۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

«فیکسر»ها اول می میرند


در بهار سال 2007 اجمل نقشبندی را طالبان در قندهار سربریدند. ماه گذشته سلطان منادی نیز در قندوز تیرباران شد. این دو تن از کسانی بودند که خبرنگاران خارجی به آنها «فیکسر» می گویند. مستند جدید «فیکسر: اختطاف اجمل نقشبندی» (یان اولدز، 2009) بهترین فلمی است که میتواند ما را با دنیای خطرناک فیکسرهای افغانستان آشنا کند. البته دو سال پیش فلم «فیکسر: پشت پرده افغانستان» (آرون راکت، 2007) نیز درباره ی یک فیکسر ساخته شد، اما فلم آقای اولدز در کنار نشر از شبکه «اچ. بی. او.» در فستیوال های سینمایی نیز به شکل وسیعی استقبال شده است.

معمولاً مرگ و زنده گی یک ژورنالیست خارجی به دست فیکسر او است. فیکسر است که او را نزد یک رییس قبیله، یک قوماندان مجاهد، یا یک ملای طالب می برد. کاری بسیار ظریف و خطرناک؛ به طور جالبی این خطر بیش از آنکه متوجه ژورنالیست غربی باشد، متوجه فیکسر افغان است. چون ژورنالیست فقط یک «کافر» است ولی فیکسر بدتر از او یک «منافق» و «خاین» به حساب می آید. همین است که نقشبندی سربریده می شود درحالیکه خبرنگار روزنامه ایتالیایی «له ریپابلیکا» آزاد می شود؛ و منادی تیرباران می شود درحالیکه خبرنگار روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» نجات پیدا می کند.

حتا گذشته از مساله ی امنیت، یک ژورنالیست غربی گزارش خود را نیز نمی تواند بدون یک فیکسر تهیه کند. معمولا یک فیکسر ترجمه می کند، راننده، موتر، هوتل، رستورانت پیدا می کند، در تمام سفرها خبرنگار غربی را همراهی می کند، مشوره امنیتی میدهد، معلومات جانبی درباره ی موضوعات مختلف پیدا می کند، افراد مورد نیاز را یافته، همرایشان قرار ملاقات گذاشته و مصاحبه آنها را ترتیب می دهد، اسناد و شواهد مورد نیاز را در دسترس خبرنگار قرار می دهد و هر کار دیگری که یک خبرنگار غربی در افغانستان نیاز داشته باشد او است که «فیکس» می کند. لحظه یی که در میدان هوایی کابل می رسد، خبرنگار غربی هیچ چیز درباره افغانستان نمی داند و فیکسر یگانه دایره المعارف اوست که همه معلومات را از مسایل سیاسی گرفته تا جنجالهای قومی و دسته بندی های مذهبی به او ارایه می کند. البته نباید فراموش کرد که معلوماتی که فیکسر به ژورنالیست خارجی می دهد، بستگی به تعلق قومی اش دارد. این یک نکته ی خوبی است که در پرتو آن فرق بین یک ژورنالیست احمق و یک ژورنالیست زیرک هویدا می شود: ژورنالیست احمق هر چیزی را که فیکسرش گفت می نویسد و ژورنالیست زیرک سعی میکند درباره ی هر مساله از چند منبع استفاده کند.

همه ی خبرنگاران غربی به اهمیت بی بدیل فیکسرها در موفقیت کاری شان اعتراف می کنند. اما بسیار کم اتفاق می افتد که یک خبرنگار در اعتبار گزارشی که نوشته است فیکسر را شریک کند. فیکسرها معمولاً چیزی بیش از یک ترجمان هستند، اکثریت آنان خود تجربه ی ژورنالیستی دارند، لذا در تهیه ی یک گزارش نقش فکری آنان بسیار مهم است. از میان رسانه های مشهور فقط گاهی گزارشگران نیویورک تایمز به فیکسرهای افغان شان اعتبار می دهند. (این کار را Byline می گویند، که نام ژورنالیست غربی همراه با فیکسر به عنوان گزارشگر در مقاله درج می شود).


کریستین پارنتی یک خبرنگار آزاد آمریکایی دو ماه قبل از مرگ اجمل نقشبندی همراه با او به مناطق ناامن جنوب مسافرت کرد. در جریان این سفر او با کمره ی ویدیویی اش اتفاقات جالب مسیر راه از جمله صحبت هایش با نقشبندی را تصویربرداری کرد. فلم «فیکسر: اختطاف اجمل نقشبندی» بر اساس همین ویدیوها ساخته شده است. در کنار نقشبندی که درباره ی امنیت و سیاست و مذهب و پول بحث می کند، مصاحبه هایی با دانیل ماستروجیاکومو خبرنگار «له ریپابلیکا» که همراه با نقشبندی گروگان گرفته شده بود، غلام حیدر پدر نقشبندی و جمعی از دوستانش در فلم هست که هر کدام از یک زاویه به مرگ فیکسر 24 ساله می نگرند. پدر نقشبندی با عصبانیت به دولت افغانستان می تازد که به عقیده ی او حکم یک گودی را دارد که با اشاره ی خارجی ها حرکت میکند و از آمریکایی ها انتقاد می کند به خاطر اساسگذاری گروه طالبان که فرزند او را کشته اند.

فضای فلم به شکل نفسگیری آکنده از وحشت و وحشیگری است. فلم به خوبی توانسته است افغانستان را به عنوان یک منطقه ی جنگی غیرقابل پیش بینی نشان بدهد. در یکی از ویدیوهایی که خود طالبان همان زمان نشر کردند، ماستروجیاکومو را می بینیم که همراه با نقشبندی بر روی خاک نشسته هستند در حالیکه کلاشینکوفهای طالبان به طرف شان نشانه رفته است و مرگ در پیش چشمان شان با تمام هیبت و هراس تجسم یافته است.

فلم «فیکسر: پشت پرده افغانستان» اما داستان یک فیکسر زنده است: سمیع الله شرف. آرون راکت یک خبرنگار آمریکایی شان لانگن را در طی کارهای مشترک اش با سمیع الله در افغانستان دنبال می کند و رابطه ی یک خبرنگار خارجی را با فیکسر محلی نشان میدهد. سمیع الله به خاطر ارتباطاتی که با گروه طالبان داشت در سال 1999 زمینه را مساعد کرده بود تا لانگن یک فلم مستند بنام «چای با طالبان» بسازد و این بار او همراه با ژورنالیست خارجی که حالا یک دوست نزدیکش نیز به حساب می آید درباره ی یک مرکز آموزش راننده گی زنانه در کابل گزارش تهیه می کنند. در قسمتی از فلم سمیع الله به پاکستان می رود تا خانواده اش را پس از 20 سال مهاجرت پس به کشور انتقال بدهد، در این میان کارگردان سعی کرده است روی فرهنگ افغانی، مسافرت پرخطر خارجیان در مناطق دورافتاده و مسایلی از این دست به پردازد. فلم 46 دقیقه یی آرون راکت به اندازه ی کافی سرگرم کننده و آگاهی بخش است؛ اما فلم 84 دقیقه یی یان اولدز درباره ی نقشبندی تکان دهنده است.

«این کار بسیار خطرناکی است، من یک دشمن را می برم تا دشمن دیگر را ملاقات کند». این جمله که روی پوستر فلم نیز به چشم میخورد، چیزی است که اجمل در فلم «فیکسر: اختطاف اجمل نقشبندی» می گوید. او به خوبی از خطراتی که وی و مشتریانش را تهدید می کرد آگاه بود، اما اعتماد بیش از حد روی طالبانی که می شناخت باعث شد به دردسر بیافتد.


یان اولدز پیش از این فلم نیز یک مستند دیگر در منطقه جنگی ساخته است. او دو سال پیش فلمی بنام «اشغال: سرزمین رویایی» ساخت که درباره ی سربازان آمریکایی در فلوجه ی عراق بود. این فلم نامزد اسکار بهترین فلم مستند شد و در فستیوالهای سینمایی چندین جایزه مهم دریافت کرد. فلم «فیکسر: اختطاف اجمل نقشبندی» نیز تا کنون چند جایزه مهم گرفته است که یکی از آنها جایزه بهترین فلم مستند از جشنواره ترایبیکا است.

هنوز این یک سوال بی جواب است که چرا نقشبندی و منادی کشته شدند درحالیکه ژورنالیستان غربی که همرایشان بودند نجات یافتند؟ شاید جواب های جالب و دیپلماتیک زیادی وجود داشته باشد، اما واقع این است که سلامتی یک ژورنالیست غربی برای رسانه ها و دولت های غربی بسیار با ارزش تر از زنده گی یک فیکسر افغان است. حتا برای دولت افغانستان نیز چنین است. خبرنگار ایتالیایی در برابر آزادی چند قوماندان طالب رها شد، اما در خصوص آزادی نقشبندی کاری که باید می کرد دولت انجام نداد و همان بود که چند روز بعد طالبان پیکر بدون سر او را به کابل فرستادند.

فیکسرها هرچند در برخی مواقع معاش یک روزشان برابر با معاش ماهانه ی یک خبرنگار معمولی افغان است، اما همیشه خطرات بزرگی آنان را تهدید می کند. خطرات واقعی و پیش بینی ناپذیر. راستی، این را گفتم که خودم هم سابقاً فیکسر بوده ام؟

۵ نظر:

  1. با شرحی که از فیکسر بودن دادید، جمله ی آخرتان خیلی مرا شوکه کرد.
    آقای کریمی، دوست گرامی، سلامت بمانید در هر جا که هستید.

    پاسخحذف
  2. سلام علی جان
    کجا می شود این فیلم را پیدا کرد و دید کنجکاو شدم که فیلم را ببینم.

    با احترام

    پاسخحذف
  3. فلم «فیکسر: اختطاف اجمل نقشبندی» تا هنوز چند بار از شبکه اچ بی او نشر شده است و برای آخرین بار قرار است در 27 سپتامبر نشر شود. البته شبکه مستند اچ بی او.
    و فلم دومی در بازار دی وی دی موجود است و همچنان کتابخانه های دانشگاه ها و کتابخانه های عمومی احتمالاً در اکثر کشورهای غربی داشته باشند.
    علی

    پاسخحذف
  4. سلام کریمی عزیز
    شب ها که سرد بود روزها نیز به سردی میگراید کورتی و جمپر گرم را سر دست بگذار مبادا سرما بخوری. راستی به بیمارستان برو و واکسن ضد سرما نیز بزن بد نیست از سرما خوردگی مصئون میشی.
    لینک آن سایت که گفته بودم فیلم های زیاد و تازه دارد را نیز همینجا برایت میگذارم شاید ازش استفاده کنی.
    http://icefilms.info/
    سبز باشی هرچند فصل رو به زردی میرود.

    پاسخحذف
  5. هه هه هه......
    از آن شرح مو به مويت بيخي پيدا بود كه سا بقه داري.هه هه هه......
    بگذريم.
    چطورميگذرد؟خوب؟بد؟ويرانگر؟آموزنده؟
    گيج كننده؟محرك؟.............
    ياد باد آنكه زما وقت سفر ياد نكرد
    به وداعي........

    پاسخحذف