۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

فارغ التحصیل تیاتر در دوران ملا عمر


فارغ التحصیل تیاتر در دوران ملا عمر
درباره محمود سلیمی

محمود سلیمی لیسانس تیاتر را در افغانستان در زمان حکومتهای نجیب و ربانی و ملاعمر گرفت، و به تازه گی ماستری سینما را در آمریکا در زمان حکومتهای بوش و اوباما گرفته است. هنرمند جوان و جسوری که نه مجاهدین و طالبان توانستند شعله ی شوق او را به هنر خاموش کنند، و نه غربت و هجرت در آمریکا توانسته است سدی باشد در برابر رویاهای هنری اش. او در سخت ترین شرایط ممکن درس خوانده است، درس داده است، روی صحنه ی تیاتر بازی کرده است و پشت کمره سینما کارگردانی کرده است. او بیش از یک سال مرا نیز در دانشگاه کابل درس داد.

روزی که سلیمی به فاکولته هنرهای زیبای دانشگاه کابل قبول شد، مادرش گفت: «تو مایه شرم و خجالت خانواده می شوی»! او در رشته تیاتر ثبت نام کرده بود. با آنکه 15 سال از آن روز می گذرد، محمود هنوز این جمله ی مادر را فراموش نکرده است و همچنان او را آزار می دهد. پدر و مادرکلانش یگانه کسانی بودند که او را در راهی که انتخاب کرده بود حمایت می کردند. محمود با وجود سرزنشهای مادر، درس و دانشگاه را رها نکرد و هر روز به فاکولته هنرهای زیبا رفت.

سالهای آخر حکومت کمونیستی نجیب بود و مجاهدین پشت دروازه های کابل پا بر زمین می کوبیدند. چندی نگذشت که بالاخره استبداد کمونیستی جایش را به هرج و مرج مجاهدین داد و آتش جنگ داخلی روشن شد. دانشگاه کابل برای مدت طولانی بسته شد، ولی سرانجام دوباره بازگشایی شد و استادان دیپارتمنت تیاتر نیز از میان خرابه های شهر یکی یکی پیدا شدند. هرچند بسیاری از استادان دانشگاه کابل وطن را ترک کرده بودند، اما تعداد اندکی از آنها همچنان در شهر مانده بودند. بوی جنگ و خشونت هنوز از در و دیوار دانشگاه به مشام می رسید و سکوت غمناکی به همه جا حاکم بود. در میان چنین فضایی بود که محمود با ترس و تردید و بیم و امید، دوباره پا به روی صحنه ی تیاتر گذاشت.

اما دیری نپایید که دولت مجاهدین سقوط کرد و امارت طالبان به قدرت رسید. در دولت مجاهدین با آنکه سختگیری های زیادی اعمال شده بود، ولی هنر حرام نبود و حضور زن در دانشگاه ممنوع نشده بود. ولی قوانین طالبان از جنس دیگری بود: تصویر و تلویزیون و سینما و نقاشی و موسیقی همه ممنوع شد. معلوم نیست با چه نیرنگی اساتید فاکولته هنرهای زیبا، طالبان را قانع ساختند که دروازه فاکولته هنر را بسته نکنند و اجازه دهند تا محصلین همچنان درس بخوانند. از میان پنج دیپارتمنت فقط تیاتر و نقاشی توانستند جان سالم بدر ببرند، که البته به شرطی که «تیاتراسلامی» و «نقاشی اسلامی» تدریس کنند.

وقتی در اواسط حکومت طالبان از فاکولته فارغ شد، محمود متوجه شد که فقط دو راه در پیش رو دارد: یا به مندوی کابل برود و مانند سایر همصنفی هایش به شغل شریف دکان داری به پردازد، و یا اینکه به پیشاور پاکستان رفته و راه نامعلوم غربت را در پیش گیرد. او راه دوم را انتخاب کرد.

سلیمی در پاکستان همراه با دیگر هنرمندان مهاجر افغان دست به تشکیل یک گروه تیاتر به نام «تیاتر غربت» زد. این گروه 12 نفره در برخی محافل هنری نمایش اجرا می کردند و اعضای آن معمولاً شغل دیگری نیز در کنار بازیگری داشتند. در آنجا بود که گروه سلیمی با یک گروه تیاتر نیویورکی آشنا شد بنام «باند استریت تیاتر» که در آن زمان نمایشاتی را برای اطفال مهاجر افغان در پاکستان اجرا می کردند. بعدها سلیمی و جوانا شرمن کارگردان آن گروه، نمایشی را به شکل مشترک ساختند که باعث شد گروه تیاتر غربت و محمود سلیمی به صحنه های جهانی تیاتر راه بیابند.

پس از سقوط طالبان و ظهور دولت نو، سلیمی به کابل آمد و در دانشگاه کابل در همان دیپارتمنتی که زمانی خود شاگرد بود به حیث استاد مقرر شد. سال 1384 بود و من جوان ریزنقشی را به یاد دارم که هیچگاه نه دریشی به تن کرد و نه نکتایی به گردن آویخت، ولی محبوب ترین استاد در میان محصلین تیاتر و سینما بود. رفتار ساده و دوستانه، تشویق و ترغیب محصلین، و ایده های تازه اش باعث شده بود که محصلین سینما و تیاتر به او علاقه ی خاصی داشته باشند – هر چند تی شرت و پتلون جین اش باعث می شد که گاهی مسافرین «ملی بس» از او می پرسیدند: بچه خاله صنف چندی؟

در دانشگاه کابل در کنار تدریس، او توانست نمایش «آنسوی آینه» (2005) را نیز به شکل مشترک با گروه نیویورکی تولید کند. این نمایش در کابل چند بار به روی صحنه رفت و بعد در یک تور بین المللی از جاپان تا آمریکا به اجرا درآمد. سلیمی از همان ابتدا آشکارا شیفته ی سمبولیزم هنری بود. در این اثر نیز که داستان سه دهه جنگ افغانستان، با نمایش و موسیقی و تصویر و ویدیو روایت می شود آمیخته با سمبول های آشنا و غریبی است که به شکل تحسین برانگیزی به غنای بصری اثر افزوده است. ذهن نوآور او در ساختار این نمایش کاملاً محسوس بود. نمایش «آنسوی آینه» به عنوان نخستین تولید مشترک افغانستان و آمریکا، وقتی در نیویورک نمایش داده شد، به شکل وسیعی توسط مطبوبات آمریکایی مورد استقبال قرار گرفت. صفحه تیاتر روزنامه نیویورک تایمز، که همچون قاضی قهاری سرنوشت هر تولید برادوی را رقم می زند؛ مقاله ی ستایش آمیزی درباره این تیاتر نوشت و آن را نمایشی «با ظرافتی قدرمتند» توصیف کرد.

در همان سفر 2005 بود که سلیمی موفق شد پس از گذراندن امتحانات لازم، از دولت آمریکا بورسیه بگیرد و در «کالج هنر و طراحی سوانا» که یک دانشگاه خصوصی در ایالت جورجیا است پذیرفته شود. فلمساز 34 ساله اکنون در آمریکا است و روی فلمی کار می کند که برای دفاع دیپلم ساخته است و پس از تکمیل آن سند ماستری هنرهای زیبا در رشته سینما و تلویزیون را خواهد گرفت. سلیمی از سالیکه به آمریکا آمده است در 20 پروژه ی مختلف سینمایی در سمت های مختلف فعالیت داشته و چند فلم کوتاه نیز خود کارگردانی کرده است. آخرین فلمش که «نه من» (2010) نام دارد، داستان دوستی ناگزیری است که میان یک سرباز آمریکایی و یک تروریست عراقی شکل می گیرد.

سلیمی در آمریکا با بهترین اساتید سینما، بهترین عوامل تولید و بهترین تجهیزات فنی ، تعلیم یافته و تجربه کرده است. او تصمیم دارد بلافاصله پس از ختم درسهایش به کابل بازگردد و به فعالیت فلمسازی – رویای کودکی اش به پردازد. او همانطور که در صحنه ی تیاتر توانست افتخارات زیادی را برای جامعه ی هنری افغانستان کسب کند، بدون شک خواهد توانست آبروی رفته ی سینمای کشور را نیز بازگرداند. بیش از هر جای دیگری، جای خالی او در دانشگاه کابل احساس می شود، جاییکه صدها جوان همچون سالهای تحصیل خودش، با وجود انفجارات و انتحارات هر روزه، حاضر نیستند سنگر مهجور سینما را رها کنند.

..............................................................
این مقاله با استفاده از یک مصاحبه ایمیلی با خود سلیمی، گپ و گفت با شاگردان سابق اش و منابع زیر تهیه شده است:

سایت باند استریت تیاتر
مقاله رادیو آزادی درباره «آنسوی آینه»
مقاله نیویورک تایمز درباره «آنسوی آینه»

۱ نظر:

  1. سلام آقای کریمی ، چند ماهی است که هر دوشنبه وبلاگتان را میخوانم و از مطالب زیبایی که مینویسید لذت میبرم ، در بین وبلاگهای که من میخوانم و دنبال میکنم ، وبلاگ شما بهترین است و همیشه با خواندن ان چیز تازه ی یاد میگیرم ، با آرزوی موفقیت بیش از پیش برای شما
    aliafshar , sweden

    پاسخحذف