۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

«قیل و قال مدرسه»


دوستان عزیز،
چندی است که رخت سفر بسته ام و افغانستان را به مقصد کانادا ترک گفته ام. این روزها در اتاوا هستم و در «دانشگاه اتاوا» در رشته ی مطالعات رسانه یی درس می خوانم. هرچند در کابل که بودم به شیوه ی حضرت حافظ از «قیل و قال مدرسه» حال دلم گرفته بود، اما پس از سالها راحتی از شر معلم و مدرسه، دوباره خود را بر چوکی شاگردی می بینم. به نظرم این ضرب المثل وطنی درست باشد که می گوید: «دعا کن الفبا بمیرد وگرنه معلم بسیار است»!

در کابل بسیار چیزها دارم که دل کندن از آنها به هیچ وجه برایم آسان نبود. مهمترین اش دوستان بسیار عزیزی است که اگر تمام دنیا را بگردم باز هم نمیتوانم جای شان را در فکر و قلبم پر کنم. برخی دوستان در فکر انسان جای دارند و برخی در قلب انسان. دوستان من اما هم در فکرم جای دارند و هم در قلبم و همان است که ترک آنها برایم سخت و جانفرساست.

در یکی از آخرین شب هایم در کابل دوستان زیادی در دفتر «در دری» جمع شدند و در کنار هم شب دل انگیزی را گذراندیم. از علی امیری پیر و پیشوای حلقه ی کابل که یادداشتی را در آن باره نوشته است و از اسدالله احمدی (در کابل اسد بودا) و معصومه ابراهیمی و دیگر دوستان عزیزی که زحمت برپایی آن را به دوش داشتند تشکر می کنم.

من هنوز کوشش می کنم خود را در فرهنگ تازه یی که در آن هستم عیار کنم. بسیار چیزهاست که باید به آن عادت کنم و بسیار چیزهاست که باید بدانم، و یک چیز بسیار مهم است که تا آخر این ماه عیسوی باید پیدا کنم که عبارت است از یک آپارتمان کوچک.

آنچه که پیش بینی می کنم این است که در همین سه ماه آینده به خاطر مصروفیت های درسی، فرصت زیادی برای وبلاگ نویسی نخواهم داشت ولی اگر چیزی برای گفتن داشتم حتما با شما شریک خواهم کرد.

با درودهای گرم از شهر سرد اتاوا (که هنوز خوب سرد نشده البته)!
علی

۱۳ نظر:

  1. یوهو سلام آقای کریمی
    دلمان برای نوشته هایتان تنگ شده بود. خدا را شکر که بالاخره برگشتید به وبلاگستان. امید که سریع جای مناسب پیدا کنید و به سرمای آنجا هم عادت کنید(که گمان نکنم کار ساده ای باشد).
    با امید موفقیت در تحصیل و همینطور خواندن مطالب بیشتر از شما.
    و البته سلامتی.

    پاسخحذف
  2. سلام کریمی عزیز اگر لطف کنی شماره تماس برایم بگذاری تا امدن ات را خوش آمد بگویم و عید را هم برایت تبریک بگویم که حرف خانم ابراهیمی هم به کرسی ننشیند.
    حدوت چهارصد کیلومتر از شما فاصله دارم اگر نزدیک بود تا حالا با شما ملاقات میکردم اما متاسفانه که دوریم
    اگر خواستی شماره ات را بگذار
    ممنون میشم.
    ایمیل ادرسم
    hussain_zahedi@yahoo.com

    پاسخحذف
  3. علی جان!
    خوبی سرما این خواهد بود که زیاد یاد زمستان های کابل را خواهی کرد اما بدون دغدغه برای چوب وچری!!!!
    معصومه

    پاسخحذف
  4. علی جان!
    خوبی سرما این خواهد بود که زیاد یاد زمستان های کابل را خواهی کرد اما بدون دغدغه برای چوب وچری!!!!
    معصومه

    پاسخحذف
  5. كريمي گرامي
    اميدوارم در درس ها موفق باشيد و هوا با شما مهربان باشد در اين ماه هاي نخست..

    گاهي بنويسيد.

    پاسخحذف
  6. موفقیت بهترین انتقام است!

    پاسخحذف
  7. سلام
    اميد اينكه سفري را كه در پيش داري با دست پر برگردي
    رضا ساحل چشم سوم
    ليك وبلاك من را در وبلاگ تان بگذاري خوشحال خواهم شد.
    موفق باشيد

    پاسخحذف
  8. درس و چوکی و استاد و صنف باشد و نباشد همیشه شاگرد هستیم، شاگرد زندگی، که گاهی خشن و گاهی مهربان هست...
    براتون آرزوی روزهایی پر از موفقیت میکنم، و همچنان منتظر نوشته های بعدی تان هستم.

    پاسخحذف
  9. خر عیسی گر به مکه رود .............
    بقیه را خودتان میداند. بگذار ببینم در لینک های که گذاشتی چه غلط ها صورت گرفته.

    دی جی آنتی هزاره

    پاسخحذف
  10. خر عیسی گر به مکه رود .............
    بقیه را خودتان میداند. بگذار ببینم در لینک های که گذاشتی چه غلط ها صورت گرفته.

    دی جی آنتی هزاره

    پاسخحذف
  11. اولین چیزیکه درین مقاله توجه ام را جلب نمود عسک دسته جمعی آن که همه خواهران و برادران هزاره در آن جمع بودند. جالب توجه این که شما هزاره ها همیشه از تبعض نژادی حرف می زنید در حالیکه شما خود از همه بیشتر نژاد پرستید. شما غیر از هزاره کس دیگری را در جمع خود راه نمی دهید و این عکس خود گواه نژاد پرستی شماست. چرا آقای کریمی دوستان غیر هزاره ندارد که در آن محفل دعوت می کرد شاید یکی دو تا غیر هزاره نیز در آن محفل حضور داشته که من فکر می کنم آنها نیز به نوعی هزاره هستند مثال بارز آن خانم ثاقب که اگر هزاره نیست آقای شفیعی که هزاره است من مطمینم اگر آقای شفیعی هزاره نبود خانم ثاقب نیز در آن محفل دعوت نمی شود.
    دیگر چیزی جالب که در پارت چهارم این مقاله دیدم این است که آقای امیری چه خودخواهانه خودش را و دوست هزاره اش را روشنفکر و فاضل قلمداد می کند دیگر حالم بهم می خورد از واژه روشنفکر من هیچ روشنفکری نمی بینم جز روشنفکر نما به قول دوکتور شریعتی.
    باز هم می بینم که خانواده محترم حیدری مثل همیشه میزبان خوب برای محافل هزاره پارتی هستند. یک چیز جالب دیگر که همه چیز آن محفل را زیر سوال می برد حضور یک لکاته در آن جمع بود که البته خودش خود را می شناسد و شاید دیگران نیز.

    منتظر مقاله های بعدی شما هستم و همچنان منتظر نظریات تان درین مورد.

    dj-anti-hazara

    این هم از دست شما.

    پاسخحذف
  12. سلام بر علی جان
    خوشحالوم کی بخیر رسیدی و انشائ الله کی بخیر و با موفقیت هر چی تمامتر مدارج آگاهی و روشنگری ره بپیمایی و بری دوستارانت در وطن انتقال بیدی.
    دوستارت دیزنگی

    پاسخحذف
  13. سلام جناب دیزنگی خوبی انشالله منو شناختی یا نه مچوم باز خیره حسابت را می رسم هاهااها چه خبرا بچه بسیار خوش شدم که بخیر رسیدی با اینکه بدون خداحافظی با ما رفتی اما همین که بخیر رسیدی بس است برای ما.
    دوران کارته سه را که فراموش نکردی خوب بخیر باشی وبرایت ارزوی سلامتی دارم.
    مخلص شما جعفراز کابل

    پاسخحذف