۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

پنج گزارش کوتاه

1. من به عنوان کسی که تمام عمرش را به زندگی سگی گذشتانده، اصلاً افغانستان را یاد نکرده ام؛ برای آدمی چون من کابل و کانادا ندارد، هر کجا می روی آسمان همین رنگ است.

2. تازه از شر یک کارخانگی خلاص شدم که استاد دستور کارخانگی دوم را صادر کرد. آنچه که کم کم می فهمم این است که تمام این دو سال را باید با کارخانگی نوشتن به پایان ببرم.

3. دیشب فلم جدید جیم جارموش «محدودیت های کنترول» (2009) را دیدم تا درباره اش یک مرور بنویسم. از شما چه پنهان، اصلاً نفهمیدم که حرامزاده درباره ی چه فلم ساخته است، از خیرش گذشتم.

4. دیروز مریض شدم و رفتم به کلینیک. شش ساعت و پانزده دقیقه در دهلیز منتظر ماندم و چندین صفحه فورمه پر کردم تا موفق شدم داکتر را ببینم. او پس از دو دقیقه معاینه سرسری اعلان کرد که من کاملاً صحتمندم. هر چه گفتم تب درام و اصرار کردم که پیشانی ام را دست بزند، حاضر نشد این کار را کند و گفت: «شما کاملاً صحتمند هستید، از دواخانه یک پاکت پراستامول بگیرید و بروید خانه، و طی دو روز آینده هر چه می توانید آب بخورید». پس از این واقعه، برای اولین بار کابل را یاد کردم. به گفته ی رفیقم: «دل ما خوش که کانادا آمدیم!»

5. تمام کتابهای رویایی ام را اینجا یافتم. از «اعترافات» آگوستین قدیس گرفته تا مجموعه آثار کیرکگارد و از مقالات سوزان سونتاگ گرفته تا رمان های میلان کوندرا و آثار بنیامین. فقط باید یاد بگیرم که منظم باشم و به وقت توجه کنم – چیزی که یاد گرفتن اش برای من از هر چیزی در این دنیا سخت تر است.

۵ نظر:

  1. 1. صد البته که آب و هوا دخیل است نه آسمان. یاد خواهید کرد.
    2...
    3. شماره ی دو را جدی بگیرید.
    4. دکتر می دانسته که در شماره ی یک اشتباه کرده اید و حس بیماری از ویروس و باکتری نیست.
    5. همه را گفتم تا به این شماره برسم. بسیار زیاد خوش به حالتان.
    6. امید که حالتان بهتر شود.

    پاسخحذف
  2. کانادا آمدن مزاح نیست در ضمن پراستامول و اسپرین را هیچگاه فراموش نفرمایید حتی اگر درسینما هم باشید.

    پاسخحذف
  3. Salaam,
    Ahele afghanestan hasti? Farsi ro khili Irani minevisi...Mamoolan aghanha farsi ro Parsi tar minevisan va harf mizanand...Manzooram ine ke kamtar kalamate arabi ghatish mikonanan.

    پاسخحذف
  4. سلام پسر خوب
    1.ایملت را دریافت کردم. جواب می دهم به موقعه اش.
    2. خوبم. این روزها جنون زده هستم.
    3. وبلاگم را حذف کردم و اصلا ارشیو مطالبم را ندارم. چون همیه شان را فی البداهه در خود بلگفا می نوشتم. اما باز از نو وبلاگ را اباد کردم. اینبار همه چیز را برای خطر از جنون زدگی ارشیو می کنم
    3. در مورد کتابهای رویایی همان حسی را د اری که من 8 سال پیش داشتم وقتی در پراگ زندگی نامه کی یر کگارد را خواندم و دیوانه شدم.
    4.مریض نشو... درس بخون.
    راستی یک مطلب وطنی نوشتم.
    خواهشا دلت تنگ نشه برای افغانستان.
    مواظب خودت باش.

    پاسخحذف
  5. کریمی عزیز سلام.

    من هم از پنج ماه پیش که برای تحصیل بیشکک امدم، تازه فهمیدم که درس خواندن یعنی چه و سطح درس لیسانس در ایران وافغانستان چقدر با استانداردهای اروپایی تفاوت دارد. به قول شما در طول پنج ماه انقدر مطالعه کردم و چندده تا essay و summary و comment نوشتم. اما در هر حال، برای من خواندن این ماستری انهم در علوم سیاسی، رشته ای که دلخواهم بوده، لذت بخش و مفید بوده و مطمئنم که خواهد بود.

    از من بشنو جان برادر و درس بخوان( البته می فهمم که میخوانی).

    موفق باشی.
    پدرام
    بیشکک، قرغیزستان

    پاسخحذف