۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه

دو زن


عایشه حبیبی 14 ساله بود که برای شکار کبک های کوهی تفنگ به شانه کرد. او نمی دانست تا 50 سالگی باید آن را با خود حمل کند و نه تنها در شکار کبک و آهو که در شکار روس و عرب هم از آن استفاده کند. در زمان تجاوز اتحاد شوروی به افغانستان او تبدیل به «قوماندان کفتر» شد. قوماندان کفتر، نامی است که همیشه در کنار نامهایی رعب آور دیگر قوماندانان جهادی در اکثر نقاط افغانستان شنیده می شد. برای بسیاری ها قوماندان کفتر یک اسطوره ی غیرواقعی به نظر میرسید و وجود او را باور نمی توانستند. اما به تازه گی پس از ساخت و نمایش فلم مستند «افغانستان: انتخاب زنان» اسطوره ی اثیری به یک واقعیت عینی تبدیل شد. در این فلم ما شاهد دو زن هستیم: یکی قوماندان کفتر زن قوی هیکلی که زمانی قوماندان دوهزار ملیشه بوده است و لباس پراخ و ساده به تن دارد و فارسی را با لهجه ی روستایی صحبت می کند؛ و حبیبه سرابی زن میانسالی که لباس اداری می پوشد، به فارسی کابلی و زبان انگلیسی صحبت می کند و والی ولایت بامیان است. هر دو زن نماد افغانستان امروز است.

در سال 2006 برای نخستین بار در تاریخ افغانستان حبیبه سرابی به عنوان اولین والی زن در ولایت بامیان منصوب شد. در این فلم مستند ما شاهد استقبال بسیار گرم مردم عادی بامیان به خصوص زنان بامیانی از والی جدید هستیم؛ دختران مکتب به استقبال او سرود می خوانند و او به مهمانی مردم به خانه هایشان می رود. مردم روادار بامیان از اینکه باید از یک زن اطاعت کنند ظاهراً هیچ مشکلی نداشتند. اما مشهور است که یک مرد بامیانی در همان روزها گفته بود: «ما مشکلی نداریم که والی ما یک زن باشد؛ اما از این خوش ما نمی آید که فردا یک مرد وسط شهر از موتر پیاده شود و بگوید من شوهر والی شما هستم. ما والی نمی خواهیم که شوهر داشته باشد!».

زن هستی اش در سایه ی وجود مرد معنا می یابد و در یک فرهنگ مردسالار، «شوهر» نقش بسیار مهمتری از یک شوهر دارد. شوهر به ساده گی به معنای مالک و حاکم زن است و زنی که شوهر داشته باشد او خود مملوک و محکوم است و لذا نمی تواند مالک چیزی یا حاکم منطقه یی باشد. زمانی که یک والی شوهر داشته باشد، هیچگاه مردم نمی تواند او را در مقام حاکمیت تصور کنند، هرچند اگر بتوانند او را در چنین مقامی با چشم سر ببینند.

فلم «افغانستان: انتخاب زنان» توسط حاجا لهبیب فلمساز الجزایری الاصل بلژیکی ساخته شده است. او در مستند سرگرم کننده اش که پر است از لحظات دیدنی زنده گی این دو زن، می خواهد این نکته را روشن کند که انتخاب این زنان از سوی کشور افغانستان و به اراده ی مردم آن صورت گرفته است. او میخواهد روایتی برخلاف روایت حاکم رسانه های غربی از تصویر افغانستان زن ستیز و مکتب سوز ارایه کند. این فلم که در ظاهر برای مخاطب غربی ساخته شده است، چهره ی زنانه ی افغانستان را برملا می کند.

ولسوالی «نهرین» دره ی خشک و صعب العبوری در ولایت بغلان است و قوماندان کفتر پادشاه آنجا است. او سوار بر اسب رو بروی کمره می ایستد و خود را معرفی می کند: «قوماندان کفتر هستم. من و نفرهایم در اینجا در خط اول خدا گفته افتاده ایم ببینم که چه می شود...». قوماندان سابق «جمعیت اسلامی» تا هنوز فکر می کند روسها پشت کوه هستند و او در «خط اول» قرار دارد. او زن ساده ولی پرقدرتی است. او حتا نام حبیبه سرابی را هم نشنیده است ولی زمانیکه در اواخر فلم هر دو زن را میبنیم که برای اولین بار با یکدیگر آشنا می شوند، قوماندان از والی می پرسد:

«مثلاً در بامیان چه کار میکنی؟»
والی می گوید: «بیشتر به دعوا و جنجال مردم رسیده گی میکنم، دعوای زمین، دعوای خانه....»
«... تو والی هستی، من که اصلاً والی نیستم همین کارها را می کنم».

در وجود قوماندان کفتر، ساده گی یک زن روستایی، خشونت یک قوماندان جهادی و ایمان یک مسلمان بی سواد جمع شده است. او نماز میخواند، فرمان می راند، خوشی می کند، خشم می کند، مگر همچنان یک انسان خودرای و قانون گریز باقی می ماند. او مثال مسلم یک زن «مرد افکن» است. دنیای او فقط به اندازه ی یک دره یی است که نهرین نام دارد. او پروای آن را ندارد که در آن سوی دره داکتر نجیب حاکم است یا پروفیسور ربانی و یا خلف قره قول به سرش. او تا پارسال حاضر نبود تجهیزات نظامی اش را به دولت تسلیم کرده و «خط اول» را رها کند، اما بالاخره سال گذشته این کار را کرد و دولت هم در عوض چند باب کلینیک و مکتب برای دره ی نهرین اش وعده داد که معلوم نیست چه وقت آباد شود.

قوماندان کفتر به عقایدش سخت ایمان دارد. همین جنبه است که از او یک اسطوره می سازد و اکنون ما را مجذوب خود می کند. اروپایی ها که همواره سعی داشته اند جنگ افغانستان و جنگجویان افغان را رومانتیزه کنند در این فلم نیز شاهد چنان روشی هستیم. برای فلمساز 39 ساله ی بلژیکی، قوماندان کفتر نسخه ی مونث قوماندان مسعود است و هر دوی آنان دنباله ی چریک های قرن بیستمی آمریکای لاتین.

حاجا لهبیب لیسانس ژورنالیزم و ارتباطات از دانشگاه بروکسل دارد و پیش از ساخت این فلم، تجربه ی افغانستان او محدود به چند سفر کوتاه مدت به عنوان خبرنگار می شود. قوماندان کفتر و والی سرابی، دو زنانی اند که هر کدام حاکم منطقه یی هستند. اما اینکه آیا آنها را مردم افغانستان «انتخاب» کرده اند (آنطور که از عنوان فلم برمی آید)، سوالی است که این فلم مستند به آن جواب گمراه کننده یی می دهد.

جدیداً برای نخستین بار در تاریخ کشور، ما شاهد اولین شهردار زن نیز بودیم: عذرا جعفری در شهر نیلی در ولایت دایکندی به عنوان شهردار منصوب شده است. شهردار جعفری نیز میتواند به دنباله ی قوماندان کفتر و والی سرابی قرار گیرد. این زنان هرچند از جنبه های مختلف اختلافات فاحشی با یکدیگر دارند؛ مگر از دو جنبه هر سه مشترک هستند: اول اینکه هر سه از یک پسزمینه ی قومی می آیند و دوم اینکه هر سه در منطقه یی فعالیت می کنند که مردم آن از یک قومیت خاص هستند. آیا هنوز باید گفت «افغانستان: انتخاب زنان»؟ یا می شود آن را به این شکل تغییر داد: «هزاره ها:انتخاب زنان».

۹ نظر:

  1. if you want to have the documentary abuot this two women, i might be able to send you.

    پاسخحذف
  2. the frech title is "
    Afghanistan , des femme au cambat" which means women in combat or Afghanistan , Zan ha dar rah nabard . i am more agree which french title.

    پاسخحذف
  3. این دو زن را نمی توانیم بگوییم که مسلمان هستند. لعنت به غربی ها که کشور ما را کم کم مثل کشورهای کثیف خود شان درست می کنند.

    پاسخحذف
  4. hashemi

    tu mosalman asti? bi ghairat khod forokhta e irani

    پاسخحذف
  5. dear najibi,
    i once saw the film in a public screening in lycee esteqlaal, i appreciate it your kindness and concern.
    only if you are in kabul it would be good to send me a copy of the film otherwise don't bother.
    mowafaq bashi

    پاسخحذف
  6. Ali jan. i live in Frane but i can send you the film via internet or by post.

    پاسخحذف
  7. dear najibi,
    there is not such an urgent need to send the film.

    thanks for the offer, i might be able to get a copy of that from somewhere in kabul.

    zendah bashi
    ali

    پاسخحذف
  8. اولین وزیر امورزنان یک هزاره، اولین رئیس حقوق بشر یک هزاره، اولین والی زن یک هزاره، اولین شاروال زن یک هزاره، اولین قهرمان مدال آور المپیک یک هزاره، اولین ستاره افغان یک هزاره، اولین قوماندان جنگی زن یک هزاره، اولین منتقد جدی ارتداد یک هزاره اما اولین وبلاگ نویس از دره ی بلاق‌دره‌ هم یک هزاره که از بس همه ی دنیارا به نسبت دیده به هیچ چیز حتی همین (هزاره) هم بدانگونه که اکثرا می بینند، معتقد نیست.
    کجایی دنیا هستیم ما.

    پاسخحذف
  9. salam dear ali
    your "doshanbeha" is really nice. I enjoyed reading it even in one friday!
    shad bashi
    I also ,sometimes, post something in my weblog

    پاسخحذف