۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

مرگ آخرین پیامبر پوچی


هارولد پینتر را به کافکا، سامویل بکت و آلفرد هیچکاک تشبیه میکنند. پینتر شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی در شب کریسمس امسال در سن 78 سالگی در خانه اش در لندن با دنیا وداع گفت. دنیایی که به نظر او بسیار تاریک و سیاه و پوچ و بی حاصل بود. همزمانی مرگ پینتر و میلاد مسیح، همچون وقایع نمایشنامه های خود او، غریب و غیرواقعی، دردناک و خنده آور، و ساکت و بی صدا اتفاق افتاد. داکتران علت مرگ او را سرطان اعلان کردند.

پینتر هنرمند پوچگرا طی عمر پربار هنری اش ده ها نمایشنامه، فلمنامه و داستان منتشر کرد که نمایشنامه های او بیش از دیگر آثارش در شکل گیری شخصیت هنری او تاثیرگذار بوده اند. نمایشنامه های او قصه هایی روزمره ی دنیای مدرن است که سایه یی سیاه و مهی مرموز آنها را فراگرفته است. در سال 2005 بزرگترین افتخار ادبی دنیا جایزه ی نوبل به پینتر تعلق گرفت، کسی که همگان او را به عنوان تنها بازمانده ی نسل نمایشنامه نویسان بزرگ قرن بیستم می دانند. این جایزه در قدم اول به خاطر خلاقیت هنری و نمایشنامه های بی بدیلش به او تعلق گرفت، و در قدم دوم به خاطر تعهد خلل ناپذیرش به آرمان های اجتماعی و صلح جهانی. او یکی از معدود هنرمندان سرشناسی بود که در 2003 هنگام حمله ی آمریکا به عراق، موضع سختی علیه این جنگ گرفت و به طور پوست کنده یی اعلان کرد: «ایالات متحده خطرناک ترین حیوان درنده ی جهان است». او همواره در کنار کار هنری به عنوان یک فعال سیاسی نیز مطرح بود و سرسختانه از آنچه «امپریالیسم آمریکایی» می خواند انتقاد میکرد. او در مراسم اعطای جایزه ی نوبل شرکت نکرد، مگر با پیامی که به آکادمی نوبل فرستاد نظرات سیاسی اش را با انتقادات سختی از بوش و بلر اعلان کرد.


تیاتر پوچی (Absurd) پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمد. ریشه ی این پوچگرایی هنری در حقیقت به زمینه های فلسفی اگزیستانسیالیزم ژان پل سارتر و فلسفه ی پوچی آلبر کامو برمیگردد. پس از جنگ جهانی دوم بود که جنبش های فکری نامتعارف و جریانهای هنری ضدواقعگرا از اینجا و آنجا سربرآورد. هنرمندان واقعگرای پیش از جنگ، زمانیکه کشتارهای ملیونی، کوره های آدم سوزی و انفجارهای اتمی ویرانگر را دیدند، «واقعگرایی» را الکن تر از آن یافتند تا بتواند «واقعیت» جهان را بازگو کند. انسان یکباره چهره ی تازه یی از واقعیت جهان را در برابر خود می دید.

در تیاتر پوچی، دنیا همان دنیایی است که در اسطوره ی یونانی سیزیف می بینیم. آلبر کامو در رساله ی «افسانه ی سیزیف» اش روایتی نیهیلیستی و پوچگرایانه از این اسطوره ارایه داد که اساس فلسفه ی او را تشکیل میدهد. سیزیف قهرمان پوچی است: سیزیف را خدایان المپ به خاطر نافرمانی، بر آن داشتند تا مدام تخته سنگي را به فراز كوهي رساند و هر بار تخته سنگ به سبب وزني كه داشت باز به پاي كوه در مي غلتيد. خدايان چنين مي پنداشتند كه كيفري دهشتبار تر از كار بيهوده و نوميدانه نيست. از نگاه هنرمندان و فیلسوفان ابسورد، فعالیت انسان در زمین همان قدر بیهوده و بی هدف است که فعالیت سیزیف در کوه های شکنجه. سیزیف به عنوان قهرمان پوچی در کارهای آلبرکامو ظاهر شد، و پس از چندی این قهرمان افسانوی در آثار ابسورد دیگر نویسنده گان پس از جنگ در چهره های متفاوتی به میدان آمد. نویسنده گانی که بدنه ی اصلی تیاتر مدرن در قرن بیستم را تشکیل میدهند: ژان ژنه (فرانسه)، اوژن یونسکو (رومانیا)، فریدریش دورنمات (سوییس)، آرتور آداموف (روسیه)، اسلاومیر مروزیک (پولند)، ادوارد آلبی (آمریکا) و فرناندو آرابل(اسپانیا). در این نسل اما چهره ی هارولد پینتر، یهودی چپی از همه برجسته تر است. او کسی است که معنای دراماتورگی، ساختار نمایش، زبان و روایتگری تیاتری را در دنیای انگلیسی زبان به شدت تحت تاثیر خود قرار داد.

سکوت های سنگین و مکث های نفسگیر، مشخصه ی اصلی سبک نمایشنامه نویسی پینتر است. تردید و تهدید چیزی است که در هر شرایطی قهرمانان سرگشته ی پینتر را رها نمی کند. قهرمانان او معمولاً آدمهای عادی هستند که در شرایط عادی قرار دارند، مگر همواره یک لایه ی سیاه بر روابطشان سایه افکنده است و گفتگوهایشان آکنده از بی هدفی، سرخورده گی، عدم اطمینان و پر از سکوت و مکث است. پینتر در نمایشنامه هایش فلسفه ی پوچی را با کمدی سیاه در می آمیزد و استعارات زبانی را با تحلیل های سیاسی. صحنه ی زیر را از نمایشنامه ی «سکوت» (1969) او ترجمه کرده ام.

بتز: (به سوی الن حرکت میکند) امشب میشه ببینیم؟
الن: نمی دانم. (مکث)
بتز: امشب با من بیا.
الن: کجا؟
بتز: هر جا که شد. برای قدم زدن. (مکث)
الن: من نمی خواهم قدم بزنم.
بتز: چرا نمی خواهی؟ (مکث)
الن: من میخواهم جای دیگری بروم. (مکث)
بتز: کجا؟
الن: نمی دانم. (مکث)
بتز: چی میشه که برای قدم زدن بریم؟
الن: من نمی خواهم قدم بزنم. (مکث)
بتز: میخواهی چه کار کنی؟
الن: نمی دانم. (مکث)
بتز: میخواهی جای دیگری بریم؟
الن: بله.
بتز: کجا؟
الن: نمی دانم. (مکث)

اگر نام هارولد پینتر (Harold Pinter) را گوگل کنید، درباره ی زنده گی نامه، کارها، و شخصیت اش بیشتر خواهید یافت. اینجا صفحه ی وکیپدیای او را بخوانید.

۱ نظر:

  1. وبلاگ شما عالی است. به خاطر اطلاعات مفیدی که با خوانندگانتان به اشتراک می گذارید از شما ممنونم.لطفا ادامه بدهید.

    پاسخحذف