ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

دو نوع انتخابات

در انتخابات ایران، دولت قبل از برگزاری انتخابات در نتایج دستبرد می زند: یک شورای نگهبان وجود دارد که عده ای را اجازه نمی دهد اصلاً خود را کاندید کنند. ولی پروسه رای گیری کم و بیش شفاف است و تقلب بسیار کم صورت می گیرد. در افغانستان، برعکس، همه می توانند خود را کاندید کنند ولی دولت بعد از انجام رای گیری در جریان شمارش آرا به انتخابات دستبرد می زند: کمیسیون انتخابات رای عده ای را می دزدد و بر رای عده ای می افزاید.
شیوه ایران راست و پوست کنده است طوری که وقتی رد صلاحیت شدی، دل جمع خانه ات می نشینی و می فهمی که رای نمی گیری. آنعده که صاحب صلاحیت هستند می توانند مطمین باشند که رایی که می گیرند شمار می شود. نمونه خوبش همین انتخابات چند روز پیش در ایران.
در افغانستان اما اگر خود را به آسمان و زمین بزنی و رای تمام ملت را به دست بیاوری تا زمانیکه از قوم دلخواه نباشی و وابسته به گروه حاکم نباشی، رای ات را خوراک گوسفندها می کنند و نامت را "گل مرجان" می گذارند.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۶, دوشنبه

طراحی بیرق



امروز در کانادا روز ملی بیرق است. بیرق ساده و بسیار جذاب کانادا احتمالا زیباترین بیرق دنیاست. این سخنرانی درباره بیرق شهرهای آمریکا است و نکات جالبی درباره طراحی بیرق دارد. از نگاه بیرق شناسان (وکسیلولوجیست ها) یک بیرق خوب باید این مشخصات را داشته باشد:
1. ساده باشد، طوری که یک طفل بتواند آن را از حافظه نقاشی کند.
2. سمبول های به کار رفته در آن با معنی باشد.
3. از دو الی سه رنگ اصلی در آن استفاده شود.
4. هیچ گونه نوشته و آرم در آن استفاده نشود. (بر خلاف بیرق افغانستان که آرم بسیار پیچیده دولت در وسط آن قرار دارد.)
5. طرح بیرق باید متمایز باشد طوری که به سادگی با بیرق های دیگر اشتباه گرفته نشود.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

کاش به تعداد فستیوالهای مان، فیلم هم می داشتیم

مدتی است که فستیوالهای فیلم افغانی در داخل و خارج افغانستان زیاد برگزار می شود. کاش به اندازه این همه فستیوال یگان فیلم هم ساخته می شد. طی 15 سال گذشته تعداد فیلمهای بلند داستانی ما از تعداد انگشتان دست ما تجاوز نمیکند. این همه پولی که صرف این پارتی های پرهزینه می شود اگر صرف ساختن فیلم شود نتیجه بهتری هم برای جامعه فیلمسازان و هم برای فرهنگ افغانستان خواهد داشت.
فستیوال برگزار کردن یک کار مدیتریتی است که آدمهایی که در رشته های مدیریتی تجربه دارند انجام میدهند. در افغانستان اما این فیلمسازان هستند که فیلسازی را یله کرده و خود را با مدیریت مهمانی (event management) مصروف ساخته اند.
به عنوان یک سیل بین، مشوره من است که دوستان فیلمساز ما به جای صرف انرژی خود و پول بی زبان خارجی روی چنین برنامه هایی، پول را برای ساختن فیلم مصرف کنند. وقتی فیلم (خوب) ساخته شد، برای شما قول می دهم که فستیوال برای نمایش آن پیدا می شود. در این باره هیچ رای نزنید.
برای آن عده کسانیکه فیلم ساخته اند و فیلم خواهند ساخت، من سایت فیلم فری وی (filmfreeway.com) را معرفی میکنم. در این سایت شما میتوانید مشخصات صدها فستیوال بزرگ و کوچک از کشورهای مختلف را پیدا کنید و در ظرف چند دقیقه فیلمهای خود را به آنها بفرستید. غم فستیوال را نخورید، اول فیلم خوب بسازید بیننده پیدا می شود. مشکل ما فیلم است، نه فیلم بین.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۸, جمعه

انتروپوسین

یکی از حادترین مباحث «مود روز» در رشته های علوم انسانی در غرب انتروپوسین است. با اینکه انتروپوسین یک پدیده زمین شناختی است و بیشتر تحقیقات در این باره در رشته های علوم طبیعی صورت گرفته اند ولی تا حالا کارهای زیادی در این باره در فلسفه و تیوری انتقادی نیز نشر شده است.

انتروپوسین به عصر جیولوجیکی کنونی اطلاق می شود. تغییرات جیولوجیک در طول تاریخ همیشه بر اثر حوادث عظیم طبییعی شکل می گرفت ولی از اواخر قرن ۲۰ به بعد ما شاهد تغییراتی در جو و سطح زمین هستیم که بر اثر فعالیتهای انسان به وجود آمده اند. این تغییرات جدید، قرنها پس از اینکه شهرهای ما از بین بروند اثارشان بر بدن زمین خواهد ماند (مانند آثار دایناسورهایی که ۶۶ میلیون سال پیش نسلشان منقرض شد.) به این دلیل ما به یک عصر جیولوجیک نوین داخل شده ایم که در سال ۲۰۰۰ یک دانشمند عصبانی وسط یک کانفرانس در حالیکه علیه سخنران استدلال می کرد نام آن را فی البداهه انتروپوسین گذاشت. در این باره مطمینا در آینده بیشتر خواهید شنید.

مدت زیادی است که درباره انتروپوسین در زبان انگلیسی میشنیدم و میخواندم. امشب برای اولین بار به ترجمه گزارش کوتاهی در این باره در سایت بی بی سی فارسی برخوردم. خواستم به اهمیت این موضوع مود روز و ناآشنا اشاره کنم تا دوستان اهل فضل در حوزه زبان فارسی در این باره بیشتر علاقه بگیرند.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

تذکره بگویید، شناسنامه نگویید

من به جای "شناسنامه" همو "تذکره" خود ما را بیشتر ترجیح میدهم. هم زیباست، هم برای مردم عام آشناست، و هم تلفظش آسان تر است. در انگلیسی هم باید Tazkira نوشته شود و به National ID Card ترجمه نشود.
دوستان اهل رسانه: لازم نیست مثل کلوخ چشم دار فقط به طرف فرهنگستان زبان ایران نگاه کنید و هر آنچه را ایرانی ها گفت در نوشتارتان استفاده کرده و نگاه خودکمتربین به فارسی رایج در افغانستان داشته باشید. من کلماتی چون میدان هوایی، شفاخانه، و تذکره را ده ها بار بر فرودگاه، بیمارستان، و شناسنامه ترجیح میدهم. ایرانی گرایی در فارسی افغانستان درز میان زبان نوشتار و گفتار را فراخ تر از آنچه است میکند و این برای زبان فاجعه ای است بزرگ. باید تلاش کنیم که زبان گفتار را به نوشتار درآوریم و کم کم فاصله بین این دو را از میان برداریم.
اوایل قرن بیست در ایران زبان فارسی به دو دلیل مدرنیزه شد: اول به خاطر وضع لغات نو که از راه ترجمه وارد زبان شد و دوم به نوشتار در آوردن زبان گفتار. در افغانستان اما نه در ترجمه چندان طالع داشته ایم و نه در استفاده از گنجینه زبان گفتاری. حتی تا هنوز برای نویسندگان ما عار است که از کلمات رایج در کوچه بازار در نوشتارشان استفاده کنند و دوست دارند چرندیاتی چون عنعنات، توامیت، و تشبثات را که از عربی غلیظ گرفته شده اند به کار بگیرند. یک فارسی زبان وقتی نوشته شما را میخواند نباید نیاز به فرهنگ لغات داشته باشد. حالا بر علاوه این کلمات وحشی که اویل قرن بیست توسط کسانی چون محمود طرزی رایج شدند، "واژه های" مود روز ایرانی به زور وارد زبان شده اند که به همان اندازه برای یک فرد عادی وحشی و غریب اند.
زبان فارسی روزنامه ای مروج در ایران امروزی الگوی مناسبی برای ما نیست. دلیل آن این است که این زبان زاییده 30 سال استبداد دینی است. مردم ایران برای گریز از سانسور و استبداد شیوه های عجیبی از مغلق گویی و لفافه بازی را به کار می برند تا ما فی الضمیرشان را بدون گیر افتادن به چنگ سانسور بیان کنند. به این خاطر زبان فارسی در ایران بسیار پیچیده و بی روح شده و کلمات معانی مختلفی به خود گرفته اند. از آن نثر شیرین هدایت، جمالزاده و هم نسلان این دو دیگر خبری نیست.