۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

نگاهی به تلویزیون «فارسی 1»: سعد و تولسی و ویکتوریا



سالهاست که تولسی، زن هندی بلند قامت و خوش چهره، ملت افغانستان را از کار و زندگی انداخته است. او با رفقا و رقبایش در سریال «زمانی خشو هم عروس بود» هر شب همه را به پای تلویزیون می کشاند؛ از پولیس ترافیک تا ملای مسجد، از سرمعلم مکتب تا معاون وزیر و از زن شوی مرده تا طفل مکتب گریز، هیچ کس نیست که شیفته ی سیرت و سیمای این زن درشت اندام نباشد. ولی در خانه ی همسایه ی ما ایران، زن دیگری غوغا به پا کرده است: ویکتوریا، زن میانسال و عشوه گری که به تازه گی شوهر پیر را ترک کرده و دل از یک مرد جوان ربوده است. او باعث شده که مردم مومن ایران از تماشای روضه خوانی تلویزیونهای دولتی یکسره دست بشویند و به عشوه گری های این زن زیبای کلمبیایی چشم بدوزند. اما چه رابطه یی بین تولسی هندی و ویکتوریای کلمبیایی وجود دارد؟ ظاهراً این رابطه را باید در مردی جستجو کرد که این دو زن را به این دو کشور فرستاده است: سعد محسنی. تاجر جوان قندهاری که به تازه گی کمر بسته است تا امپراطوری کوچک رسانه یی اش را فراتر از مرزهای افغانستان گسترش دهد. مردی که آمریکایی ها او را «روپرت مرداخ افغانستان» لقب داده اند.

از آگست 2009 تلویزیون «فارسی 1» (که "فارسی وان" خوانده می شود) روی ماهواره ی "هاتبرد" شروع به نشر برنامه کرده است. این تلویزیون که از دبی نشر می شود، جدیدترین سریالهای آمریکایی را با دوبله فارسی برای مخاطبان ایرانی نشر می کند. تقریباً تمام برنامه های فارسی 1، سریال های آمریکایی و کوریایی است برعلاوه یک برنامه موسیقی که آنهم فقط موزیک ویدیوهای انگلیسی نشر می کند. هر چند فقط هفت ماه از عمر فارسی 1 می گذرد، اما به شکل عجیبی توانسته است در میان مخاطبان ایرانی نفوذ کند. آغاز نشرات این تلویزیون تقریبا همزمان بود با جنبش اعتراضی سبز در ایران، این باعث شد که بسیاری از ایرانی ها فکر کنند که حکومت ایران خودش فارسی 1 را راه انداخته است تا مردم به جای تظاهرات در خیابان، در خانه بنشینند و «ویکتوریا» ببینند. اما پس از آنکه دولت ایران اقدام به پخش پارازیت روی این شبکه کرد این شبهه باطل شد. تا هنوز بزرگترین سوال بیننده گان کنجکاو این شبکه این است که چه کسی این تلویزیون را اداره می کند؟

طبق نظرسنجی ها، مردم ایران پس از مردم اسراییل آمریکادوست ترین مردم در خاورمیانه هستند. این موضوع را سعد محسنی به خوبی می دانست، وقتی که دو سال پیش شروع به پایه گذاری تلویزیونی کرد که در آن فقط سریال آمریکایی نشر کند. چیزی که در هیچ تلویزیون فارسی زبان وجود ندارد. ایرانیها دو نوع تلویزیون می بینند: تلویزیون دولتی ایران که سراسر تبلیغات حکومتی است، و تلویزیونهای مستقر در خارج از ایران مشهور به «تلویزیونهای لوس آنجلسی» که سراسر تبلیغات ضدحکومتی هستند. تلویزیونهای لوس آنجلسی به خاطر کوچک بودنشان قدرت خرید و فلم و سریال آمریکایی را ندارند و بیشتر یا آهنگ نشر می کنند یا دشنام علیه حاکمان ایران. فقط یک تلویزیون بنام «ام بی سی پرشیا» که از طرف یک شرکت عربی نشر می شود، فلمهای آمریکایی را با دوبله فارسی نشر می کند. در این میان جای یک تلویزیون که بتواند سریال های جدید آمریکایی را با دوبله فارسی نشر کند، کاملاً خالی بود. که آن را آقای محسنی پر کرد.

سعد محسنی به معنای مدرن کلمه یک «کارگشا» است. کارگشا همان چیزی است که در انگلیسی به آنEntrepreneur می گویند و در افغانستان «متشبث» ترجمه شده است؛ که اصلاً ترجمه ی جالبی نیست. حتا کلمه ی کارگشا نمی تواند معنای «انترپرنیور» را به طور کامل برساند. انترپرنیور به کسی گفته می شود که ایده های تازه دارد، بسیار ریسک پذیر است، و با سرمایه گذاری فرصت های تازه ایجاد می کند. از سال 2002 که سعد همراه با دو برادرش جاهد و زید و خواهرش وژمه محسنی از استرالیا به کابل آمدند، همواره در عرصه ی رسانه یک ابتکار جدید کردند و ده ها افغانی دیگر از آنها تقلید کردند و هیچ کدام نتوانستند با او رقابت کنند. آنها شرکت رسانه یی «موبی مدیا گروپ» شان را با رادیو «آرمان» شروع کردند، یک رادیوی سرگرمی روی موج اف ام که تنها ستاره ی آن شکیب ایثار بود. ایثار طوری در رادیو آرمان برنامه اجرا می کرد که تمام رادیوهای پس از آرمان تا امروز از او تقلید می کنند و زمانی هم که به تلویزیون «طلوع» رفت تبدیل شد به یک مدل نمونه برای دیگر مجریان تلویزیونی در افغانستان. محسنی ها تلویزیون طلوع را در سال 2004 با پولی که از اداره کمک های بین المللی ایالات متحده بدست آوردند (به نقل از نیویورک تایمز) راه اندازی کردند. پس از آن دامنه فعالیت های موبی گروپ هر روز بیشتر و بیشتر شد تا اینکه امروز سه تلویزیون، یک رادیو، یک وبسایت خبری، شرکت تولید موسیقی، مجله انگلیسی، انترنت کافی های زنجیره یی، شرکت خدمات انترنتی فقط بخشی از آن است. تلویزیون طلوع، برای اولین بار سریال خارجی را دوبله و نشر کرد، برنامه «ستاره افغان» را بر اساس «آمریکن آیدول» ساخت و سریال افغانی تولید کرد.

سوالی که درباره فارسی 1 حل نشده این است که پول این تلویزیون را چه کسی می پردازد؟ البته این سوال کسانی است که سعد محسنی را نمی شناسند. سعد محسنی یک کاپیتالیست تربیت شده است. او در استرالیا بانکدار بود و به خوبی با قواعد بازی َآشناست. بزرگترین سحر او در این است که می تواند از هر کسی که بخواهد کار بکشد و از هر چیزی که بخواهد پول بدست آورد. نشر آن همه سریال جدید آمریکایی نیاز به خرید «کاپی رایت» دارد، که محسنی با شراکت با شرکت «استار» که یکی از زیرمجموعه های «نیوز کارپوریشن» است انجام داده است. او قبلاٌ سریال «24» را برای طلوع خریده بود و این بار نیز چنین کاری را برای فارسی 1 کرده است. اما حدس من این است، فارسی 1 این سریال ها را نه بر اساس یک معامله تجاری بل بر اساس یک معامله سیاسی خریده است. چون خود طلوع و بیشتر برنامه هایش بر اساس معاملات سیاسی-تجاری تولید می شود. کسی که بتواند برای تولید سریال افغانی «رازهای این خانه» از نیروی های آیساف پول بگیرد، حتماً می تواند برای راه اندازی یک تلویزیونی که ملیونها ایرانی را به سوی خود کشیده است از آمریکایی ها پول بگیرد.

رنگ لوگو و تم گرافیکی فارسی 1 گلابی (صورتی) است. این رنگ در فرهنگ رسانه و سرگرمی رنگ سکس و رمانس است. برنامه های این تلویزیون هم تماماً درباره مشکلات خانواده گی، خیانت به همسر، روابط رمانتیک دختر و پسر و مسایلی از این قبیل است. من پیش بینی می کنم که در آینده ی نزدیک ما شاهد یک فارسی 2 و بعد فارسی 3 خواهیم بود. فارسی 2 احتمالاً با رنگ سرخ یا آبی یک تلویزیون خبری-سیاسی خواهد بود و فارسی 3 به احتمال قوی یک تلویزیون موسیقی و سینما. پیشوای معنوی محسنی، روپرت مرداخ است، یک یهودی استرالیایی که شرکت نیوز کارپوریشن را رهبری می کند. این شرکت پس از «والت دیزنی» دومین شرکت بزرگ رسانه یی در دنیا است و صدها تلویزیون و روزنامه و انتشارات (همه محافظه کار) در سراسر دنیا در اختیار آن است.

بزرگترین ضعف فارسی 1 تا کنون دوبله های آن است. تمام سریال های این تلویزیون در کابل توسط افغانهایی که زمانی در ایران مهاجر بوده اند دوبله میشود. با آنکه برای مدتی یک مدیر دوبلاژ از تهران به کابل آمد تا این جوانان را آموزش دهد ولی باز هم سطح دوبله ی آنها به حدی نیست که مردم ایران را راضی نگهدارد. چون در ایران مردم به دوبله ی بسیار با کیفیت تلویزیون دولتی عادت کرده اند و دوبله ی جوانان بی تجربه ی فارسی 1 برای شان قابل تحمل نیست. با بررسی سایت های اجتماعی و نظراتی که بیننده گان این تلویزیون در این سایت ها ارایه کرده اند، به این نتیجه رسیده ام که تیر محسنی به هدف خورده است. او همه جای می تواند جاهای خالی را پیدا کند تا اولین کسی باشد که پایش را آنجا می گذارد. با آنکه در بازار رسانه ی ایران شاید بیش از صدها تلویزیون داخلی و خارجی فارسی زبان وجود داشته باشد؛ ولی هیج تلویزیونی وجود نداشت که سریال را به زبان فارسی نشر کند، او با اینکار با سرعت عجیبی بازار ایران را تسخیر کرده است. یکی از بیننده گان این تلویزیون در فیس بوک نوشته است که پس از دیدن فارسی 1 دیگر « نه اخبار بی بی سی فارسی را می بیند» و نه هم به «تحلیل های محسن سازگارا در تلویزیون صدای آمریکا» توجهی دارد.

چندی است که ایران کانون تبلیغات رسانه یی شده است. پس از بی بی سی که تلویزیون فارسی اش را راه انداخت، حالا «یورو نیوز» و یک کشور عربی هم سعی به ایجاد تلویزیون فارسی زبان کرده است. پیش از آن هم چندین تلویزیون فارسی از آمریکا با بودجه کنگره آمریکا برنامه نشر می کردند. در این گیر و دار، ولی فقط محسنی توانسته است بفهمد که ایرانی ها واقعاً چه میخواهند. کس دیگری در فیس بوک نظر داده است که برنامه های فارسی 1 علیه اخلاق خانواد است و با معیارهای جامعه ایران نمی سازد. ولی ده ها نفر علیه او نظر داده اند که برنامه های تلویزیون فارسی 1 بیش از برنامه های تلویزیون دولتی واقعیت های اجتماعی ایران را بازگو می کند. اگر فارسی 1، این طور که فعلا پیش می رود ادامه دهد بعید نیست که درآمد آن بیش از تمام رسانه های موبی گروپ در افغانستان باشد. محسنی و مرداخ، تولسی و ویکتوریا، یک اتحاد عجیب برای سرگرم کردن دو ملت سرگردان.

۲۷ نظر:

  1. میگی: "طبق نظرسنجی ها، مردم ایران پس از مردم اسراییل آمریکادوست ترین مردم در خاورمیانه هستند"
    میشه بگی دقیقاً کدوم نظرسنجی ها؟ سورسی لینکی چیزی آخه.

    پاسخحذف
  2. منبعی که شما پرسیدید تلویزیون فارسی بی بی سی است. من از آنجا چندوقت پیش شنیدم.

    پاسخحذف
  3. سلام برادر عزیز سلامت باشی خیلی عالی بود
    پس معلوم شد که همسایه ما هم دچار مشکل شده ما خو از دست همسایه های خود د فغان امدیم از سریالهای هندی بگویم یااز فیلم های امریکای یا ایرانی

    پاسخحذف
  4. خوب بود و لی فکر کنم هنوز خیلی زود است که د رمورد موفقیت ایشان قضاوت نهایی کرد، همچنان که طلوع هم دیگر آن طلوع سابق نیست. باشد تا چند بعد خواهیم دید.

    پاسخحذف
  5. سلام و درود بر شما!
    اقای کریمی من دوست دارم از زاویه ی دیگری به این مسئله بنگرم.واضح است که تجارت پیشگان برای کسب منفعت بیشتر ،از هر راه و حربه ای استفاده میکنند چه یک سواستفاده ی سیاسی باشد،تهاجم فرهنگی و یا هر چیز دیگری.اما فارسی وان توانسته به تعداد خیلی زیادی از جوانان مهاجر که از ایران برگشته اند موقعیت شغلی ایجاد کند.با توجه بر تعصب و حساسیتی که ما افغانها نسبت به زبان فارسی و مهاجرینی ایران برگشته از خود نشان میدهیم عرصه ی کار را برای این گروه تنگ و تنگ تر میکند اما حال بیش از 80 نفر از جوانان مصروف کار هستند و این خود کاریست نیکو.
    سپاس

    پاسخحذف
  6. درود بر شما دوست گرامی،
    مطلب جالبی بود ، برای خود ما هم واقعا سوال بود که این شبکه از کجا اداره میشه.
    در موردی که فرمودین مردم ایران از آمریکایی دوست ترین مردم خاور میانه هستند کاملا با شما موافقم.

    دوستی پرسیده بودند که این آمار رو از کجا آوردید، جوابشون اینه از همون نظر سنجی ساده ای که برای برقراری رابطه دیپلماتیک با آمریکا انجام شد و وقتی جمهوری اسلامی دید داره گند کارشون در میاد سریعا تمام کسانی که نظر سنجی کرده بودند به جرم جاسوسی روانه زندان کرد.

    اگر باز هم دنبال نشانه و آمار میگردند باز هم میتونین اونها رو ارجاع بدین به تظاهرات مردمی که هرچی از بلند گوی دولتی داد می زدند مرگ بر آمریکا مردم از پایین برعکس جواب میدادند مرگ بر روسیه .

    ولی در مورد اینکه فرمودید این شبکه میتونه جای صدای آمریکا یا بی بی سی رو بگیره با شما موفق نیستم، چون در دو فاز کاملا جدا گانه قرار دارند. یکی کاملا تفریحی هست و دیگری کاملا سیاسی و مردم ایران به هر دوی اینها نیاز دارند.


    http://rostamfarokhzad.blogspot.com

    پاسخحذف
  7. من با رستم موافقم و فکر می کنم که هنوز بی بی سی جای خود را دارد و این دوبله بد ممکن است کار دست فارسی وان دهد و شما می دانید یک رسانه مدت مشخصی پیک بیننده دارد از آن زمانش بگذرد مخاطبین اش را از دست می دهد و این اتفاق برای پارسی وان خواهد افتاد.
    اما برایم سوال است بعد از تجربه رسانی در افغانستان این جماعت به دنابال چه چیز دیگری می روند؟

    آیا سینما قابلیت این را دارد که این دلان ( بنظرم بشدت به این ها نیاز داریم) به دنیاب فیلم سینمایی سینما بروند؟ و ما شاهد تولد سینمادر افغانستان باشیم حالا می خواهد این سینما تقلیدی از بالیوود باشد و...
    البته اینر را از خودم می پرسم امکان این را دارد افغان ها بخواهند سینما رفتن راتجربه بکنند؟
    البته تا حدودی پاسخ را می دانم ولی تحلیل درستی از جامعه افغانستان ندارم ملتی که به گمان تازه زاده شدنده اند و دست به همه چیز می برند تا از آن سر در بیاورند.
    خوب شما چه فکری می کنیدالبته اگر لازم باشد می شود وضعیت سینما یک مملکت دیگر ار پیش بینی کرد ولی افغانستان قابل پیش بینی نیست

    پاسخحذف
  8. جناب کریمی

    خیلی چیزهای جدیدی در این مطلب ارایه کرده اید. واقعاً برایم تازه بود. سپاس

    پاسخحذف
  9. با درود، دوست عزیز در جایی از این نوشته شما از سعد محسنی بنام تاجر جوان قندهاری یاد کرده اید. من تا جاییکه میدانم سعد محسنی متولد کابل است و اجدادش نیز در همین کابل متولد شده اند. شما بر اساس کدام دستاویزی ادعا دارید که سعد محسنی قندهاریست؟ اگر دستاویزی وجود دارد برایم ارائه دارید ورنه این بخش را از نوشتار تان بردارید یا اینکه در قسمت صحت این موضوع پژوهش بیشتر کنید. چطور میتوان به مسایل دیگری که در این نوشته آمده اند به دید باورمند نگریست وقتی که به این موضوع با این دید نگریسته شده. z.a.aatash@gmail.com
    میشود با ایمیل فوق نظرتان را بنویسید.

    پاسخحذف
  10. جناب آتش، این موضوع را فقط می شود با تذکره آقای محسنی ثابت یا رد کرد،که بنده در اختیار ندارم. ولی در افغانستان به شکل وسیعی این عقیده وجود دارد که ایشان از مردم قزلباش قندهار هستند. تا خلاف این ثابت نشده است من بر همین عقیده خواهم بود. موفقیت

    پاسخحذف
  11. S.S Kabul jan
    سلام علی جان کریمی ! من تا حدی بانظرات شما موافق هستم، تلویزیون طلوع جای شک نیست که یک رسانه موافق (نوآور یعنی کاپی برنامه های تلویزیونی خارجی)در افغانستان نسبت به تلویزیون و رادیو های دیگر پیش قدم تر میباشد ....... این را از یاد نبریم که هر کشور بعد از جنگ و یا در جریان بازی های سیاسی ابرقدرت های دنیا تحت تاثر بازی های گوناگون قرارمی گیرد ..... یعنی بیش از 90 فیصد مردم افغانستان را بیسواد تشکل میدهد چه بخواهی و چه نخواهی تاثر خاص خودرا این بازی ها چه از طریق رسانه ها ویا چه از طریق نیرنگ های دیگر بنام های تکنالوژی جدید،آزادی بیان،تطبق فرهنگ و کلتور بیگانه وامسال آنها، بالای عامه ی مردم زجرورنج کشیدهءافغانستان تاثر عمیق خود راگذاشته. در رابطه به کشور ایران من فکر می کنم بیشتر طبقه جوان شان تحت تاثر کشورهای اروپایی و امریکارفته اند،هر آلارم یا چراغ سبز از هر قسمت دنیا نشان داده شود با شور شوق جوانان ایرانی از آن استقبال می کند، چرا که آنها هم به نحویی تحت فشار بازی های گوناگون از خارج وبیرون کشورشان قرار می گیرد، در این حالت بدون شک لیدر ها و ساحبان شطرنج (اشخاص بازی گر) نفع شانرا میبرند. امادر بارهء محسنی سعد.
    محسنی سعد در بین مردم کابل شایان است که وی اصلا" از ایران می باشد یعنی (زمان نادرافشار) در افشار سیلو شهر کابل مهاجر آمدند، و بعدا" بنابر وضعیت مختلف سیاسی و اجتماعی دربعضی از ولایات افغانستان پراکنده شدند، از جمله در ولایت قندهار نه بنام قوم قزلباشان بلکه بنام قوم خلیلی های شیعه یاد می شوند.و یک تعداد آنها در ولایت بلخ ولسوالی شولگر مسکن گزین می باشند.

    پاسخحذف
  12. اقای کریمی
    نوشته ات خوب بود. اما نمی دانم چرا همیشه شما به نوع مخالف روی مسایل اجتماعی می پیچید. اگر برای این که توانایی های خویش را به عنوان یک نقد گرا قوی بیان کنی و یا هم روشنفکر در ان صورت باید مسله را درست تحقیق کنی و بعد بست کنی. مگر درغیر ان هر خبری را خواندن و رویش نقد کردن درست نیست. بلی این درست که سریال تولسی و یا دیگر هم سان ان جلب توجه مردم را جذب کرده و از وزیر تا پیاده و مرد و زن همه ساعت 8:30 شب جمع می شودند توی پایه تلویزیون شان تا این برنامه را بیبیند. ایا گاهی رفته از انها پرسان کردید که چرا وقت خود را صرف این کاری های کنند. در صورت که بسیار چیزهای دیگر هم است که انها می توانند کرد. این مسله را باید یک زاویه دیگر اش هم باید تحلیل کرد. این را باید بدانی که بسیاری مسایل که در ان سریال بحث می شود، خانواده گی بوده و تعلمی هم است. شاید برای شما مهفوم نداشته باشد اما برای کسانی که همه روز شان پر از درد، نارامی های اقتصادی، خانواده های فقیر" فقیر به معنایی دانش" که ذهن شان فرا تر از این کار نمی کند، امیدوار کننده است. یک چیزی است که می تواند برای چند لحظۀ ذهن پر از درد و تشویش اش را ارام کند. دیگر این که برای زن ها به خصوص در رابطه مادر شوهر ها و عروسی ها تاثیر مثبت کرده است. من این را از این خاطر می گویم که دوست ما در دوره لیسانس خود پایان نامه خود را روی این مسله نوشته بود و نتایج اش هم خیلی مثبت. بس همیشه ساز سرچپه نزنید، در بسیار موارد ساز سر راسته هم ضروری است.
    خوش باشید

    پاسخحذف
  13. برادر گرامی!
    مطلب را که نوشته بودید خواندم . در ابتدا برایم خیلی دلچسپ بود و اشتیاق داشتم تا زودتر به پای مطلب برسم که بالاخره هدف این نوشته و یا پیام چیست...ولی.. خیلی متأسفم به حال خودم؛ و به حال چنین اشخاصی که از حقیقت آگاهی نداشته و با نوشتن مطالب پیش با آفتاده و کاملاً نادرست وقت شان را مصرف میکنند.
    نمیدانم ما انسان ها چرا پیشرفت و ترقی شخصی دیگری را که حتی ضرر اش هم برای ما نمیرسد دیده نداریم و همیشه غرق خیالات و نظرات تفرقه آمیز هستیم.
    سعد محسنی از جمله مردمان اصیل کابلی میباشد نمیدانم از روی چه تذکره شما وی را قندهاری نامیده اید. بلی! تذکره این شخص را موجود دارم و حتی شما در ولایت کابل این حقیقت را دریافت کرده میتوانید.
    از جانب دیگر اگر وی از کدام شخص خارجی و یا به گفته شما وی از مرد استرالیائی نژاد میآموزد، پس چه بدی دارد؟؟؟ اگر ما چیزی بیآموزیم و آنرا در مملکت عقب مانده مان که از تکنالوژی عصری هیچ خبری در آن نبوده تطبیق نماییم، چه بدی دارد؟ اگر کوچکترین قدم به سوی پیشرفت میگذاریم چه بدی در این است؟؟؟ بیآئید به نگاه مثبت به همه موارد بنگریم! به سریال های را که اشاره نموده بودید، چرا این واقیعت را درک نکرده اید که سریال های مذکور بین روابط فامیل ها تاثیر مثبت را ببار آورده. آیا احترام به مادر، عروس ، خشو، پدر، دختر ، برادر که در آن نمایش داده میشود، بهتر از غیبت، کینه جوئی، عیب جوی ، تفرقه و برادر کشی نیست؟؟؟ بخاطریکه برای مردم در افغانستان نسبت شرایط ناگوار امنیتی تفریح گاه نیست و همگی سرگردان در امور روزمره و پی پیدا کردن لقمه نانی هستند آیا حق کمی تفریح را دور از خیالات راکت، انتحاری، بمب، مین، کشته شده و یا صد مورد دردناک را ندارند؟؟ و برای کسانیکه بیکار یا بیسواد هستند، بهتر سریال ها را دیده مصروف و سرگرم همان باشند تا اینکه افکاربدی در فکر شان برسد و خانه های مردم را خراب کنند.

    آخرین موضوع را که خدمت میخواهم عرض کنم اینست که درک شما در مورد رنگ لوگو واقعاً قابل تآسف است! کوشش کنید کمی در باره اشیا و اشخاص، طبیعت ، محیط، زیبائی های را خداوند آفریده به نگاه مثبت بنگرید اگر همه چیز را منفی تلقی نمائیم، خود ما مشکل داریم.

    پاسخحذف
  14. برادر گرامی!
    مطلب را که نوشته بودید خواندم . در ابتدا برایم خیلی دلچسپ بود و اشتیاق داشتم تا زودتر به پای مطلب برسم که بالاخره هدف این نوشته و یا پیام چیست...ولی.. خیلی متأسفم به حال خودم؛ و به حال چنین اشخاصی که از حقیقت آگاهی نداشته و با نوشتن مطالب پیش با آفتاده و کاملاً نادرست وقت شان را مصرف میکنند.
    نمیدانم ما انسان ها چرا پیشرفت و ترقی شخصی دیگری را که حتی ضرر اش هم برای ما نمیرسد دیده نداریم و همیشه غرق خیالات و نظرات تفرقه آمیز هستیم.
    سعد محسنی از جمله مردمان اصیل کابلی میباشد نمیدانم از روی چه تذکره شما وی را قندهاری نامیده اید. بلی! تذکره این شخص را موجود دارم و حتی شما در ولایت کابل این حقیقت را دریافت کرده میتوانید.
    از جانب دیگر اگر وی از کدام شخص خارجی و یا به گفته شما وی از مرد استرالیائی نژاد میآموزد، پس چه بدی دارد؟؟؟ اگر ما چیزی بیآموزیم و آنرا در مملکت عقب مانده مان که از تکنالوژی عصری هیچ خبری در آن نبوده تطبیق نماییم، چه بدی دارد؟ اگر کوچکترین قدم به سوی پیشرفت میگذاریم چه بدی در این است؟؟؟ بیآئید به نگاه مثبت به همه موارد بنگریم! به سریال های را که اشاره نموده بودید، چرا این واقیعت را درک نکرده اید که سریال های مذکور بین روابط فامیل ها تاثیر مثبت را ببار آورده. آیا احترام به مادر، عروس ، خشو، پدر، دختر ، برادر که در آن نمایش داده میشود، بهتر از غیبت، کینه جوئی، عیب جوی ، تفرقه و برادر کشی نیست؟؟؟ بخاطریکه برای مردم در افغانستان نسبت شرایط ناگوار امنیتی تفریح گاه نیست و همگی سرگردان در امور روزمره و پی پیدا کردن لقمه نانی هستند آیا حق کمی تفریح را دور از خیالات راکت، انتحاری، بمب، مین، کشته شده و یا صد مورد دردناک را ندارند؟؟ و برای کسانیکه بیکار یا بیسواد هستند، بهتر سریال ها را دیده مصروف و سرگرم همان باشند تا اینکه افکاربدی در فکر شان برسد و خانه های مردم را خراب کنند.

    آخرین موضوع را که خدمت میخواهم عرض کنم اینست که درک شما در مورد رنگ لوگو واقعاً قابل تآسف است! کوشش کنید کمی در باره اشیا و اشخاص، طبیعت ، محیط، زیبائی های را خداوند آفریده به نگاه مثبت بنگرید اگر همه چیز را منفی تلقی نمائیم، خود ما مشکل داریم.

    پاسخحذف
  15. علی جان ممکن است شماره خود را به من بدهی ؟ از چه طریق می توانم با خودت صحبت کنم ؟ ضرورت است بعضی مطالب را با شمادر میان بگذارم .

    تشکر

    پاسخحذف
  16. ناشناس گرامی، به ایمیلم برایم پیام بفرست تا شماره ام را برایت بفرستم. و بگو کیستی.
    mak.kabul@gmail.com

    پاسخحذف
  17. سلام دوستان عزیز! در رابطه به نوشته Zuh جگر ///// بگویم آیا شما در طلوع یکی از بازاریابان هستید ؟ برای تبلیغ کردن سریالهای مزخرف زیاد کامپاین خوب می کنید...... در کل فکر می کنم در نقد کردن باید نکات منفی و مثبت بیان شود. آیا اینرا فکر نمی کنید که امروزه فرهنگ، کلتوروعنعنات افغانی ما تحت تحاجم و تجاوز فرهنگهای بیگانه قرار گرفته و توسط این سریالهای عشق بازی یک زن دوتا شوهر همزمان دارد و به تصویر کشیدن ...... تعداد زیاد فرزندان حرامی وغیره آیا تاثر بدی به مردم مسلمان ما نمیگذارد؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخحذف
  18. سلام دوستان عزیز... بنده کسی هستم که همیشه مخالف نقد های عقده یی علی کریمی بوده ام اما اینبار برای اولین بار است که یک نقد عقده یی او به جا افتاده است. من ازین مطلب علی کریمی پشتیبانی می کنم. این مهم نیست که سعد محسنی از کجاست؟ مهم این است که او در حال انجام چه نوع خیانت های درین کشور است. تا جایکه من آگاه هستم. برای سعد محسنی از پیشرفت در کار و بار و فایده مادی هیچ چیز دیگر مهم نیست. پس از دوست های که این مطلب را می خواهند رد کنند خواهش می کنم که دست از چاپلوسی سعد محسنی بردارند. از سعد محسنی چیزی بدست تان نمی آید و با دلایل ناحق بخاطر پشتبانی از سریال های مزخرفات دست بردارید. چرا که در تمام سریال های هندی که طلوع پخش می کند جز حرام زاییدن و یک زن و چند شوهر دیگر رازی و حرفی نهفته نیست. و اگر شما دوست های دوست دارید که دخترتان چند شوهر داشته باشد و خانم های تان حرامی بزایید پس تبلیغ این نوع سریال ها را بکنید.
    سعد محسنی نه مسلمان است و نه انسان و برادرانش همچنان. و اگر تلویزیون طلوع موفق هم است بخاطری است که او توانسته آدم های عشقی و کشته و مرده کار را پیدا کند چه در بخش خبر چه در بخش برنامه سازی و یا فلم مستند و سریال سازی. این است یگانه موفقیت سعد محسنی که ازین عاشق های کار سؤ استفاده کرده و خودش را از سفر به میلیون ها رسانده است ولی عاشق کار مسکین صاحب یک بایسکل هم نشده است. پس من برای علی کریمی تبریک می گویم که در زندگی برای اولین بار تیر خود را به هدف زده است. تبریک آغای کریمی و امیدوار هستم همچون آدم های مستحق به عقده خود را پیدا کنی و ما هم از تو پشتبانی کنیم.
    موفق باشی
    حمیدالله

    پاسخحذف
  19. برادران گرامی،

    تشکر از نظریات شما ! قبل ازهمه باید بگویم که من کارمند تلویزیون طلوع نیستم، و نه علاقه دارم که در رسانه اجرا وظیفه نمایم.البته علاقه زیاد به مسایل سیاسی و تجدید تربیه جامعه افغانی دارم.

    سعد محسنی از جمله همصنفان من بوده است و به خوبی شناخت از خودش و فامیل اش دارم.
    البته متنی را که محترم آقای "ناشناس" نوشته اند و تبریکی برای جناب کریمی فرستاده اند خیلی دلچسپ بود!

    شما برایم بگویید که آیا قبل از نشر سریال های هندی افغانستان "مدینه فاضله" بود وهیچگاه بداخلاقی مردان و زنان در این سرزمین نبوده؟ آیا دوران هفت تنظیم خاین نا مسلمان، تجاوز بالای دختران و زنان مظلوم، و یا دوران کمونست ها، خلقی ها و پرچمی های خاین رافراموش کرده اید؟ و یا هیچگاه از این موارد خبری به گوش تان نه چکیده. من زیاد بالای این موضوع نمی پیچم چون خودم هیچ علاقمند این سریال ها نیستم.

    به هر ترتیب میآیم بالای موضوع که میگویید که شخص مذکور متوجه پول و منافع خود است، میخواهم برایتان بگویم که در کره زمین که زندگی میکنیم هیچ انسانی بدون نفع خود کار نمیکنند، همه انسان ها به فایده و نفع و خواست های سیری نا پذیر خویش میکوشد و این طبیعت انسان است! خوشا به حال کسانی که با کوشش از راه های مشروع تجاری کامیاب میگردند و افسوس به حال کسانی که .............

    میخواهم بدانم که آیا شما کدام عقده شخصی با سعد محسنی و فامیل اش دارید و یا از کامیابی و پول داری مردم رنج مــــیبرید؟ شما هم کوشش کنید یک طریقه دیگر را در پیش گیرید، خداوند مهربان است!

    با تجدید احترامات شایسته
    ز.م

    پاسخحذف
  20. خواهر و مادر همه شما های احمق را گاییدم.

    پاسخحذف
  21. چهره واقعی اشخاص در زیر نقاب هیچگاه دیری نمی پاید!

    پس برادران و خواهران آقاس ناشناس کسیکه مخالف سریال های غیر اسلامی بود اکنون خودش از دشنام های غیر اخلاقی در این صفحه بکار برده که نماینگر اخلاق شخص اش میباشد!

    میخواهم بدانم که ترتبیت این شخص را سعد محسنی، تلویزیون طلوع، تولسی، پرینا وغیره...... نموده یا والدین افغانی /ایرانی خودش؟؟؟؟؟؟؟ خیل متأسفم به حال این گونه افغان های مان !

    پاسخحذف
  22. داغستانی از دایکندی
    ولا از طرز صحبت zuh فهمیده می شه که اولا یک زن است و بعد ازو یک کمی در زندگی اش سکس خارج از چوکات هم کرده اس. وقتی نوشته اش را خواندم تصویر یک زنی بسیار حراف به نظرم آمد که خیلی از دین مین گپ می زنه و دیگران را موعظه اخلاقی می کند و خودش در خلوت به گفته حافظ کار دیگر می کنه. مه که در این نوشته کدام مشکل و حس بدبینی و یا نقد مغرضانه ندیدم. کریمی حق دارد که به زعم خود از لوگوی تلویزیون تفسیر کنه و این نفرک ناحق فیز فیز می کنه. شاید هیچ مطلبه نفامیده باشد. درافغانستان متاسفانه که هرکس مثل این نفرک به خود حق می دهد که برداشت خود از یک مساله را بر دیگران تحمیل کند و ادعا کند که خودش هرچه گفته بر طریق صواب بوده و دیگران هرچه می گه غلط است. ای رقم آدما در ای جامعه زیاد است و از طرز صحبتش فامیده می شه که بسیار خودخواه ، کلان کار و از خودخوش است.
    هرکس در نوشتن و نحوه دیدش به مسایل و بخصوص نویسندگانی که به مرحله ای از رشد می رسند، روش یا سبک خاصی داره، که کریمی هم سبک و روش خودش را دارد و می تواند دنیا را به هر دیدی که از آن خودش هست ببیند. لعنت بر کسی که دید و تفسیر خودش را فکر می کنند از همه درست تر و کامل تر است.
    خداوند به ای نفرک ای تحمل را بدهد که دیکران هم حق داشته باشند به شیوه خود فکر کنند.

    پاسخحذف
  23. شما بسيار تكليف داريد از خداوند متعال شفا عاجل برايتان خواهانم.

    پاسخحذف
  24. سلام
    خیلی تشکر از مطلب جالبتان
    اطلاعات مفیدی بود
    اما باید گفت که فارسی آنقدر ها که تصور می کردند موفق نشد.
    راستش من اول خیلی جذب ویکتوریا شدم اما بعد از صدمه دیدن دخترش حالم ازش بهم خورد. من یک زنم این ایده مرد سالارانه نیست... اما هیچ یک از ما نمی توانیم غفلت یک مادر را ببخشیم که با جوانی دنبال عشق بازی باشد و به دخترش تجاوز شود و مادر ساده لوحانه فکر کند که دخترش در خانه دوستش درس می خواند.
    کم کم دیدم حتی دیگران هم مثل من فکر می کنندو از اینکه فارسی 1 می خواهد شخصیت بی مایه ای را به زور به آنها یک قهرمان جا بزند به تنگ آمده اند. از سریال های طولانی با متوسط 170 قسمت که همه با هنجار های خانواده شرقی در تضادند. از اینکه وقتشان پای تلویزون هدر می رود وووو
    با کمال تعجب دیدم اکثریت فارسی 1 را تحریم کردند و نگاه نمی کنند
    در آن زمان خاص می طلبید چون مردم ایران خسته بودند اما آنقدر ها آسان نیست که بتوان یک ملت را به بازی گرفت.

    پاسخحذف
  25. فتنه احمدی‌نژاد. سلام، الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد.

    پاسخحذف