۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

یک قاعده ی قدیمی هالیوودی

در فلمهای کمدی کلاسیک هالیوود یک قاعده ی نانوشته وجود داشت که تا هنوز هم اعتبار دارد. شاید این قاعده تاریخ اش برگردد به بسیار قدیمها و ریشه ی آن به تیاتر کلاسیک اروپایی برسد، اما در سالهای طلایی سینما بود که در فلمهای کمدی همه گیر شد.

در فلمهای چارلی چاپلین مثلاً صحنه های خنده داری که باعث انفجار خنده ی تماشاچیان می شود به دقت در سراسر فلم تقسیم شده اند. یعنی تمام فلم پر از آن صحنه های کلیدی خنده دار نیست و نیز آن صحنه ها بی و قفه پشت سر هم قرار نگرفته اند، بلکه در هر 6 – 7 دقیقه بعد یکی از آن صحنه ها قرار داده شده است تا صدای خنده ی مردم سقف بلند سینما را به لرزه بیاندازد. بلا فاصله پس از آن صحنه ی خنده دار هیچ گاه یک صحنه ی مهمی که سرنوشت درام را تعیین کند و یا دیالوگ خاصی که معلومات کلیدی را ارایه کند قرار داده نمی شود؛ بلکه بیشتر به کارهای عادی یا مقدمه چینی برای صحنه ی خنده دار بعدی می گذرد. این تکنیکی بود که همه از آن خبر داشتند و به خوبی هم رعایت میکردند. حتا هنوز هم در سینما همین قاعده مد نظر گرفته می شود.

این نکته زمانی به ذهنم رسید که چندی پیش یک نمایش تیاتر فوق العاده را در تالار مرکز فرهنگی فرانسه تماشا میکردم. تمام تالار پر از تماشاچیانی بود که از تماشای کمدی فرانسوی «تارتوف» (مولیر) به وجد آمده بودند، و با هر دیالوگ و یا صحنه ی کمدی با تمام قوا قهقهه می زدند. من چون این نمایش را قبلاً دیده بودم حتا بسیاری از دیالوگ ها و صحنه ها را می توانستم پیش بینی کنم، لذا به روشنی میدانستم که این هیاهوی خنده، چگونه می تواند بر لذت تماشای این نمایش تاثیر بد بگذارد. چون به ساده گی بسیاری از دیالوگ های اساسی که در سیر دراماتیک داستان درک آنها ضروری بود، در میان صدای کرکننده ی خنده ها گم می شد.

یگانه راه حلی که گروه تیاتر «آفتاب» میتوانستند برای فرار از این مشکل در پیش بگیرند، همان قاعده ی قدیمی هالیوودی بود که متاسفانه فراموش کرده بودند. لذا بسیاری از تماشاچیان در آخر نمایش روال داستان را به خوبی نتوانسته بودند پی گیری کنند. این امر به خصوص در هنر تیاتر مهم است که ماهیتاً یک نوع قصه گویی گفتگو محور به شمار می آید و دیالوگ ها بار اصلی حمل داستان و معلومات درباره ی شخصیت ها را به دوش می کشد. مطمیناً در نمایش آینده، «تارتوف» با کارگردانی سنجیده تری به روی صحنه خواهد رفت، البته اگر فراموش نکنند که تمام هدف شان از نمایش فقط خنداندن مردم خوش خنده ی کابل نیست.

۱ نظر:

  1. سلام
    من يك عشق فيلم و رمانم. بدون تعارف وبلاگ مفيدي داريد. بد نيست اگر در مورد فيلم هايي كه ديدي و ارزش ديدن دارند بنويسيد. من معمولا سعي مي‌كنم تمام كارهاي كارگردان مورد علاقم رو ببينم. شما چطور انتخاب مي‌كني؟ اگر در مورد رمان هم بنويسيد بد نيست.

    با تشكر احسان

    پاسخحذف