۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

به یاد مزاری


بیست و دوم حوت باز فرارسید. در سال 1373 گروه تازه به قدرت رسیده ی طالبان در این روز عبدالعلی مزاری، مبارز آزادی خواه را به شکل ناجوانمردانه یی به قتل رسانید. مزاری برای مردم هزاره معنای زیادی دارد؛ این مرد اسپارتاکوس مردم هزاره و برده ی شورشی تاریخ افغانستان بود. او یک چریک دلیر و یک رهبر صدیق بود. آیا زن هزاره قادر خواهد بود تا باز مزاری دیگری بزاید؟ اگر این کار را نکند، به نگاه من رفتن راهی که مزاری گشود هم کافی خواهد بود تا قیام تاریخ سازش به یک قعود شرم آور تبدیل نشود. شعر بشیر رحیمی می تواند زبان حال بسیاری ها از جمله خودم درباره ی آن مرد بزرگ باشد:

هردم شهید می شوی، ای تا ابد شهید
«محمد بشیر رحیمي»

آه ای همیشه وسوسه ی واژه های من
هر لحظه، ذوق گفتن شعری برای من

هر روز، چشمهای مرا، میزنی کلید
هر لحظه، در برابر من می شوی شهید

هر روز، تکه تکه، شده تازه می شوی
در خلق، بیش و بیشتر، آوازه می شوی

روح تو چشمه ای است که در خاک جاری است
روحی که خاک در جریانش، بهاری است

تو کیستی؟ که وسوسه های نگاه تو
چون آسمان، در آینه و آب، جاری است

از انعکا س چشم کی، آبی است آسمان؟
این رنگ چشم کیست که اینگونه ساری است

هر جای غنچه ای که سر از گل کشیده است
رنگ به بر نشسته ی خو ن مزاری است

تو پاک، از هوسکده ی خاک پر زدی
روح تو، از هرانچه که دنیاست عاری است

رو کرده بود اگر چه که دنیا بتو ولی
دار و ندارت از همه دنیا، ندار ی است

اما ببین! که پاره ای از وارثان تو
خط می کشند بر سر نام و نشان تو

خط ترا ز خاطر اوراق می برند
چون آبها، که سنگ در اعماق می برند

خاکسترند! بر رخ ماه تو این همه
کی می نهند پای براه تو، این همه؟

اینان که کوک زندگی شا ن، تو نیستی
هر یک کسی برای خود است و تو کیستی

تو کیستی، که خون تو باشد برای شان
غیر از حنای ریخته ی دست و پای شان

خون تو، رنگ ناخن زنهای شان شده
گلهای رنگ رفته ی کالای شان شده

خون ترا معاوضه با غازه می کنند
سرخاب گونه های زن تازه می کنند

هر روز فرش و عرش دگر می کنند نو
هر روز رنگ خانه و در می کنند نو

چیزی نمانده از تو، بجز این برای شان
خون تو چیست جز، سند خانه های شان

اینسان چگونه، از تو نفس می توان زدن؟
این چیست، غیر بر سر گورت دکان زدن؟

آه ای همیشه! دغدغه ی هست و بود من
انگیزه ی تمام و کمال وجود من

اینگونه، در سراسر من کشته می شوی
هر روز، در برابر من تکه می شوی

از تکه، تکه، تکه، شدن می شوی پدید
هر دم، شهید می شوی، ای تا ابد شهید

۲ نظر:

  1. گرامی باد یاد او وهر زن و مرد آزاده ای که از این مرز بوم برخاسته.

    پاسخحذف
  2. از علی(ع) امام اول و خلیفه چهارم حدیثی نقل شده است با این محتوا : معیار حاکم اسلامی این است که درآمد و معیشت او پیش از قدرت با پس از قدرت فرقی نکند .
    مزاری اما وقتی رهبر شده بود تکدیده تر به نظر می رسید و نحیف تر می نمود، انگار غم های دیگر بی پناهان کابل همیشه همراهش شده بودند.

    پاسخحذف