۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

سينماي مستند افغانستان در فستيوال لايپزيگ


فستيوال فلم لايپزيگ در آلمان يكي از قديمي ترين فستيوالهاي فلم دردنيا است. يادگاري است از آلمان شرقي كمونيست؛ كه حالا جاي رنگ سرخ داس و چكش اش را رنگ سرخ كوكاكولا گرفته است («خداحافظ لنين»).

فستيوال لايپزيگ ويژه ي فلمهاي مستند و انيميشن است و پس از فستيوال آمستردام دومين فستيوال بزرگ اروپايي در زمينه ي سينماي مستند به حساب مي آيد.

امسال اين فستيوال بخشي را بنام «افغانستان – نمايي از درون» به سينماي مستند افغاني اختصاص داده است. طي اين بخش 15 فلم مستند افغاني كه از 2006 به اين طرف توليد شده اند به نمايش گذاشته خواهد شد. در كنار نمايش فلمها يك جلسه ي 90 دقيقه يي هم برگزار خواهد شد كه طي آن فلمسازان افغان درباره ي شرايط فلمسازي در افغانستان و راه هاي بهبود شرايط صحبت خواهند كرد. اين جلسه كه در چوكات DOK Leipzig Summet قرار دارد، تحت عنوان «توليد در شرايط اضطرار؛ فلمسازي درافغانستان» برگزار خواهد شد. براي صحبت افتتاحيه و معرفي كلي سينماي افغاني، از من خواسته اند كه به لايپزيگ بيايم و در اين جلسه و در جلسات ديگري كه برگزار خواهد شد منبر بروم.

در اين فستيوال از كابل محمد رضا حسيني يمك با فلم «بلبل – پرنده ي شهر»، الكا سادات با فلم «در دهكده يي كه ناقص العقلم مي خوانند» و آرزو برهاني با «تار تو، پود من» شركت خواهند كرد. عبدالحسين دانش و صحرا كريمي از سويدن و اسلواكيا با فلمهاي «گذرگاه» و «زني تنها در آستانه ي فصلي سرد...» به لايپزيگ خواهند آمد.

ليست فلمهاي شركت كننده در فستيوال
جزييات بيشتر درباره ي جلسه ي گفتگو و سخنراني

يك نكته: بنا به يك مشكلي كه نمي دانم از چيست، من نمي توانم به برخي سوالاتي كه در بخش نظرات مطرح مي شود بنويسم. اصلاً تعجب من اين است كه ديگران چطور مي توانند بنويسند و من كه صاحب وبلاگم نمي توانم؟ بعضي چيزها از كنترول آدم خارج است. اميدوارم به خاطر اين موضوع مرا ببخشيد.

۱۳۸۷ مهر ۲۸, یکشنبه

هزار خورشید تابان روی پرده

بنا به یک سنت ثابت هالیوودی، تمام رمان های پرفروش آمریکایی به فلم هم در می آیند. دو رمان پرطرفدار خالد حسینی هم از این قاعده مستثنا نیست. رمان «کاغذپران باز» را سال گذشته مارک فارستر یک فلم نه چندان موفق ساخت، و رمان دوم حسینی «هزار خورشید تابان» قرار است که در سال 2009 نسخه ی سینمایی آن به روی پرده بیاید.

تاریخ ثابت کرده است که معمولاً از رمان های عالی نمی شود فلم عالی ساخت. بخشی از مشکل به این دلیل است که خواننده گان رمان دوست دارند تمام وقایع داستان را روی پرده ببینند، که به خاطر زمان کوتاه دو ساعت سینمایی، این امر مقدور نیست و بسیاری از جزییات شاید مهم و دلنشین کتاب ناچار حذف می شود. نتیجه این می شود که تماشاچیان دچار سرخورده گی شده و فلمساز نمی تواند آن تحسین عمومی را که نویسنده دریافت کرده بود بدست بیاورد.

فلم «هزار خورشید تابان» را قرار است استفن زیلیان کارگردانی کند. کسی که آرزو میکنم کاش به جای مارک فارستر ساخت «کاغذپران باز» را نیز به عهده می داشت. استفن زیلیان کسی است که به خاطر نوشتن فلمنامه ی «فهرست شیندلر» (1993، استفن اسپیلبرگ) جایزه ی اسکار گرفت و نیز فلمنامه ی چندین فلم مشهور و مطرح هالیوودی دیگر را نیز نوشته کرده است: از جمله فلمنامه های «ماموریت: ناممکن» (1996)، «هانیبال» (2001)، «اوباشان نیویورکی» (2002)، «مترجم» (2005) و «گانگستر آمریکایی» (2007) از کارهای او در مقام فلمنامه نویس به حساب می ِآید.

کارنامه ی آقای زیلیان البته به نوشتن فلمنامه های یکدست و موفق خلاصه نمی شود، او از سال 1993 به این طرف با کارگردانی فلم «در جستجوی بابی فیشر» هر از گاهی به روی چوکی کارگردانی هم می نشیند. او پس از این فلم، دو فلم دگیر نیز ساخته است که عبارت اند از «تمام مردان شاه» (2006) و «یک عمل مدنی» (1998)؛ فلم تاریخی – جنگی «تمام مردان شاه» تا کنون موفق ترین و مشهورترین فلم او است.

فلم «هزار خورشید تابان» با فلمنامه و کارگردانی زیلیان قرار است در ژانر جنگی و درام ساخته شود. چیزی که با توجه به گذشته ی زیلیان میتوان حدس زد که شانس موفقیت فلم را بالا می برد.

دومین رمان خالد حسینی نویسنده ی افغانی الاصل آمریکایی داستان دو زنی است که همسر یک مرد تیپیکال افغان هستند. حسینی زنده گی غم انگیز این زنان را در پسزمینه ی 30 سال جنگ های مختلف افغانستان روایت کرده است. این کتاب در آمریکا برای مدتهای زیادی در صدر لیست کتابهای پرفروش قرار داشت و از سوی منتقدین نیز به خوبی استقبال گشت – البته اگر نقد نیویورک تایمز را نادیده بگیریم، که برخی از صحنه های کتاب را به فلمهای درجه «ب» هالیوودی تشبیه کرده است.

استفن زیلیان، 55 ساله فلمنامه نویس، کارگردان و تهیه کننده ی آمریکایی یکی از موفقترین چهره های هالیوود معاصر به حساب می آید. او که شهرتش را بیشتر مدیون فلمنامه هایش است، از دانشگاه دولتی سان فرانسیسکو فارغ التحصیل شده است و فعلاً در کالیفرنیا زنده گی میکند. روزنامه ی «تایمز» استفن زیلیان را زمانی به عنوان:«هنرمندترین و عالیترین فلمنامه نویسی که بعد از رابرت تاون هالیوود تا کنون به خود دیده است» معرفی کرد. فلم «هزار خورشید تابان» را که به زبان انگلیسی خواهد بود، کمپنی کلمبیا پیکچرز تولید میکند.

۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

یک قاعده ی قدیمی هالیوودی

در فلمهای کمدی کلاسیک هالیوود یک قاعده ی نانوشته وجود داشت که تا هنوز هم اعتبار دارد. شاید این قاعده تاریخ اش برگردد به بسیار قدیمها و ریشه ی آن به تیاتر کلاسیک اروپایی برسد، اما در سالهای طلایی سینما بود که در فلمهای کمدی همه گیر شد.

در فلمهای چارلی چاپلین مثلاً صحنه های خنده داری که باعث انفجار خنده ی تماشاچیان می شود به دقت در سراسر فلم تقسیم شده اند. یعنی تمام فلم پر از آن صحنه های کلیدی خنده دار نیست و نیز آن صحنه ها بی و قفه پشت سر هم قرار نگرفته اند، بلکه در هر 6 – 7 دقیقه بعد یکی از آن صحنه ها قرار داده شده است تا صدای خنده ی مردم سقف بلند سینما را به لرزه بیاندازد. بلا فاصله پس از آن صحنه ی خنده دار هیچ گاه یک صحنه ی مهمی که سرنوشت درام را تعیین کند و یا دیالوگ خاصی که معلومات کلیدی را ارایه کند قرار داده نمی شود؛ بلکه بیشتر به کارهای عادی یا مقدمه چینی برای صحنه ی خنده دار بعدی می گذرد. این تکنیکی بود که همه از آن خبر داشتند و به خوبی هم رعایت میکردند. حتا هنوز هم در سینما همین قاعده مد نظر گرفته می شود.

این نکته زمانی به ذهنم رسید که چندی پیش یک نمایش تیاتر فوق العاده را در تالار مرکز فرهنگی فرانسه تماشا میکردم. تمام تالار پر از تماشاچیانی بود که از تماشای کمدی فرانسوی «تارتوف» (مولیر) به وجد آمده بودند، و با هر دیالوگ و یا صحنه ی کمدی با تمام قوا قهقهه می زدند. من چون این نمایش را قبلاً دیده بودم حتا بسیاری از دیالوگ ها و صحنه ها را می توانستم پیش بینی کنم، لذا به روشنی میدانستم که این هیاهوی خنده، چگونه می تواند بر لذت تماشای این نمایش تاثیر بد بگذارد. چون به ساده گی بسیاری از دیالوگ های اساسی که در سیر دراماتیک داستان درک آنها ضروری بود، در میان صدای کرکننده ی خنده ها گم می شد.

یگانه راه حلی که گروه تیاتر «آفتاب» میتوانستند برای فرار از این مشکل در پیش بگیرند، همان قاعده ی قدیمی هالیوودی بود که متاسفانه فراموش کرده بودند. لذا بسیاری از تماشاچیان در آخر نمایش روال داستان را به خوبی نتوانسته بودند پی گیری کنند. این امر به خصوص در هنر تیاتر مهم است که ماهیتاً یک نوع قصه گویی گفتگو محور به شمار می آید و دیالوگ ها بار اصلی حمل داستان و معلومات درباره ی شخصیت ها را به دوش می کشد. مطمیناً در نمایش آینده، «تارتوف» با کارگردانی سنجیده تری به روی صحنه خواهد رفت، البته اگر فراموش نکنند که تمام هدف شان از نمایش فقط خنداندن مردم خوش خنده ی کابل نیست.

۱۳۸۷ مهر ۱۵, دوشنبه

«از چشم های او»؛ معرفی یک فلم افغانی


من قبلاً آقای میثاق کاظمی را ساکن هندوستان معرفی کرده بودم که در واقع ایشان ساکن ایالات متحده هستند. به خاطر این اشتباه متاسفم و امیدوارم که خواننده گان محترم و آقای کاظمی عذر مرا بپذیرند.
«از چشمهاي او»
كارگردان و فلمنامه نويس: ميثاق كاظمي
تهيه كننده: را جيندرا موتيوالا و ميثاق كاظمي
موسيقي: مشيت كاظمي و فرهاد دريا
بازيگران:اوميش ميشرا، هما شيخ، محسن مناقب،سوجاتا بگوات، را جيندرا موتيوالا، آنجلي پوهانكار.
زمان: حدود 20 دقيقه. رنگ: رنگه و سياه سفيد. زبان : انگليسي، اردو و هندي. لوكيشن: هندوستان. ژانر: درام، جنگي، رمانس، مفهومي.

سناپسس:
يك افسر مسلمان اردوي هندوستان ( اوميش ميشرا) پس از سالها كار نظامي، وقتي به خانه مي آيد، متوجه ميشود زني را كه دوست داشته ( هما شيخ) حالا تبديل به يك راهبه ي منزوي و معتكف شده است. از دست دادن معشوقه، باعث مي شود كه او ايمان خود به خدا را نيز از دست بدهد. علي رغم مخالفتهاي شديد خانواده اش افسر نظامی به سفري رهسپار ميشود تا معشوقه اش را يافته و دوباره او را به زنده گي زمینی بازگرداند.
***
ميثاق كاظمي يك فلمساز افغان است كه در آمریکا زنده گي ميكند. او در آنجا در رشته ي فلمسازي تحصيل كرده است و در همانجا هم مصروف ساختن فلم است. کاظمی این فلم کوتاه را در هندوستان ساخته است. او دوست دارد كه در فضاي مستقل كار كند و از همين رو فلمهاي او كمترين شباهتي به فلمهای بازاری ندارد و این فلم هندی اش نیز با «فلم هندي» که ما می شناسیم قرابتی ندارد.

میثاق کاظمی از معدود مهاجرین افغان در هند است که به سینما علاقمند شده و در این زمینه فعالیت میکند. او جوان و تحصیلکرده است و به خوبی از تحولات و انکشافات جدید سینمای معاصر آگاهی دارد.

افغانهایی که در خارج از کشور به فلمسازی می پردازند به سه گروه تقسیم می شوند. گروه اول کسانی است که قبلاً در کابل در کار سینمایی مصروف بوده اند و در مهاجرت نیز به عنوان یک کار جنبی گاهگاهی به فلمسازی ویدیویی می پردازند. گروه دوم جوانان افغانی هستند که در افغانستان فلمساز نبوده اند، مگر با مهاجرت به کشورهای غربی از روی شوق و علاقه به سینما، گاهی که پولدار می شوند همراه با دوستان شان فلمهای اکشن ویدیویی می سازند. گروه سومی هم هستند که از نسل دوم مهاجرین افغان به حساب می آیند و در واقع درهمان کشورهایی که زنده گی میکنند تحصیل کرده اند و تحت سیستم های آموزشی همان کشورها در رشته ی فلم درس خوانده اند و فلم می سازند. ابن گروه که تعدادشان از دو گروه اول کمتر نیست، زاییده ی سینمای معاصر جهان اند و «سواد بصری» شان شباهتی به اخلاف هموطن شان ندارد و بیشتر متاثر از فضای کلی سینمای مدرن و معاصر دنیا است. میثاق کاظمی هم از همین نسل است.

فلم كوتاه «از چشم هاي او» سومين اثر كاظمي است و سايت رسمي فلم، آنرا به عنوان «داستان روشنگرانه يي كه قداست دين، قدرت ايمان و اهميت معنويت در عشق را همه يك جاي به تصوير مي كشد»، تو صيف كرده است. آنچه که از روی سناپسس، نام، و حتا طراحی پوستر فلم می شود درک کرد، یک فلم متفاوتی است که به هیچ صورت با آن ویدیوهای بازاری شرم آوری که گاهگاهی معمولاً به نام فلم افغانی از خارج می آید شباهتی ندارد.

سایت رسمی میثاق کاظمی