آتش گناه و بدگمانی می سوزد. او می بیند که به خاطر عشق این زن، همسنگرش را کشته است و در عوض زنش به او خیانت کرده است و با برادرش رابطه جنسی داشته است. در یک صحنه ی دراماتیک، او با چوکی تمام کابینت های آشپزخانه را می شکند و بر سر زنش فریاد می زند که او را متهم به خیانت و بی وفایی می کند.

نسخه ی آمریکایی فلم، که گاهی بیش از حد شبیه یک ملودرام خانواده گی شده است و از ساختار روانکاوانه ی فلم اصلی دوری می جوید، ولی باز هم لحظات خوبی در آن وجود دارد. فلم که از یک نگاه روایت امروزی اودیسه است، از نگاه دیگر اشاراتی به اسطوره ی دینی هابیل و قابیل دارد که به عنوان دو برادر، نخستین جنگ بنی آدم را بر سر یک زن به نام خود ثبت کردند.

۱۰ نظر:

  1. سلام علی
    امیدوارم که خوب باشی. من خوبم. باز هم آمریکا آمدم. دو هفته ای تدریس دارم. در همان جای قبلی. مدرسه فیلم لوس آنجلس.دارم یک مستند می سازم و همچنین یک فیلم داستانی سه اپیزودی " سیاه موی" تا خدا چه بخواهد و یک مستند خطر ناک هم1+1=1 را می خواهیم با یکی از دختر هایی که فیلم ساز نیست اما دغدغه فیلم سازی دارد را شروع کنیم.
    اما در مورد این فیلم، فیلم را من اتفاقا چند هفته پیش که کابل بودم از وزیر اکبر خان خریدم. فیلم قابل تاملی هست مخصوصا با بازی خوب آن بازیگر خردسال که در نقش خواهر بزرگتر است البته ناتلی پورتمن در نقشش خوب ظاهر شده، اما در مورد تویی مگویر، قهرمان جنگ،خوب نتوانسته در جلد و روح یک سرباز امریکایی فرو برود. اما موضوع بهر حال موضوعی است که جامعه امریکایی را تا حدودی در مقام قضاوت در مورد این جنگ می گذارد و اینکه در مورد بیهودگی این جنگ تا حدودی بیاندیشند. اما بیننده افغانی که فکر نمی کنم چندان این فیلم را ببیند و اگر اتفاقی از میان ان همه فیلمهای اکشن و هندی به این فیلم بر بخورد، تا حدودی می تواند به آنسوی قضیه هم بنگرد.که این خودش می تواند کمک بزرگی به یک نوع مدارا و شکیبایی دو طرفه بکند.
    از این مقوله ها که بگذریم فیلم همان کلیشه های همیشگی یک درام امریکایی را تکرار می کند و رابطه مثلثی خود به بعد دراماتیک داستان تا حد بسیاری کمک می کند که من فکر می کنم کارگردان توانسته این بعد را بهتر پردازش کند، چرا که با جامعه امریکایی و روابط خانوادگی آشنایی دارد. فیلم با اینکه نتوانسته نو آوری خاصی داشته باشد در روایت،و همان ضعف عدم آشنایی با مغوله جنگ و طالبان و ... را دارد، اما در سکانسهای خانواده توانسته از طریق بازی خوب و دیالوگ ساده اما قوی بازیگر خردسال در نقش دختر بزرگ خانواده پیام خود را برساند که این جای تحسین را دارد.
    در هر حال بگذریم و خوب هم به بعد اسطوره ای فیلم اشاره کردی. که این بعد بیشتر برای بیینده اروپایی و امریکایی قابل خوانش است تا برای بیننده افغانی. در هر حال تشکر.

    پاسخحذف
  2. با همه ي پيشرفتي كه تكنولوژي داشته، هنوز كه هنوزست كپي برابر اصل نمي شود!
    راستي يك چيز ديكر: مايلم به شيخ كته از طريق اين شيخ تبريك بگويم.

    پاسخحذف
  3. بازم یه کس شیر دیگه شما کریمی ها چرا هیچگاه افغانستانی ها را جدی نمیگیرید و همیشه وانمود میکنید که یک سر و گردان بالا هستید فکر نمیکنید که خیلی خودخواه و نژاد پرستید؟

    پاسخحذف
  4. دوستان تشکر از نظرات تان،
    صحرا جان، کاملا با برداشت و تحلیل ات از فلم برادران موافق هستم. و خیلی خوشحالم که فرصت بسیار عالی کار و تدریس در آمریکا را بدست آورده یی. حتما این دروازه های تازه یی را برایت خواهد گشود. امیدوارم شاهد فلمهای تازه یی از تو باشم. با آرزوی دیدار دوباره

    پاسخحذف
  5. جناب " ناشناس" عقده ای، آخر تا به کی شما و امثال شما می خواهید با این عقده بازیها و حسادتهایتان در گمنامی بمیرید و حتی جرات پیدا نکنید هویتتان را فاش کنید. امثال شما را با تمام نظراتتان باید توی گل و لای وجود نحستان نابود کرد. چون انگل هستید. انگل به مفهوم واقعی. آخه آدم حسابی کجای این مطلب و کجای نظرات ما نشانه نژاد پرستی بوده است که الکی رو هوا حرف می زنی. فکر می کنی اینطوری شاهکار کرده ای که مثلا به کسی توهین کنی و از کلمات رکیک استفاده کنی. اگر مرد هستی یا زن هستی انسانیتت را حفظ کن و مثل بچه آدم نظرت را چه منفی و چه مثبت بنویس. چرا توهین می کنی. مطمئن باش از تو و امثال تو عقده ای تر و نژاد پرست تر خود وجود نحستان هست.

    من از علی معذرت می خواهم . اما تا به کی در مقابل این کنه ها و حیوانات حسود سکوت کرد. فقط از این وبلاگ به اون وبلاگ می گردند که عقده بریزند.

    هرچه اون دل نحستان می خواهد بگویید. مهم این است که حرفتان مثل همان تشنابهای متعفن خانه هایتان است و هیچ.

    پاسخحذف
  6. هرچند فيلم را نديده ام اما اين دومين نقدي بود كه راجع به آن خوانده ام.
    البته نقد قبلي در مورد فيلم اصلي بود و موفقيت هاي زيادي كه در گزينش سوژه و بازي خوب بازيگرانش.

    آسمان مال تو باد و زمين هم

    پاسخحذف
  7. سلام علی
    من که وفت ندارم به شهر نو بروم و ببینم که این ذبی قمت فروش چه فلم های جدیدی آورده - اگر اینجا هم یگان وقت نیایم واقعا بی خبر می مانم.
    با گفتن این همه قوت در سکانسهای خانگی، مشتاق شدم تا حتما آن را بسیلم.
    مراقب خودش باش

    پاسخحذف
  8. خواهرِ خواهر کوچولوم۲۳ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۲۶

    وبلاگت توی ایران فیلتره علی آقا متاسفانه!
    راستی "ساعت تیری" که توی متن اومده یعنی وقت گذروندن؟

    پاسخحذف
  9. خواهر خواهر کوچولوم،
    متاسفانه چنین است، قبلاً هم شنیده بودم که این وبلاگ در ایران به دلایلی که معلوم نیست فیلتر شده است.
    ساعت تیری هم به معنای وقت گذرانی است، حدس شما درست است.
    موفق باشید

    پاسخحذف