۱۳۸۷ آذر ۱۱, دوشنبه

بالاخره «فلم» يا «فيلم»؟


بالاخره «فلم» يا «فيلم»؟
درباره ي كلماتي كه در زبان فارسي به دو نوع نوشته مي شوند


در مطبوعات افغانستان از قديم «فلم» كلمه يي بوده است كه به جاي چيزي كه در ايران «فيلم» مي خوانند استفاده مي شده است. مگر طي چند سال اخير برخي از مطبوعات در كابل سرسختانه در تلاش اند كه در عوض از كلمه ي «فيلم» در نوشته هايشان استفاده كنند. البته اين تنها «فلم» نيست كه آنها از آن خوششان نمي آيد، بلكه به جاي چيزهاي ديگري چون «شفاخانه» و «ميدان هوايي» و «قوماندان» و «مكتب» هم، «بيمارستان» و «فرودگاه» و «فرمانده» و «مدرسه» را ترجيح ميدهند. نمي خواهم وارد يك بحث بي نتيجه و بي پايان شوم، آنهم با كساني كه دانش زبان شناسي و هيجان فارسي گرايي شان به حدي است كه برخي شان حتا «دولت اسراييل» را هم «رژيم صهيونيستي» مي خوانند، تا باشد كه «فارس»ي را پاس داشته باشند. موضوع را محدود ميكنم به كلماتي كه از زبانهاي اروپايي وارد زبان فارسي شده است و در دو كشور فارسي گوي همسايه به طور متفاوتي نوشته مي شوند.

ريشه ي اختلاف در «فيلم» و «فلم» برميگردد به دروازه يي كه ما از طريق آن به تمدن غربي دست يافتيم. اوايل قرن بيستم همان چيزيكه ماركس در «مانيفيست كمونيست» پيش بيني كرد اتفاق افتاد: سرمايه داري غربي در تلاش براي فتح جهان دروازه هايش را به روي كشورهاي دورافتاده ي دنيا گشود تا آنها را محتاج و معتاد به تكنالوژي و مظاهر زنده گي نوين كنند. مصطفي كمال تركي، رضاشاه ايراني و امان الله خان افغان سه سردمدار مسلمان بودند كه با اولين ديدارهايشان از غرب مبهوت دنياي جديد و معتاد جادوي آن شدند. رضاشاه اولين جوانان ايراني را براي تحصيلات عالي به فرانسه فرستاد و آنها در بازگشت به ايران سعي كردند چيزهايي را كه در غرب ياد گرفته بودند به فارسي آن روزگار ترجمه كنند. برخي از آنان كه دانش فارسي بهتري داشتند توانستند تا حد زيادي به غناي زبان مادري بيفزايند، ولي برخي ديگر، بسياري از آن اصطلاحات غربي و غريب را با همان شكل تلفظ اروپايي اش در زبان فارسي رواج دادند. آنها فلم را «فيلم» نوشتند، چون در فرانسه به همان شكل تلفظ مي شد، مگر در افغانستان، كشوري كه تاثير غرب را از راه هند بريتانوي و امپراطوري انگليس دريافت كرد، نه تنها «فيلم» ايراني را «فلم» (به كسر يا) به شيوه ي انگليسي خواندند و نوشتند، بل بسياري از كلمات غربي ديگر را هم به همان شكل انگليسي در زبان فارسي افغانستان رواج دادند.

كسانيكه كمي فرانسوي و انگليسي ميدانند، دقيقاً منظور من را درك خواهند كرد. لهجه ي لطيف و آهنگين فرانسوي طوري است كه «ي» را به شكل واضح و موكدي در كلماتشان ادا ميكنند. در انگليسي Film را به شكل افغاني به كسر «ف» تلفظ ميكنند، در حاليكه همين كلمه در فرانسوي به شيوه ي ايراني با يك «ي» بسيار كشيده يعني «فيلم» تلفظ ميشود. حتا در الفباي لاتين هم اگر توجه كنيم حرف x را انگليسي ها «اكس» تلفظ ميكنند، در حاليكه فرانسوي ها همان حرف را «ايكس» ميخوانند. گذشته از اين، طبيعت، آهنگ و سبك لهجه هاي افغاني و ايراني به شكلي است كه دقيقاً مردم كابل «فلم» ميخوانند و مردم تهران «فيلم». هيچ دليلي وجود ندارد كه يك افغاني تازه از مشهد برگشته در كابل براي مردمي كه «فلم» تلفظ ميكنند، «فيلم» بنويسد كه گويا فارسي تر است. بزرگترين مرجع براي يك زبان شناس مردم كوچه و بازار است، چيزي كه مطبوعاتي هاي وطني آن را فراموش كرده اند و در عوض با دهاني باز چشم به خبرگزاري فارس و تلويزيون جمهوري اسلامي دوخته اند. اين خودكمتربيني فرهنگي هم بخشي از عوارض جنگ است.

در صنعت ذاتاً غربي سينما تمام اصطلاحات تكنيكي به همين مشكل در زبان فارسي دچار است. در اينجا نمي شود يك ليست مكمل از اين اصطلاحات و اختلافات آنها بنويسم، فقط براي نمونه به چند مثال بسنده ميكنم. تمام اين اصطلاحات در ايران به شكل فرانسوي و در افغانستان به اساس زبان انگليسي رايج شده اند. دليلش را هم قبلاً اشاره كردم. در سينماي ايران كلمات: پلان، دكوپاژ، آكسسوار، مونتاژ، دوبلاژ، اكسيون، پرسوناژ، رايج است كه در افغانستان به ترتيب معادل انگليسي آنها استفاده مي شود: شات، شوتينگ اسكريپت، وسايل، اديت، دبينگ، اكشن، كركتر، كه البته براي كمره در ايران دوربين مي گويند كه در افغانستان ما براي آن معادلي نداريم. بايد ذكر كنم كه جديداً در ايران و افغانستان بسياري از اين كلمات ديگر در كتابها و نشريات استفاده نمي شوند، مگر همچنان در سر صحنه ي فلمسازي رايج هستند.

زبان فارسي در هر دو كشور ايران و افغانستان دچار سردرگمي است. اين سردرگمي در افغانستان بخاطر رنگ سياسي قضيه بيشتر به چشم مي خورد. به همان اندازه كه اختلافات زباني در درون زبان فارسي در افغانستان سياسي است، در ايران بيشتر اختلافات برميگردد به برداشت هاي متفاوت از دستور زبان فارسي كه در مقايسه به خواهر كلانش زبان عربي، به شدت فقير و پينه پتره به نظر مي رسد.

در افغانستان گذشته از مشكلي كه در درون زبان فارسي وجود دارد، مشكل همجواري با زبان پشتو هم هست، كه مشكلي است نه ادبي و تيوريك بلكه سياسي و قومي. تمام مشكل در افغانستان به اين برميگردد كه مردم و دولت فراموش كرده اند كه در يك كشور دوزبانه زنده گي ميكنند. به طور خلاصه، تنها راه حل نهايي اين قضيه اين است كه تمام اسناد رسمي دولت بايد به هر دو زبان پشتو و دري نوشته شود، درست مانند چيزي كه در كانادا جريان دارد كه حتا لوحه تشناب در ساختمانهاي دولتي به دو زبان انگيسي و فرانسوي است. وقتي اسناد رسمي همچون تذكره، پاسپورت، جوازنامه ها، اعلاميه ها، فورمهاي اداري به شمول تمام لوحه هايي كه در اماكن عمومي/دولتي قرار دارد به دو زبان نوشته شود، ديگر شاهد اين همه رگهاي گردن برافروخته در تلويزيونها نخواهيم بود.

يك اشاره ي كوتاه هم ميخواهم به خاصيت زباني برخي از كلمات داشته باشم. بر اساس يك تقسيم بندي زبانشناختي، هر زباني در دنيا 25 فيصد واژگان آن از بيرون مي آيد، 25 فيصد ديگر از ريشه ي اصلي زبان است، 25 فيصد با تكامل جامعه از نو زاييده مي شود و ريشه 25 فيصد باقي مانده را فعلاً فراموش كرده ام. ولي بيشتر همان 25 فيصدي كه از زبانهاي خارجي مي آيد مورد بحث من است. خود زبان فرانسوي 70 فيصد كلماتش از زبان لاتين اقتباس شده است، درست مثل زبان فارسي كه چنين رابطه يي با زبان عربي دارد. تلاشهاي تازي ستيزانه ي برخي از حلقات وطني، همان قدر بي اساس و بيهوده است كه مضحك و مسخره. در زبان عربي حتا كلمات زيادي از زبان فارسي و ديگر زبانها آمده است كه به آنها اصطلاحاً كلمات «معرب» مي گويند، يعني كلماتي كه خاصيت اصلي خود را ازدست داده و تبديل به واژه يي عربي شده است. در زبان فارسي هم بسياري از كلماتي كه ريشه ي غير فارسي دارد، در حقيقت كلمات «مفرس» هستند، يعني هيچ خاصيت خارجي ندارند. كلمه ي «انقلاب» در زبان فارسي ريشه ي عربي دارد، مگر هيچ گاه عربي نيست بل مانند هزاران كلمه ي مشابه ديگر كاملاً فارسي است. چون انقلاب به معناي تغيير رژيم سياسي در فارسي به هيچ وجه در زبان عربي به آن معنا استفاده نمي شود. در عربي براي انقلاب «الثوره» مي گويند كه هيچ ربطي ندارد به «انقلاب» و آن معناي هيجان انگيزي كه در درونش براي ما فارسي زبانان دارد. اصطلاحات ديگري چون «وزارت امور داخله» و «قومانداني امنيه» را هم به همين شكل قياس كنيد. كلمه ي «قوماندان» ريشه ي تركي دارد كه البته ترك ها هم از «كوماندان» زبان فرانسوي گرفته اند. در تركي و فرانسوي به اين كلمه «كوماندان» ميگويند. اين تنها افغانستان است كه «قوماندان» در زبان فارسي آن رايج است و فعلاً هيچ خاصيت خارجي هم ندارد. لذا هيچ دليل عاقلانه ي وجود ندارد كه به جاي آن ناف خود را كنده و «فرمانده» بگوييم، چون ايراني ها خوش مي شوند. اين نوشته ي كوتاه و شتابزده را همينجا ختم ميكنم و بحث مفصل را به كسانيكه بيشتر از من به اين مسايل علاقه دارند واگذار ميكنم.

دوباره به «فلم» بر ميگردم. نتيجه گيري اينكه اجازه بدهيد، ايراني ها در تهران «فيلم» بسازند، و ما در كابل «فلم» بسازيم. بگذاريد ايراني ها «فرمانده» داشته باشند و ما «قوماندان». چرا به انگليس و آمريكا نگاه نكنيم. در آمريكا به مترو Subway ميگويند و در انگليس همان مترو را Underground، آمريكايي ها به پتلون Pants ميگويند و انگليسيها .Trousers درحاليكه زبانشان يكي است و از اين تفاوتهاي زباني/فرهنگي شان لذت مي برند. هيجان دنياي رنگارنگ بسي زيباتر ازملال دنياي تك رنگ است.

۱۷ نظر:

  1. جناب آقای کریمی، از خواندن وبلاگ شما همیشه خوشحال می شوم. این بار هم چنین شد با آن که با چند نکته در این نوشته موافق نیستم. من متوجه نشده ام که film را انگلیس ها felm تلفظ کنند. تا آنجا که گوش من به یاد دارد، هنوز هم آنها i را در این واژه همان طور یای کش دار تلفظ می کنند.
    دوم، تنوع خوب است. اما وقتی شما با همزبان سمرقندی تان صحبت کنید و بدون دانستن روسی و ازبکی هیچ جیزی از این همشهری رودکی نفهمید، شاید این قدر از تنوع طرفداری نکنید. هرگاه با فارسی زبانان آسیای مرکزی روبرو شده ام، همین که بحث وارد مسایل جدی شده، به دامن روسی پناه برده ایم. خوشم نمی آید که در افغانستان کمیپوتر را رایانه می گویند و انتقالات را ترابری اما واکنش آنانی را که وادار شده اند حتماً پوهنتون بگویند، درک می کنم. این به جای خودش درست، که نه فارسی و نه پشتو - دست کم آن قدری که من می دانم- برای درمان دردهای امروزی ما کافی نیستند. اما این بحث دیگری است. موفق باشید.

    پاسخحذف
  2. جناب آقای کریمی، از خواندن وبلاگ شما همیشه خوشحال می شوم. این بار هم چنین شد با آن که با چند نکته در این نوشته موافق نیستم. من متوجه نشده ام که film را انگلیس ها felm تلفظ کنند. تا آنجا که گوش من به یاد دارد، هنوز هم آنها i را در این واژه همان طور یای کش دار تلفظ می کنند.
    دوم، تنوع خوب است. اما وقتی شما با همزبان سمرقندی تان صحبت کنید و بدون دانستن روسی و ازبکی هیچ جیزی از این همشهری رودکی نفهمید، شاید این قدر از تنوع طرفداری نکنید. هرگاه با فارسی زبانان آسیای مرکزی روبرو شده ام، همین که بحث وارد مسایل جدی شده، به دامن روسی پناه برده ایم. خوشم نمی آید که در افغانستان کمیپوتر را رایانه می گویند و انتقالات را ترابری اما واکنش آنانی را که وادار شده اند حتماً پوهنتون بگویند، درک می کنم. این به جای خودش درست، که نه فارسی و نه پشتو - دست کم آن قدری که من می دانم- برای درمان دردهای امروزی ما کافی نیستند. اما این بحث دیگری است. موفق باشید.

    پاسخحذف
  3. خواستم من هم در این بحث شرکت کنم چون فکر می کنم علی اندکی دچار برافروختگی یکی از رگهای گردنش شده است ورنه باید به فلم و فیلم در تلفظ دو لهجه انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی دقت بیشتر می‌کرد. من اینجا تلفط همراه با فونوتیک این واژه را میاورم که بیشتر واضح گردد چه می خواهم بگویم.
    در زبان انگلیسی فرق نمیکند چه لهچه آمریکایی باشد چه انگلیسی زبان یک زبان است اما آنکه میگوید این زبان لهجه انگلیسی است بیشتر به تون و تلفظ برخی حرف هاست.
    اما در مورد فلم این دو لهجه فرقی ندارد چون در زبان انگلیسی چیزی بنام فونوتیک وجود دارد. دقیقا مانند قانون اساسی یک کشور که اگر پا کج بگذاری گردنت را میشکنند
    در تلفظ film فونوتیک آن I هست و I از جمله Short Vowels است.
    تلفظ آن با فونوتیک چنین است
    /fIlm/

    پس هیچگاه تلفظ film، به felm نیست. این واژه در تمام زبانها از جمله همان فرانسوی چنین تلفظ میشوووووووودد
    بقیه بماند

    پاسخحذف
  4. مطمئن هستم در مورد 25% واژه های هر زبان که ریشه ی خارجی دارند، جدی نبودید. مثالی که خودتان از زبان فرانسه یی آورده اید، این فرضیه ی تان را رد می کند. فارسی ما هم اکثر واژه هایش را از عربی گرفته. خیلی بیشتر از آن 25%. یک نگاه گذرا به فرهنگ معین برای این نتیجه گیری کافیست.
    چینی به گونه ی نمونه خیلی در برابر وارد کردن واژه های خارجی حساسیت دارد. برای همین است که تیلفون، یا فوتبال، یا رستوران و هوتل را چینی ها نمی دانند. آنها خودشان نام ساخته اند برای این پدیده ها. در حالی که این واژه ها چنان در زبان های دیگر وارد شده اند، که خارجی بودنش تقریباً فراموش شده است.

    پاسخحذف
  5. هاشم .......
    هرچند نمیتوان اهمیت زبان درپیوند با انسان وزندگی او ناچیز پنداشت ،چون به قول همان یونانی مردک ما حیوان ناطقیم .... اما این گفتگوی آقایان مرابه فکر حکایت انگور مولوی انداخت .......صاحب سری عزیز صد زبان ...گربدی انجا بدادی صلح شان .....پس بگفتی اوه که زین یک درم آرزوی جمله ای تان میخرم......
    عزیزان میدانم که شما نه زبان شناسید ونه سیاستمدار افغانی که ازاین غایله سود ببرید ....پس چربسرهم میکوبید ....
    عرض شود که اشکال در نوشته ام عمدی است تا من هم کار شما را نکرده باشم .

    پاسخحذف
  6. آفرین علی جواب می نویسی و می گویی: عرض شود که اشکال در نوشته ام عمدی است تا من هم کار شما را نکرده باشم .

    پاسخحذف
  7. با سلام خدمت شما دوست عزیز؛
    یک سرویس جدید و پرقدرت وبلاگ نویسی در افغانستان جدیدا شروع به کار کرد. ثبت نام آغاز شده است.
    آدرس: www.Blog.af

    پاسخحذف
  8. به هر صورت، موضوع زبان خيلي پيچيده است. اما طرح اش كار خوب است.
    زنده باشي

    پاسخحذف
  9. عزیزان رمضانی و فکرت

    از نظریات شما تشکر میکنم. بالاخره نمردیم و یک گپ محکمه پسند از نسیم هم شنیدیم. استدلال تو در زمینه ی فونوتیک کاملا صحیح است, مگر این به ین معنا نیست که من ا گپم عقب نشینی کرده ام. اگر یک آمریکایی و یک فرانسوی را پهلوی هم بنشانی و بگویی که هر دو film را تلفظ کنند بعد می فهمی که من جه می خواستم بگویم.
    آقای رمضانی, منظور من فقط فلم و فیلم نبود, بکله تمام کلماتی که به خاطر همین تلفظ فرانسوی/انگلیسی در زبان فارسی ایرانی و افغانی به دو شکل نوشته می شوند. همانطور که در متن اشاره کرده ام این یادداشت را به شکل شتابزده نوشته ام و بسیاری از مسایل راکاملا فراموش کردم که یاد کنم.

    به هر صورت از همه ی دوستان به خاطر وقتی که در خواندن وبلاگم گذاشته اند سپاسگزارم.

    نکته: فرهمند به من یاد داد که چطور در باکس کامنت نوشته کنم: روی عبارت "نظر بدهید" در بالای باکس یکبار کلیک کنید بعد می بینید که علامت موس داخل باکس ظاهر شده است و آماده ی نوشتن است.

    علی

    پاسخحذف
  10. کلمه مثل فرماند، به کلی فارسی است. اما قوماندان، ریشه فرانسه دارد. پس این دو کلمه، به یک نسبت بیگانه نیستند. به گمان من، استفاده از کلمه ای که ریشه فارسی دارد؛ به هر حال بهتر است. این موضوع، در تمامی موارد دیگر هم صادق است. مثلاً رایانه، فارسی است و کمپیوتر انگلیسی (یا فرانسه). حالا یک فارسی زبان بهتر است کدامیک را رواج بدهد؟ اینکه نخواهیم ایرانی زده باشیم؛ نباید به معنای بی تفاوت بودن واژه های فارسی ایرانی با واژه های غیر فارسی باشد.

    پاسخحذف
  11. hi,
    I always enjoy your writing, sorry I don't have Persian font, so I write in English.
    I agree with you that for having "right" language you need to listen to people. Just one small point as someone who knows English and is familiar with French, the difference between pronunciation of film in those language are the way you pronounce "l" not "i" . Iranian has similar pronunciation of soft "l" as French. But what the hell, if an Afghani Film as Felm, let it be! He or she is right.

    پاسخحذف
  12. correction: if an Afghani says Felm as Film, let it be

    پاسخحذف
  13. موسی هستم ووبلاگ زیبایت راخواندم تشکر

    پاسخحذف
  14. موسی هستم ووبلاگ زیبایت راخواندم تشکر

    پاسخحذف
  15. موسی هستم ووبلاگ زیبایت راخواندم تشکر

    پاسخحذف
  16. موسی هستم ووبلاگ زیبایت راخواندم تشکر

    پاسخحذف
  17. بصیر بیتا هستم ولی با ناشناس خود را معرفی می کنم.
    از دو سال پیش تاکنون به خاطر همین واژه هاو واژه بازی یا تلفظ و تلفظ پرانی می خواستم مقاله ای بنویسم. حالا با خواندن این نوشته وادار شدم که درست و حسابی و از نگاه زبانشناسی و قوانین دستوری که در زبان فارسی وجود دارد بنویسم. در مقاله ات اشتباه های بسیاری دیده می شود از جمله، نتیجه گیری ات که کاملا خارج از بحث درباره ی گونه ی تلفظ یا نوشتار فیلم/فلم می باشد.
    هر وقت که مقاله را نوشتم حتما اطلاع می دهم. فکر می کنم بد نیست نگاهی به آن بیاندازی و نظر بدهی.

    پاسخحذف