۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

زنانی که نمی خواهند مرد شوند


بر اساس یک افسانه ی افغانی هر دختری که از زیر کمان رستم بگذرد پسر می شود. این افسانه را مادر کلان به نواسه ی خردسالش در فلم «اسامه» (صدیق برمک، 2003) بازگو میکند. گذر از زیر کمان رستم به نحوی آرزوی تمام زنان افغان است، زنانی که در سرزمین مردان زنده گی میکنند و تمام عمر به خاطر جنسیت شان رنجی پایان ناپذیر را متحمل می شوند. این افسانه ی باستانی افغانی، که در آن طنینی از روانکاوی فروید و تیوری «عقده ی قضیب» او را نیز می توان حس کرد، به طور روشنی معنای زنانگی را در شرق تعریف میکند.
ساندرا شفر و الفه براندنبورگر فلمسازان مستقل آلمانی با مستند «گذر از زیر کمان رستم» به سراغ جمعی از زنان افغان می روند که نمی خواهند از زیر کمان رستم بگذرند؛ آنها میخواهند زن بمانند، مبارزه کنند و رویاهای برابری طلبانه ی شان را محقق سازند.

فلم با اعضای «نهضت انقلاب زنان افغانستان» مشهور به «راوا» شروع می شود. حزبی رادیکال که اعضای آن در کابل به شکل مخفیانه فعالیت میکنند. آنها در این فلم نیز از ترس شناخته شدن با پوشیدن نقاب در برابر کمره ظاهر می شوند. «گذر از زیر کمان رستم» که شخصیت های متعددی دارد سعی میکند تصویری از مبارزات زنان افغان در جبهه های مختلف ارایه کند: افسر پولیسی که فلم هم می سازد، معلم مکتبی که بازیگری هم میکند، دختران جوانی که با نمایش تیاتر سعی دارند به زنان بی سواد معنای دموکراسی و رای دادن را بفهمانند و بالاخره زنان سیاستمداری که در خفا تلاش دارند به اهداف رادیکالشان برسند. چندین تن از شخصیت های فلم با هویت های جعلی ظاهر می شوند و چندین تن دیگر حتا تصویرشان در فلم دیفورمه می شود تا شناخته نشوند. این نشان از وضعیت دشواری دارد که این زنان در آن قرار دارند.

عاقله رضایی مادر چهار اولاد و معلم مکتب، در فلم «ساعت پنج عصر» (سمیرا مخملباف، 2004) نقش زنی را به عهده دارد که در اولین انتخابات عمومی افغانستان خود را کاندید پست ریاست جمهوری کرده است. او در این فلم نیز حضور دارد، البته این بار در نقش رییس جمهور. او که در فلم سمیرا مخملباف به ریاست جمهوری نمی رسد، در این فلم شفر و براندنبورگر به او اجازه می دهند تا در صحنه یی بازسازی شده پشت میز ریاست جمهوری بنشیند و به عرایض مردم رسیده گی کند. یکی از عرایض از سوی مادری پیشنهاد شده است که دختر هنرپیشه اش پس از عروسی به شدت تحت ظلم خانگی شوهر قرار دارد و از دست آنان هیچ چیزی بر نمی آید. با اینکه این صحنه به شکل خیالی و غیر مستند است، مگر خود این عریضه یک حقیقت کامل است. در کنار این صحنه در چند قسمت دیگر نیز ما شاهد بازسازی وقایع گذشته هستیم که در واقع گسترش دادن دامنه ی معنایی «واقعیت» در سینمای مستند است.

در قسمتی از فلم ما گروهی از دختران جوان را می بینیم که در حال تماشای فلم «رابعه بلخی» هستند. این فلم که در سال 1974 ساخته شده است روایتی است از زنده گی رابعه ی بلخی شاعر و شهدخت شهر بلخ که عاشق یکی از غلامان دربار به نام بکتاش می شود. این عشق شهدخت جوان با آنکه عشقی است انسانی و زمینی و پاک، اما از سوی حارث برادرش به هیچ وجه قابل قبول نیست. به نظر حارث، یک زن هیچ گاه حق ندارد که با اراده ی خودش عاشق شود، ولی رابعه نیز از آن نوع زنانی است که حاضر نیست تبدیل به مرد شود و می خواهد مثل هر زن دیگری مالک امیال و اندام خود باشد. او عاشق می ماند مگر حارث او را میکشد. واقعه ی مرگ رابعه مثل بمبی میان کنیزان و غلامان دربار انفجار میکند و باعث می شود همه ی آنان به پاخیزند و حارث را با حکومت اقتدارگرش سرنگون سازند.

با آنکه فلم «گذر از زیر کمان رستم» تا آخر همین تم یگانه ی «زنانی که نمی خواهند مرد شوند» را دنبال میکند؛ مگر سعی دارد تا شیوه ی برخوردش با اشخاص و موقعیت های مختلف آمیخته با احتیاط و فاصله باشد. فلمسازان آلمانی به خوبی از حساسیت موضوعی که به آن می پردازند آگاه هستند و دوست ندارند باعث شوند که مردان افغان به خشم آمده و زنانشان را به زور از زیر کمان رستم بگذرانند.

۸ نظر:

  1. Salam Dear Karimi,
    I am actually reading your blog usually and your topics and writings on Cinema and film comes from a wider study and experience of Cinema. Your style of writing is interesting and please keep it up.I would like to hear more on Cinema and the media, role of cinema on media and how these two impact on eachother.

    پاسخحذف
  2. salam, man har chand vaght post neveshtehaye shoma ra mikhanam va lezat mibaram, yek dokhtare irani hastam va hamanghadr ke jaryanati ke dar iran migozarad baraye shoma mohem hast jaryanate afghanestan ham baraye man mohem ast, khoshhalam ke bloge shoma ra peyda kardam.

    پاسخحذف
  3. سلام علی
    من هم سایت دار شدم.
    هنوز ناواردم.
    http://sahraakarimi.blogfa.com/
    صحرا

    پاسخحذف
  4. خواهرِ خواهر کوچولوم۲۳ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۱۸

    سلام.
    واو یه وبلاگ درست و حسابی از یه آدم درست و حسابی پیدا کردم
    خوشحالم.

    پاسخحذف
  5. "در آن طنینی از روانکاوی فروید و تیوری «عقده ی قضیب» او را نیز می توان حس کرد، به طور روشنی معنای زنانگی را در شرق تعریف میکند."

    معنای زنانگی در شرق چیه علی آقا؟

    پاسخحذف
  6. خواهر خواهر کوچولوم،
    کمان رستم همان رنگین کمان است که در فارسی ایران رایج است.
    درباره سوالت، شاید کلمه ی زن-بودگی از زنانگی کلمه ی مناسب تری در آن جمله باشد. در حال منظور من شرایط سخت زنان و برداشت اشتباهی است که جوامع شرقی (اسلامی) از زن دارند. تا حدی که دخترها بر اساس این اسطوره ی افغانی آرزو می کنند تا با گذشتن از زیر رنگین کمان پسر شوند - یک آرزوی محال.

    تشکر از لطف نظرتان درباره نوشته هایم.
    سلامتی و صلح

    پاسخحذف
  7. علی جان سلام،
    امیدوارم خوب باشی
    علی جان،من شدید دنبال این فیلم "گذر از زیر کمان رستم" هستم، میخواستم بدانم شما فیلم را دارید؟

    :)
    شهر

    پاسخحذف
  8. نه متاسفانه من این فلم را ندارم. به نظرم اگر از ملک شفیعی پرسان کنید شاید داشته باشد.

    پاسخحذف